وْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى و در آن  روز جهنم  را حاضر آرند ، آدمي  پند گيرد  و چه  جاي  پند گرفتن   باشد ?
يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي مي  گويد : اي  کاش  زنده  گشتن  خويش  را پيشاپيش  چيزي  مي  فرستادم
فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ در آن ، روز چون  عذاب  او کس  را عذاب  نکنند ،
وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ و همانند او کس  را به  زنجير نکشند
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ اي  روح  آرامش  يافته  ،
ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً خشنود و پسنديده  به  سوي  پروردگارت  بازگرد ،
فَادْخُلِي فِي عِبَادِي و در زمره  بندگان  من  داخل  شو ،
وَادْخُلِي جَنَّتِي  و به  بهشت  من  در آي
چنين نيست، اموالي که دوست مي داريد و لذت هايي که براي به دست آوردن آن از همديگر پيشي مي گيريد براي هميشه باقي نمي ماند بلکه روز بزرگ و وحشتناکي در پيش داريد که در آن، « دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا» کوه ها و زمين، سخت درهم کوبيده مي شوند تا اينکه زمين به ميداني صاف و هموار که هيچ فراز و نشيبي در آن نيست تبديل مي گردد. 
« وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا» خداوند براي داوري کردن ميان بندگانش در سايه هايي از ابر مي آيد و فرشتگانِ آسمان ها صف در صف مي آيند. فرشتگان هر آسماني در يک صف قرار مي گيرند و مردم را احاطه مي نمايند و اين ها صفت هاي فروتني و کرنش در برابر خداوند جبار است.
« وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ» در آن روز فرشتگان، دوزخ را با زنجير مي کشند و مي آورند، پس وقتي اين امور رخ دهند« يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ» انسان کار خوب و بدي را که کرده است به ياد مي آورد. « وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى» اما چنين ياد  کردني چه سودي براي انسان دارد؟! چون زمان آن گذشته است.
انسان به خاطر کوتاهي هايي که کرده است، حسرت مي خورد و مي گويد:« يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي» اي کاش! براي زندگي جاوداني و هميشگي ام شايسته اي پيشاپيش مي فرستادم. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« يقُولُ يلَيتَنِي اتَّخَذُت الرَّسُولِ سَبِيلَاَ ؛ يويلَتي لَيتَنِي لَم أَتَّخِذ فُلَانَا خَلِيلَاَ» مي گويد: « اي کاش! راهي همراه پيامبر برمي گزيدم. واي برمن! اي کاش فلاني را به عنوان دوست خود بر نمي گزيدم» و اين دليلي است بر اين که زندگي حقيقي که آدمي بايد براي به دست آوردن آن کوشش کند زندگي جهان اخرت است، چون سراي ماندگاري و جاودانگي مي باشد.
« فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ » در روز قيامت خداوند کافران را چنان عذابي مي دهد که هيچ کس عذابي همسان  عذاب خداوند به آن ها نمي رساند. و اين به خاطر آن است که قيامت و عمل کردن براي آن را فراموش کرده اند. 
« وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ» دوزخيان با زنجيرهايي جهنمي بسته شده و بر چهره هايشان کشانده مي شوند و آن گاه در دوزخ مي سوزند، اين است سزاي مجرمان. و اما کسي که به خداوند ايمان آورد و به او دل ببندد و پيامبرانش را تصديق  کند به او گفته مي شود: 
« يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» اي انساني روحي با ياد و محبت خدا آرام گرفته و شاد شده اي! 
« ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً» در حالي که از پروردگار خشنود هستي و او از تو خشنود است به سوي او بازگرد.
« فَادْخُلِي فِي عِبَادِي» و در ميان بندگانم درآي. « وَادْخُلِي جَنَّتِي  » و به بهشت من داخل شود. اين ها کلماتي است که روح در روز قيامت و به هنگام مرگ با آن مورد خطاب قرار مي گيرد.
پايان تفسير سوره ي فجرمکي و 20 آيه است
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 20-1:
لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ قسم  به  اين  شهر
وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ و تو در اين  شهر سکنا گرفته  اي
وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ و قسم  به  پدر و، فرزنداني  که  پديد آورد ،
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ که  آدمي  را در رنج  و محنت  بيافريده  ايم  ،
أَيَحْسَبُ أَن لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ آيا مي  پندارد که  کس  بر او چيره  نگردد ?
يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَدًا مي  گويد : مالي  فراوان  را تباه  کردم
أَيَحْسَبُ أَن لَّمْ يَرَهُ أَحَدٌ آيا مي  پندارد که  کسي  او را نديده  است  ?
أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ آيا براي  او دو چشم  نيافريده  ايم  ?
وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ و يک  زبان  و دو لب  ?
وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ و دو راه  پيش  پايش  ننهاديم  ?
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ و او در آن  گذرگاه  سخت  قدم  ننهاد
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ و تو چه  داني  که  گذرگاه  سخت چيست  ?
فَكُّ رَقَبَةٍ آزاد کردن  بنده  است  ،
أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ يا طعام  دادن  در روز قحطي  ،
يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ خاصه  به ، يتيمي  که  خويشاوند باشد ،
أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ يا به  مسکيني  خاک  نشين
ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ تا از کساني  باشد که  ايمان  آورده  اند و يکديگر را به  صبر سفارش  کرده   اند و به  بخشايش
أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ اينان  اهل  سعادتند
وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ و کساني  که  به  آيات  ما کافرند اهل  شقاوتند
عَلَيْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَةٌ نصيب  آنهاست  آتشي  که  از هر سو سرش  پوشيده  است.
خداوند متعال قسم مي خورد« بِهَذَا الْبَلَدِ» به اين شهر امن، و آن مکّه ي مکرّمه است؛ ارجمندترين همه ي شهرها به طور مطلق، و به ويژه به هنگام ساکن بودن پيامبر(ص) در آن. « وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ» و قسم مي خورد به آدم و ذريه اش. و آنچه که بر آن قسم ياد شده است عبارت است از فرموده ي خداوند:« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ» احتمال دارد منظور سختي هايي است که انسان در دنيا و در برزخ و در روز قيامت از آن رنج مي برد و بايد کاري کند که از اين سختي ها راحت شود و براي هميشه شاد و مسرور گردد. 
اگر چنين نکند همواره از عذاب سخت رنج خواهد برد. بنابراين معني آيه اين است: و احتمال دارد که معني آيه اين باشد که خداوند انسان را در بهترين شکل آفريده است که مي تواند کارهاي سخت را انجام دهد. با وجود اين او شکر اين نعمت بزرگ را به جاي نياورده و به تندرستي مغرور شده و سرکشي کرده و از روي ناداني و ستمگري گمان برده که اين حالت ادامه دارد و همواره قدرت تصرف خواهد داشت. بنابراين فرمود:
« أَيَحْسَبُ أَن لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ» آيا انسان گمان مي برد که کسي بر او توانايي ندارد و از اين رو سرکشي مي کند؟! او به خاطر اموالي که براي شهوات نفس خود خرج کرده است افتخار مي کند و مي گويد:« أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَدًا» من مال فراواني را تباه و حيف و ميل نموده ام. خداوند اتفاق در راه شهوت ها و گناهان را هلاک کردن ناميد چون خروج کننده از اين اتفاق سود