د او را فرستاده است تا مردم را به سوي حق دعوت دهد و بر او کتابي نازل فرموده تا به مردم حکمت بياموزد و آنان را تزکيه کند و از تاريکي ها به سوي نور بيرون آورد. بنابراين فرمود:« يَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَةً» صحيفه هايي که از دستبرد و نزديک شدن شيطان محفوظ اند و جز پاکيزگان کسي به آن ها دست نمي زند. چون آن ها برترين کلام و سخن مي باشند.
بنابراين در مورد اين صحيفه ها فرمود:« فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ» در آن خبرهاي راست و  اوامر دادگرانه ايست که به سوي حق و صراط مستقيم هدايت مي کنند. پس وقتي اين حجّت و دليل به نزد آن ها آمد، جوينده حق از کسي که به دنبال حقيقت نيست مشخص گشت، تا هرکس که هلاک مي شود از روي دليل هلاک گردد و هرکس زنده مي ماند از روي دليل زنده بماند.
« وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَةُ» اهل کتاب به اين پيامبر ايمان نياوردند و از او اطاعت نکردند و اين نخستين گمراهي و عناد آن ها نيست. بلکه آن ها هيچ گاه دچار تفرقه و اختلاف نگشتند و به دسته ها تبديل نشدند مگر بعد از آن که حجت آشکار به آنان رسيد، حجتي که ايجاب مي کرد تا کساني که حجت بر آن ها رسيده متحد و يکپارچه باشند.
ولي اهل کتاب به خاطر سستي و بدي خودشان هدايت به آنان چيزي جز گمراهي نيفزود و بصيرت چيزي جز کوري به آن ها اضافه نکرد با اينکه کتاب ها در برگيرنده ي يک اصل و يک دين مي باشند.
« وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» و در ساير شريعت ها فرمان نيافتند جز آن که خدا را مخلصانه بپرستند. يعني در همه عبادت هاي ظاهري و باطني شان هدفشان رضايت خدا و تقرب جستن به او باشد. « حُنَفَاء» و از همه ادياني که مخالف دين توحيد مي باشد روي گردان شوند.
« وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ» و نماز و زکات را به طور خاص بيان کرد با اين که زکات و نماز در « لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» داخل است، چون نماز و زکات داراي شرافت و فضيلت بيشتري هستند و اين دو عبادتي هستند که هرکس آنها را انجام دهد  انگار همه مقررات دين را انجام داده است. 
« وَذَلِکَ» و توحيد و اخلاص در دين، «  دِينُ الْقَيِّمَةِ» آيين مستقيمي است که انسان را به بهشت مي رساند و ديگر راه ها انسان را به دوزخ مي رسانند. سپس سزاي کافران را پس از آن که حجت و دليل نزد آن ها آمد بيان کرد و فرمود:« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا » کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ خواهند بود و  عذاب آن ها را احاطه مي کند و کيفر آن بر ان ها شدت مي گيرد و آنان براي هميشه در عذاب خواهند بود و آنان براي هميشه در عذاب خواهند بود و آنان در اين نااميد هستند. 
« أُوْلَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ» اين ها بدترين انسان ها هستند چون حق را شناخته اند اما آن را ترک کرده اند و اين ها دنيا و آخرت را از دست داده اند. « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ» اين ها بهترين انسان ها هستند چون خدا را عبادت کرده و او را شناخته و نعمت هاي دنيا و آخرت را به دست آورده اند. « جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ» پاداش آن  ها باغ هاي بهشتي است که براي هميشه در آن هستند و نه از آن بيرون مي شوند و نه چيزي بالاتر از آن را مي طلبند.
« تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ» از زير درختان و کاخ هاي اين باغ ها رودها روان است و خداوند از آن ها به خاطر اين که کارهاي شايسته کرده اند خشنود است. و آن ها هم به خاطر نعمت هايي که خداوند به آنان داده از  او خشنود مي باشند. « ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ  » اين پاداش نيک براي کسي است که از خداوند بترسد و از نافرماني او دوري نمايد و آنچه را که خدا بر او واجب گردانده انجام دهد.
پايان تفسير سوره ي بينهمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ، نسزد هيچ  بشري  را که  خدا به  او کتاب  و حکمت  و نبوت  داده  باشد ،  آنگاه به ، مردم  بگويد که  بندگان  من  باشيد نه  بندگان  خدا  و حال  آنکه   پيامبران مي  گويند : همچنان  که  از کتاب  خدا مي  آموزيد و در آن  مي  خوانيد  ، پرستندگان  خدا باشيد.
وَلاَ يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ الْمَلاَئِكَةَ وَالنِّبِيِّيْنَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ، و نيز به  شما نمي  فرمايند که  فرشتگان  و پيامبران  را خدايان  پنداريد  آيا پس  از آنکه  اسلام  آورده  ايد شما را به  کفر فرمان  مي  دهند ?
قطعا امکان ندارد، و محال است انساني که خداوند وحي و کتاب و نبوت را به وي داده و حکم شرعي را به او بخشيده است ، و مردم را به پرستش خدا فرا خواند، و به پرستش پيامبران و فرشتگان و قرار دادن آنها به جاي خود دستور دهد، چون اين کفر است، زيرا او با اسلام مبعوث شده است که از هر جهت با کفر منافي است، پس چگونه او به ضد آن دستور مي دهد؟ اين غير ممکن است، زيرا حالتي که او بر آن قرار دارد، و فضيلت ها و ويژگي هايي که خداوند به او ارزاني داشته است، مقتضي عبودت و بندگي و فروتني کامل براي خداي يگانه و قهار مي باشد.
و اين پاسخي است به گروه نصراني هاي اعزامي از نجران، چرا که فريب خوردگي و تکبر آنان به جايي رسيد که گفتند: اي محمد ! آيا ما را دستور مي دهي تا تو را عبادت کنيم؟ اين در حالي بود که خداوند آنها را دستور داده بود که خدا را بپرستند، و از او پيروي  کنند. پس خداوند باري تعالي آنچه را که بر زبان آوردند منتفي کرد و فرمود: پوچ بودن سخن آنها و امثال آنان در اين مورد آشکار است.مدني و 8 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 8-1:
إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا آنگاه  که  زمين  لرزانده  شود به  سخت  ترين ، لرزه  هايش  ،
وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا و زمين  بارهاي  سنگينش  را بيرون  ريزد ،
وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا و آدمي  بگويد که  زمين  را چه ، رسيده  است  ?
يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا در اين  روز زمين  خبرهاي  خويش  را حکايت  مي  کند :
بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا از آنچه  پروردگارت  به  او وحي  کرده  است
يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ در آن  روز مردم  پراکنده  از قبرها بيرون  مي  آيند تا اعمالشان  را به   آنهابنمايانند
فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ پس  هر کس  به  وزن  ذره  اي  نيکي  کرده  باشد آن  را مي  بيند
وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه