ي جز پشيماني و زيان و خستگي و کمبود حاصل نمي کند. اما کسي که در راه خشنودي خداوند دارايي خود را خرج کرده باشد با خداوند داد و ستد مي نمايد و چندين برابر آنچه خرج کرده، سود و فايده به دست مي آورد.
خداوند کسي را که اموالش را در راه شهوت ها خرج کرده ، سود و فايده به دست مي آرود. خداوند کسي را که اموالش را در راه شهوت ها خرج کرده و به اين کار خود افتخار مي کند، تهديد نموده و مي فرمايد:« أَيَحْسَبُ أَن لَّمْ يَرَهُ أَحَدٌ» آيا او با اين کارش گمان مي برد که خداوند او را نمي بيند و در برابر هر کار کوچک و بزرگي محاسبه اش نمي  کند؟ نه، چنين نيست، بلکه خداوند او را ديده و اعمالش را ثبت و ضبط مي کند است و فرشتگان را بر او گماشته است که کار نيک و بد او را مي نويسند. 
سپس نعمت هاي خود را برشمرد و فرمود:« أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ؛ وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ» آيا براي او دو چشم قرار نداده ايم؟ و زبان و دو لب نيافريده ايم؟ هدف از خلقت اين سه عضو زيبايي و ديدن و حرف زدن است  و ديگر فوايدي که در آنها نهفته است. پس اين ها نعمت هاي دنيا هستند.
سپس درباره نعمت هاي دين سخن به ميان آورد و فرمود:« وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ» و او را به دو راه خير و شر رهنمودن شده ايم و هدايت را از گمراهي برايش مشخص کرده ايم. پس برخورداري از اين نعمت هاي فراوان اقتضا مي کند که بنده حقوق خداوند را ادا نمايد و شکر نعمت هايش را به جاي آورد و از نعمت ها براي انجام گناه کمک نگيرد، ولي اين انسان چنين نکرده است.
« فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ» از گردنه عبور نکرده است چون او از هواي نفس خود پيروي مي کند و گذشتن از اين گردنه برايش بسيار سخت است. سپس گردنه را تفسير کرد و فرمود:« فَكُّ رَقَبَةٍ» آزاد کردن برده و يا کمک کردن  او براي اين که پول آزادي خود را بپردازد. و آزاد کردن مسلماني که نزد کافران اسير است بهتر و مهمتر است.
« أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ» در زمان گرسنگي به مردمي که به شدت نيازمندند خوراک بدهد. « يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ» به يتيمي خوراک بدهد که هم يتيم است و هم خويشاوند. 
« أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ» بينوايي که به خاطر نيازمندي به خاک چسبيده و سخت درمانده است. « ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا» سپس بايد او از زمره کساني باشد که با دل هايشان به آنچه ايمان آوردن به آن واجب است ايمان آورده اند و با عضا و جوارح خود کارهاي شايسته کرده اند پس هر سخن يا کار واجب و مستحبي در اين داخل است. 
« وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» و بايد از کساني باشد که يکديگر را بر صبر و شکيبايي بر اطاعت خداوند و دوري از گناهان و شکيبايي در برابر حوادث دردناکي که رخ مي دهد توصيه مي کنند. و توصيه نمودن همديگر بر صبر در برابر امور مذکور بايد به اين صورت باشد که يکديگر را تشويق و ترغيب نمايند تا در مقابل امر مبني بر آن صبر فرمانبردار باشند، و هرکاري کنند که اين فرمان الهي به طور کامل در آنان تحقق پيدا کند، بدون آنکه هيچ عدم رضايتي در اين زمينه در دل آنان وجود داشته باشد. 
« وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ» همچنين يکديگر را به مهرباني و با مردم کمک به  مستمندان و برآوردن نيازهاي ديني و دنيوي آنان سفارش مي کنند. و بايد آنچه براي خود مي پسندد براي ديگران نيز بپسندد و آنچه براي خود نمي پسندد براي ديگران نيز نپسندد.
« أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ» کساني که داراي چنين صفاتي باشند و خداوند به آن ها توفيق داده تا از گردنه عبور کنند اهل سعادتند، چون حقوق خداوند و بندگانش را ادا کرده و آنچه را که خداوند از آن نهي فرموده ترک گفته اند و اين نشان و علامت خوشبختي است.
« وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ؛ عَلَيْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَةٌ» و کساني که کفر ورزيده و اين امور را پشت سر انداخته و خداوند را تصديق نکرده و به او ايمان نياورده و کاري شايسته  انجام نداده و بر بندگان خدا رحم نکرده اند اينان اهل شقاوت وبدبختي هستند و آتشي بر آنان گمارده شده است که درهايش به درازي است تا از آن بيرون نيايند و در سختي و اندوه قرار گيرند.
پايان تفسير سوره ي بلدمکي و 15 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 15-1:
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا سوگند به  آفتاب  و روشني  اش  به  هنگام ، چاشت  ،
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا و سوگند به  ماه  چون  از پي  آن  بر آيد ،
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا و سوگند به  روز چون  گيتي  را روشن  کند ،
وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا و سوگند به  شب  چون  فرو پوشدش  ،
وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا و سوگند به  آسمان  و آن  که  آن  را برآورده  ،
وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا سوگند به  زمين  و آن  که  آن  را بگسترده  ،
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا و سوگند به  نفس  و آن  که  نيکويش  بيافريده
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا سپس  بديها و پرهيزگاريهايش  را به  او الهام  کرده
قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا که  : هر که  در پاکي  آن  کوشيد رستگار شد ،
وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا و هر که  در پليدي  اش  فرو پوشيد نوميد گرديد
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا قوم  ثمود از روي  سرکشي  تکذيب  کردند
إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا آنگاه  که  شقي  ترينشان  برخاست ،
فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْيَاهَا پيامبر خدا به  آنها گفت  که  ماده  شتر خدا را سيراب  کنيد
فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا تکذيبش  کردند و شتر را پي  کردند  پس  پروردگارشان  به  سبب  گناهشان
وَلَا يَخَافُ عُقْبَاهَا و او از سرانجام  کرده  خويش  بيمناک  نشد.
 خداوند به اين نشانه هاي بزرگ بر نفس هاي رستگار و گناهکار سوگند ياد کرده است و مي فرمايد: سوگند به خورشيد و نور آن، و فوايدي که از آن بر مي آيد. « وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا» و سوگند به ماه وقتي که در منازل (آسمان) و در تابش ن ور به دنبال خورشيد مي آيد.
« وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا» و سوگند به روز چون آنچه را که روزي زمين است روشن سازد. « وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا» و سوگند به شب چون همه آنچه را روي زمين است فرا گيرد. پس پي در پي آمدن منظم تاريکي و روشنايي و خورشيد و ماه در اين جهان و فراهم شدن منافع بندگان به وسيله ي آنها بزرگترين دليل است بر اين که خداوند به همه چيز  تواناست و بر هر کاري تواناست و اينکه خداوند يگانه معبود به حق است و هر معبودي غير از او باطل مي باشد.
« وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا» احتمال دارد که «ما» م وصوله باشد و اين طور معني شود: سوگند به آسمان و باني آن که خداوند متعال است. و احتمال دارد که «ما» مصدريه باشد پس اين طور معني مي شود: سوگند به آسمان و بناي آن که در نهايت زيبايي و استواري آفريده شده است.
« وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا» و سوگند به زمين و به آن که زمين را گسترده و پهن کرده است به نحوي که مردم مي توانند از آن اس