هميشگي را به خاطر لذت و شادماني آني از دست نمي دهد.پس محّبت دنيا و  ترجيح دادن آن بر آخرت اساس هر اشتباهي است.
« إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى؛ صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى» امر نيکو و اخبار خوبي که در اين سوره ي مبارکه برايتان بيان شد منحصر به اين کتاب آسماني نيست بلکه در کتاب هاي پيشين هم آمده است از جمله کتاب هاي ابراهيم و موسي که بعد از محمّد بزرگ ترين و شريف ترين پيامبران هستند. پس اين ها فراميني است که در هر شريعتي آمده اند چون به منافع هر دوجهان بر مي گردند و اين اوامر در هر زمان و مکاني صلاح و منفعت آدمي را تامين مي کنند.
پايان تفسير سوره ي أعلي<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1964.txt">آيه 16-1</a><a class="text" href="w:text:1965.txt">آيه 26-17</a></body></html>مکي و 26 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 16-1:
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ آيا داستان  غاشيه  به  تو رسيده  است  ?
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ در آن  روز وحشت  در چهره  ها پديدار است  ،
عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تلاش  کرده  و رنج  ديده  ،
تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً در آتش  سوزان  در افتند
تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ از آن  چشمه  بسيار، گرم  آبشان  دهند ،
لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ طعامي  جز خار ندارند ،
لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ که  نه  فربه  مي  کند و نه  دفع  گرسنگي
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ و در آن  روز چهره  هايي  تازه  باشند
لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ از کار خويشتن  خشنود ،
فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي  برين  
لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ، که  در آن  سخن  لغو نشنوند
فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ، و در آن  چشمه  سارها روان  باشد
فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ و تختهايي  بلند زده  
وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ و سبوهايي  نهاده  
وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ و ، و بالشهايي  بر روي  هم  چيده  ،
وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ و فرشهايي  گسترده
خداوند حالات قيامت و وحشت هاي که در آن روز وجود دارد بيان مي دارد و اين که قيامت با سختي هايش مردم را فرا مي گيرد و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا مي بينند و به دو گروه تقسيم مي شوند ؛ گروهي در بهشت و گروهي در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بيان کرد و در  توصيف دوزخيان فرمود:
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ» چهره هايي در روز قيامت از خواري و رسوايي خاضع و سرافکنده و شرمنده مي باشند. « عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ»  در عذاب خسته و رنجور هستند و بر چهره هايشان کشانده مي شوند و آتش چهره هاي آنان را فرو مي پوشاند. و احتمال دارد که منظور از « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ؛ عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ» چهره هايي باشد که در دنيا تلاش کرده و رنج کشيده اند. 
يعني عبادات و عمل صالح انجام داده اند ولي از آن جا که شرط قبول شدن اعمال که ايمان است وجود نداشته است در روز قيامت عملشان پوچ شده است. و اين احتمال گرچه از نظر معني درست است اما سياق کلام بر آن دلالت نمي کند بلکه آنچه قطعا درست است احتمال اول است چون آن را مقيد به ظرف کرده که روز قيامت است و چون هدف در اين جا ذکر دوزخيان به طور عام است و اين معني بخش اندکي از دوزخيان را شامل مي شود ، و سخن درباره بيان حالت مردم به هنگامي است که حادثه فروپوشاننده آن ها را فرا مي گيرد، و در اين جا منظور بيان حالات آن  ها در دنيا نيست. 
« تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً» وارد آتشي بسيار داغ مي گردند که از هر سو آن ها را احاطه کرده است و از چشمه بسيار داغ و گرمي نوشانده مي شوند. « وَإِن يستَغِيثُوا يغَاثُوا بِمَآءِ کَالمُهل يشوِي الوُجُوهَ» و اگر کمک بخواهند با آبي داغ که چهره ها را بريان مي کند به فرياد آن ها رسيده مي شود . پس اين نوشيدني  آن هاست. « لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ» اما غذايشان اين است که آن ها عذابي جز ضريع ندارند. ضريع گياه خارداري است که شبرق ناميده مي شود.
« لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ» که فربه نمي کند و از گرسنگي نمي رهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چيز است؛ يکي اين که گرسنگي را برطرف نمايد، و درد و رنج آدمي را برطرف گرداند و يا اينکه آدمي از لاغري در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما اين غذا اين دو چيز را ندارد، بلکه خوراکي است بي نهايت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند مي خواهيم که ما را از آن در امان  دارد.
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ» اما نيکوکاران چهره هايشان در روز قيامت تر و تازه است و خرّمي و تازگي نعمت بر چهره ها و بدن هايشان آشکار مي باشد و چهره هايشان نوراني و بي نهايت شادمان و مسرور است. « لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ» و از تلاشي که در دنيا کرده و کارهاي شايسته اي که انجام داده و نيکي اي که با بندگان خدا نموده اند راضي و شاد هستند، زيرا پاداش آن را چندين برابر مي يابند و به هرچه مي خواهند دست مي يازند.
« فِي جَنَّةٍ» و آنان در بهشتي که همه ي انواع نعمت ها را در بردارد به سر خواهند برد ، « عَالِيَةٍ» اين بهشت هم در مکاني مرتفع قرار دارد و هم منازل آن بلند است؛ مکان آن در «اعلي عليين» قرار دارد و آن بلندترين ِ بلندي ها مي باشد، و منازلش عبارت از خانه  هايي است که داراي  اتاق هايي است، و بر بالاي آنها اتاق هاي ديگري ساخته شده است که بهشتيان از آنها به نعمت هايي نگاه مي کنند که خداوند به آنان داده است.
« قُطُوفُهَا دَانِيةُ» يعني داراي ميوه هاي لذيذ و فراوان است، و داراي ميوه هايي نيکو مي باشد که به سهولت و آساني  قابل تناول است، به گونه اي که در هر حالي که باشند به آن دسترسي پيدا مي کنند و نيازي ندارند که از درختي بالا روند ، و هيچ ميوه اي از  دسترس آنان خارج نيست.
« لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً» در بهشت هيچ سخن بيهوده اي نخواهند شنيد، گذشته از اين که سخن حرام وناجايزي بشنوند، بلکه سخن آن ها خوب و مقيد است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمت هاي متوالي او است. و مشتمل بر آداب نيکو بين کساني است که با هم زندگي مي کنند. آدابي که دل ها را شاد مي گرداند.
« فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ» «عين» اسم جنس است. يعني در آن چشمه هايي روان است که هرجا بخواهند آن ها را مي برند. « فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ» جايگاه هاي بلندي که روي آن فرش هاي نرم انداخته شده است. « وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ» در بهشت ظرف هايي است که از انواع شراب لذيذ پر شده اند و جلوي آن ها گذاشته مي شود و برايشان آماده مي گردد . و در اختيار آن ها مي باشد و  نوجوانان خدمتگزاري که هميشه نوجوان اند با آن ليوان ها ميان بهشتي ها مي گردند. 
« وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ» بالش هايي از ابريشم کلفت و ابريشم نازک و چيزهاي ديگري که فقط خدا مي داند چگونه ساخته شده اند، در بهشت وجود دارد. اين بالش ها براي نشستن و تکيه زدن رديف شده اند و بهشتي ها خود زحمت درست کردن و رديف کردن آنها را نمي کشند. « وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ» و زيراندازهاي فاخر و گرانبهايي که گسترده و پهن شده اند و اين