ي نمايد که خداوند نظام هستي را تا وقت معيني قرار داده است، و بندگان فوايد و خواسته هايشان از آن بدست مي آورند و از آن بهره مند مي شوند، سپس اين انتظام از بين رفته و متلاشي مي شود، و خداوندي که آنرا به وجود آورده است ، همو آن را از بين يم برد و نابود مي کند، و کسي که آن را به حرکت در آورده است از حرکت باز مي دارد. و انسانها را به سرايي غير از جهان منتقل مي کند که در آنجا پاداش و سزاي اعمالشان را به طور کامل مي يابند و [فرد هوشيار] متوجه مي شود که مقصود از اين جهان آن است که مزرعه اي براي آخرت باشد، نيز متوجه مي شود که اين دنيا سراي سفر است نه محل اقامت.وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ و پيش از تو براي هيچ انساني جاودانگي مقرر نداشته ايم، آيا اگر تو بميري ايشان جاودانه مي مانند؟
كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ و هر انساني مزۀ مرگ را مي چشد، و شما را به سختي و آسايش مي آزماييم، و به سوي ما بازگردانده مي شويد.
از آنجا که دشمنان پيامبر مي گفتند: (نتربص به ريب المنون) منتظر پيامبر هستيم تا گرفتار حوادث تلخ روزگار شود و بميرد، خداوند متعال فرمود: راه مرگ راهي است که هر انساني بايد آن را در پيش گيرد، (وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِكَ الْخُلْدَ(  و اي محمد! ما پيش از تو براي هيچ انساني در دنيا جاودانگي مقرر نداشته ايم، پس اگر بميري، مرگ راهي است که پيامبران و اولياء و غيره آن را طي کرده اند. (أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ )آيا اگر بميري ايشان بعد از تو جاودانه مي مانند؟پس اگر چنين است، جاودانگي ، آنها را مبارک باد! اما چنين نيست، بلکه هر کس روزي فنا مي شود و از بين مي رود. بنابراين فرمود: (كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ) هر نفسي مرگ را مي چشد . و اين قانون همۀ خلائق را شامل مي شود، و مرگ جامي است که هر کس آن را بنوشد، گرچه بنده مهلت زياد و عمر طولاني داشته باشد. اما خداوند بندگانش را به وجود آورده و آنها را امر و نهي نموده، و با خير و شر، و ثروتمندي و فقر، و عزت و  ذلت ، و زندگي و مرگ آزموده است. (لنبلوهم آيهم احسن عملا) تا آنها را بيازماييم، که کدام يک عمل بهتري انجام مي دهد، و چه کسي در مواقع آزمايش دچار فتنه مي شود و چه کسي نجات مي يابد؟ (وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ ) و به سوي ما بازگردانده مي شويد.پس شما را به سبب اعمالتان مجازت مي کنيم، اگر اعمالتان نيک و خوب باشد به شما پاداش نيک مي دهيم. و اگر بد باشد سزاي بد مي دهيم. (و ما ربک بظلم للعبيد) و پروردگارت بر بندگان ستم نمي کند. 
و اين آيه بر باطل بودن سخن کسي دلالت مي نمايد که مي گويد: خضر زنه است و در دنيا جاودان است. و اين سخن که خضر براي هميشه زنده است سخن بي دليلي است و با دلايل شرعي مخالف است. وَإِذَا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ وَهُم بِذِكْرِ الرَّحْمَنِ هُمْ كَافِرُونَ و هرگاه کافران تو را ببيند حتماً شما را مسخره و ريشخند مي گيرند [و مي گويند]: آيا اين همان کسي است که معبودانتان را [به بدي] ياد مي کند؟ و آنان ياد [خداوند] رحمان را انکار مي کنند و به آن ايمان ندارند. 
خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ انسان از شتاب آفريده شده است. نشانه هاي خود را به شما خواهيم نمود، پس به شتابم نيازنداريد و عجله نکنيد. 
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ و مي گويند: «فرا رسيدن اين وعده کي خواهد بود اگر راست مي گوييد».
لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلَا عَن ظُهُورِهِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ اگر کافران مي دانستند هنگامي که نمي توانند آتش را از پس و پيش خود باز دارند و آنان ياري نمي گردند، [در رابطه با آمدن عذاب شتاب نمي ورزيدند].
بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ بلکه [آتش] ناگهان به سراغ ايشان مي آيد، و آنگاه حيرانشان مي سازد، و نمي توانند آن را دفع کنند، و بديشان مهلت داده نمي شود. 
وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون و به راستي پيامبراني پيش از تو مورد تمسخر قرار گرفته اند، پس عذابي که مسخره کنندگان آن را به شوخي گرفته بودند ايشان را فرا گرفت. 
و اين ناشي از شدت کفرشان است، زيرا مشرکان وقتي پيامبر عليه السلام را مي ديدند او را به استهزاء و تمسخر گرفته و مي گفتند: (أَهَذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ) آيا اين همان کسي است که خدايان شما عيب جويي و بدگويي مي کند؟ به گمان خود وي را ناچيز و حقير مي انگاشتند که خدايان آنان را مذمت مي کند. پس توصيه مي کردند که به او توجه نکنند. 
اين گونه پيامبر را مسخره کرده و او را تحقير مي کردند، با اينکه پيامبر در اوج کمال و انسانيت قرار داشت، و او کاملترين و برترين انسان بود. يکي از خوبي ها و فضيلت هايش اين بود که يکتاپرست بود و عبادت را فقط براي خداوند انجام مي داد و هر آنچه را که با خدا پرستش مي شد مذمت و نکوهش کرده و جايگاه و مقام پست آن را بيان نموده است. 
در حقيقت اين کافران بايد مورد تمسخر قرار بگيرند و تحقير شوند که تمام رفتارها و عادتهاي زشت و ناپسنتد را دارا هستند، و براي زشتي و فساد کاري آنان همين بس که به پروردگار جهانيان کفر ورزيدند و رسالت پيامبران را نپذيرفتند. آنان در بهترين حالتشان که عبارت از ذکر و ياد خداوند مهربان است، کفر مي ورزند، زيرا خداوند را ياد نمي کنند، و به او ايمان نمي آورند مگر اينکه چيزهايي را انباز و شريک او سازند، پس اگر ذ کر و يادشان کفر و شرک باشد ديگر احوالشان چگونه خواهد بود؟ بنابراين فرمود: (وَهُم بِذِكْرِ الرَّحْمَنِ هُمْ كَافِرُونَ) آنان از پيامبر عليه السلام ايراد مي گيرند و او را مورد استهزا قرار مي دهند، در حالي که آنان خداوند رحمان را ياد نمي کنند و به او و وحدانيتش کفر مي ورزند و  اصلاً وي را باور ندارند. 
و بيان اسم (الرَّحْمَنِ) در اينجا مبين زشتي حالت کافران است ، زيرا به خداوند مهربان که همۀ نعمتها را سرازير نموده و بلاها را دور کرده است، و تمامي نعمات بندگان از جانب اوست و بدي را جز او کسي دور نمي نمايد کفر و شرک مي ورزند.
(خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ) انسان آن چنان شتابگر است که انگار از شتاب آفريده شده است. آدمي موجود عجول است و با شتاب به سوي هر کاري مي رود و در انجام آن شتاب مي ورزد، پس مومنان در رسيدن عذاب خداوند به کافران عجله دارند، و احساس مي کنند که خيلي دير کافران گرفتار عذاب مي شوند، و کافران نيز از روي عناد و تکذيب، عذاب را به شتاب مي طلبند و مي گويند: (مَتَى