، يا به وسيله پيمانه و ترازويي که کم نشان مي دهند حق آن  ها را پايمال مي کنند و يا اين که پيمانه و ترازو را پر نمي کنند و يا از راه هاي ديگري از حق مردم مي کاهند. 
پس کسي که به زور و يا از راه دزدي اموال مردم را از دستشان مي گيرد به طريق اولي سزاوار چنين  عذابي است. آيه دلالت مي کند که انسان هم چنان که حق خود را از مردم مي گيرد بايد حق مردم را نيز در معاملات به آنها بدهد. بلکه حجت و سخن هم در اين داخل است، پس همان طور که عادت بر اين است که دو فردِ مناظره گر هريک مي کوشد تا دلايل خود را ارائه دهد بر او لازم است که دليل طرف خودش را که خود آن را نمي داند بيان کند. و همان طور که به دلايل خود مي نگرد دلايل طرف راهم نگاه کند. و در اين جا، انصاف از تعصب و فروتني از تکبر و خردمندي از بي خردي مشخص مي گردد.
از خداوند مي خواهيم که ما را بر انجام هر کار خيري توفيق دهد. سپس خداوند کاهندگان را تهديد کرد و از حالتشان و از آنچه که بر آن بودند اظهار شگفتي نمود و فرمود:« أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ؛ لِيَوْمٍ عَظِيمٍ؛ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ» « پس آنچه به آن ها جرأت داد که از حقوق مردم بکاهند ايمان نداشتن آن ها به روز قيامت است و اگر به قيامت ايمان داشتند و مي دانستند روزي در پيشگاه خدا مي ايستند و آن ها را در مورد همه چيز بازخواست مي کند از اين کارها دست مي کشيدند و از آن توبه مي کردند.»كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ آگاه  باشيد که  اعمال  بدکاران  مکتوب  در سجين  است.
وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ تو چه  مي  داني  که ، سجين  چيست  ?
كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي  است  نوشته
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن  روز واي  بر تکذيب  کنندگان  :
الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ آنان  که  روز جزا را دروغ  انگاشتند.
وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ و آن  روز را جز متجاوزي  گناهکار دروغ  نينگارد
إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ چون  آيات  ما بر او خوانده  شد ، گفت  : افسانه  هاي  پيشينيان  است.
كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ حقا ، که  کارهايي  که  کرده  بودند بر دلهاشان  مسلطشده  است.
كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ حقا ، که  در آن  روز از پروردگارشان  محجوب  باشند.
ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ پس  ايشان  به  جهنم  در آيند.
ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ و آنها را گويند : اين  است  آنچه  دروغش  مي  شمرديد.
خداوند متعال مي  فرمايد:« كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ» به درستي که نامه اعمال بدکاران در سجين  است. و اين همه بدکاران را از نوع کافران و منافقان و  فاسقان شامل مي شود. و«سجّين» را چنين تفسير کرد:« وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ؛ كِتَابٌ مَّرْقُومٌ» کتابي است که اعمال پليد و زشت آن ها در آن ها نوشته شده است. 
«سجّين» جاي تنگ و دشواري است . « سجّين» ضد «عليين» است . «عليين» محلي است که نامه اعمال نيکوکاران در آن قرار دارد، همچنان که بيان خواهد شد. و گفته شده « سجين» زيرزمين هفتم قرارگاه بدکاران است. « وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ؛ الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ» واي به حال تکذيب کنندگان؛ آن هايي که روز جزا را تکذيب مي کنند.
« وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ» و جز کسي که بر محارم الهي تجاوز کرده و پا را از حلال فراتر گذاشته و بسيار گناهکار است آن را تذکيب نمي کند. چنين کسي دشمني اش او را وادار مي کند تا تکذيب نمايد و تکبرش براي او ايجاب مي نمايد تا حق را نپذيرد. بنابراين فرمود:« إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا» وقتي آيات ما که بر حق و بر راست بودن آنچه پيامبران آورده اند دلالت مي کند بر او خوانده شود آن را تکذيب مي کند و به مخالفت با آن برمي خيزد،« قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ» و مي گويد: اين  افسانه هاي پيشينيان و حکايت هاي امت هاي گذشته است و از جانب خدا نيست. 
تکذيب کنندگان اين را از روي عناد و تکبر مي گويند. امّا کسي که انصاف داشته باشد و هدف و مقصود او تبعيت از حق روشن باشد روز جزا را تکذيب نمي کند چون خداوند چنان دلايل قطعي و روشني براي اثبات روز قيامت ارائه داده است که آن را تبديل به حق و يقين کرده است و آن ها همان طور که با چشم خود خورشيد را مي بينند با جشم خود حقانيت آمدن روز جزا را مي بينند.
اما کسي که کردارش بر دلش زنگار بسته است و گناهانش او را پوشانده اند از حق بازداشته مي شود و حق را نمي بيند.
پس همان طور که دلِ چنين کسي از ديدن آيات الهي در حجاب است در روز قيامت نيز از لقاي پروردگارشان در حجاب خواهند بود. و اين سزاي تکذيب است. « ثُمَّ إِنَّهُمْ » سپس آنان همراه با اين عقوبت شديد « لَصَالُو الْجَحِيمِ» به جهنم در خواهند آمد. سپس با توبيخ و سرزنش به آن ها گفته مي شود:« هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ» اين همان دوزخي است که آن را تکذيب مي کرديد.
پس سه نوع عذاب را براي آن ها بيان کرد که عبارتند از : عذاب دوزخ، عذاب سرزنش و توبيخ، و عذاب در حجاب ماندن از لقاي پروردگار جهانيان. محجوب بودن آن ها از ديدار پروردگار به خاطر آن است که خداوند بر آن ها خشمگين مي باشد و اين برايشان از عذاب دوزخ بزرگ تر است.
مفهوم آيه دلالت مي کند که مومنان پروردگارشان را در روز قيامت و در بهشت مي بينند و از نگاه کردن به خدا لذت مي برند و اين برايشان از همه شادي ها لذت بخش تر است و آن ها از سخن گفتن خداوند با آن ها شاد مي گردند و از نزديک بودن به او خوشحال و مسرور مي شوند. همان طور که خداوند در چندين آيه از قرآن اين را بيان کرده و به تواتر نيز از پيامبر(ص) نفل شده است.
در اين آيات آدمي از ارتکاب گناهان برحذر داشته شده چون گناهان به تدريج دل را زنگار زده مي کنند تا اين که نور دل از بين مي رود و حقائق را وارونه مي بيند آن گاه باطل را حق و حق را باطل مي بيند و اين از بزرگترين سزاهاي گناهان است.كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ حقا ، که  اعمال ، نيکان  در عليين  مکتوب  است.
وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ و تو چه  مي  داني  که  عليين  چيست  ?
كِتَابٌ مَّرْقُومٌ کتابي  است  نوشته  ،
يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ که  مقربان  خدا در آن  مي  نگرند.
إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه  نيکان  در نعمتند ،
عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ بر تختها نشسته  و نظاره  مي  کنند.
تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ بر چهره  هاشان  طراوت  نعمت  را بشناسي.
يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ از شرابي  خالص  که  بر سر آن  مهر نهاده  اند سيراب  مي  شوند.
خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ مهر آن  از مشک  است  و پيش