َصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ و پروردگار تو تازيانه  عذاب  را بر سرشان  فرود آورد
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ زيرا پروردگارت  به  کمينگاه  است.
« أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ؛ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ» آيا با دل و چشم نينديشيده اي که پروردگارت با قبيله سرکش ارم، قبيله معروف ي که در يمن مي زيستند چه کرد! آن هايي که داراي قدرت و توانمندي و سرکشي بودند؟! 
« الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ» در قدرت و توانمندي در همانند آن ها در هيچ يک از شهرها آفريده نشده است. همان طور که پيامبرشان هود عليه السلام فرمود:« وَاذکُروا إِذ جَعَلَکُم خُلَفَآءَ مِن بَعدِ قَومِ نُوحِ وَزَادَکُم فِي الخَلقِ بَصطَةَ فَاذکُرُوا ءَالَآءَ اللَّهِ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ» و به ياد آوريد هنگامي که خداوند شما را بعد از قوم نوح جايگزين کرد و به شما در آفرينش قدرت بيشتري داد، پس ن عمت هاي خدا را به ياد آوريد تا رستگار شويد.
« وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ» آيا ندانسته اي که با قوم ثمود چه کرده است؟ همان قومي که با قدرت  خود صخره هاي بزرگي را در وادي القري تراشيده و براي خود خانه ساخته بودند. 
« وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ» آيا ندانسته اي که با فرعون چه کرده است؟ همان فرعوني که داراي لشکرياني بود که پادشاهي او را پابرجا و  استوار کرده بودند، همان طور که اشيا با ميخ ها محکم و  استوار مي شوند.
« الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ» اين صفت قوم عاد و ثمود و فرعون و پيروانشان است. آن ها در شهرها و آبادي ها سرکشي کردند و بندگان خدا را در دين و دنيا اذيت و آزار رساندند.  بنابراين فرمود:« فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ» و در آن جا خيلي فساد و تباهي به راه انداختند. فساد و تباهي کردن يعني انجام کفر و شعبه هاي آن از انواع گناهان، و آن ها در مبارزه با پيامبران و بازداشتن مردم از راه خدا کوشيدند.
« فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ» وقتي آنان در وادي سرکشي که سبب هلاکتشان بود پا نهادند خداوند از عذاب خود بر آنان فرود آورد.
« إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ» همانا پروردگارت در کمين کسي است که از فرمان او سرپيچي مي  کند، پس خداوند او را  اندک زماني مهلت مي دهد سپس او را به شدت گرفتار مي کند.فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ اما آدمي  ، چون  پروردگارش  بيازمايد و گرامي  اش  دارد و نعمتش  دهد ،  مي گويد : پروردگار من  مرا گرامي  داشت
وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ و چون  بيازمايدش  و رزق  بر او تنگ  گيرد ، مي  گويد : پروردگار من  مرا  خوار ساخت
كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ نه  چنان  است   شما يتيم  را گرامي  نمي  داريد ،
وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ و يکديگر را به  اطعام ، مسکين  ترغيب  نمي  کنيد ،
وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَّمًّا و ميراث  را حريصانه  مي  خوريد ،
وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا و مال  را فراوان  دوست  داريد.
خداوند از طبيعت انسان خبر مي دهد که نادان و ستمگر است و سرانجام کارها را نمي داند و گمان مي برد حالتي که در آن قرار دارد ادامه مي يابد و از بين نمي رود. نيز مي پندارد که تکريم او از جانب خداوند در دنيا و نعمت دادن خداوند به او بر اين دلالت مي کند که او نزد خداوند گرامي است!
و هرگاه خداوند روزي انسان را تنگ و گم نمايد طوري که از خوراک روزانه اش بيشتر نباشد، گمان مي برد که خداوند او را خوار و زبون کرده است. خداوند اين پندار  انسان را نادرست قرار داد ، و فرمود:« كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ» چنين نيست که هرکس را در دنيا نعمت دادم نزد من گرامي و با ارزش است و هرکس که روزي او را تنگ و کم نمودم نزد من خوار و بي ارزش است ، بلکه توانگري و فقر و روزي فراوان و روزي کم آزمايشي است که از جانب خداوند که با آن بندگان خود را مي آزمايد تا ببيند که چه کسي شکر مي گذارد و صبر پيشه مي  کند تا او را پاداش فراوان مي دهد، و هرکس را که چنين نيست به عذاب هلاک  کننده گرفتار سازد. 
همچنين اگر  بنده فقط به فکر خودش باشد اين دليل ضعيف همت اوست. بنابراين  خداوند آن ها را به خاطر بي توجهي به حالات مردم نيازمند سرزنش کرد و فرمود: «كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ» چنين نيست، بلکه شما کودکي که پدرش را از دست داده و نياز به دلداري و نيکي دارد گرامي نمي داريد، بلکه او را مورد اهانت قرار مي دهيد واين نشانگر عدم وجود رحمت و مهرباني مي باشد و دال بر اين است که شما به کار خوب علاقه نداريد.
« وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ» و شما همديگر را به خوراک دادن به نيازمندان و بينوايان تشويق و ترغيب نمي کنيد و اين به خاطر آن است که دنيا را به شدت و از ته دل دوست مي داريد و بر آن  بخل مي ورزيد. بنابراين فرمود:« وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَّمًّا» مال و دارايي بر جاي مانده از رفتگان را با آزمندي شديد مي خوريد و هيچ چيزي را از آن برجاي نمي گذاريد.
« وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا» و مال و دارايي را به شدت دوست مي داريد و اين مانند فرموده ي الهي است که مي فرمايد:« بَل تُوثِرُونَ الحَيوةَ الدُّنيا؛ وَالأَخِرَةُ خَيرُ وَأَبقَي» بلکه زندگاني دنيا را ترجيح مي دهيد . حال آن که آخرت بهتر و ماندگارتر است.« کَلَّا بَل تُحِبُّونَ العَاجِلَةَ؛ وَتَذَرُونَ الأَخِرَة» چنين نيست. بلکه دنيا را دوست مي داريد و آخرت را رها مي کنيد.وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ، و از ميان  ايشان  گروهي  هستند که  به  شيوه  کتاب  خدا سخن  مي  گويند ، تا، پنداريد که  آنچه  مي  گويند از کتاب  خداست  ، در حالي  که  از کتاب  خدا  نيست  و مي  گويند که  از جانب  خدا آمده  و حال  آنکه  از جانب  خدا نيامده   است  و خود مي  دانند که  بر خدا دروغ  مي  بندند.
گروهي از اهل کتاب، کتاب خدا را تحريف مي کنند، « يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ» و اين تحريف لفظي و تحريف معنوي را شامل مي شود. سپس آنها گمان مي برند که اين تحريف زشت بخشي از کتاب است، و آنها دروغ مي گويند، و به صراحت به خدا دروغ نسبت مي دهند، و آنها به سرنوشت و به سرانجام بد خود واقفند.كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا آري  ، چون  زمين  شکسته  شود و شکسته  شود ،
وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا و امر پروردگار تو فرا رسد و فرشتگان  صف  در صف  ،
وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَ