ست آن طور که دشمنانش که رسالت او را تکذيب مي کنند، مي گويند و تهمت هايي به او بر مي بندند و مي خواهند با اين گفته ها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمد(ص) از همه مردم  عاقل تر و راستگوتر است. 
« وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ» و محمد(ص) جبرئيل عليه السلام را در بالاترين کرانه روشن و آشکار که با چشم ديده مي شود ديد. « وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ» و او بر آنچه خداوند به وي وحي نموده است بخيل نيست تا برخي از آن را از شما پنهان کند بلکه او (ص) امانتدار اهل آسمان و زمين است و پيام هاي پروردگارش را به صورت آشکار مي رساند. 
پس پيامبر(ص) در رساندن چيزي از آن به شما بخل نورزيده است و هيچ چيزي از آن را از هيچ کس نه از توانگر و نه از فقير و نه از رئيس و نه از زيردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشين و نه از روستايي پنهان نکرده است. بنابراين خداوند او را در ميان ملتي بي سواد و جاهل به علمايي رباني و دانشمنداني خبره تبديل شدند که دانش ها و علوم به آنان منتهي مي گشت و آن ها استاد و ديگران شاگردانشان بودند.
« وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ» وقتي بزرگي کتاب و فضيلت آن را همراه با ذکر  دو فرستاده بزرگوار که به وسيله ي آن ها به مردم رسيده است بيان کرد و اين دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفي دانست که در صداقت و راستي قرآن عيبي شمرده مي شود. و فرمود:« وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ» و آن قرآن گفته شيطان رانده شده از خداوند نيست. 
« فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ» چگونه چنين تصوري به ذهن شما خطور مي کند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقي را که در بالاترين مراتب راستي و صدق است به  منزله دروغ که پائين ترين باطل است قرار مي دهيد؟ اين چيزي جز وارونه کردن حقايق نيست.
« إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ» آن قرآن جز پند و اندرز براي جهانيان نيست که با آن به ياد پروردگارشان مي افتند و خداوند و صفت هاي کمالي را که دارد به ياد مي آورند و زشتي ها و عيب هايي را که خداوند از آن منزه است مي دانند و به وسيله ي قرآن اوامر و نواهي و حکمت هاي آن را به ياد مي آورند و احکام تقديري و شرعي و جزائي را يادآور مي شوند. 
خلاصه ي مطالب اينکه منافع هر دو جهان را به ياد مي آورند و به وسيله آن براي سعادت هر دو جهان تلاش مي کنند. « لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ» براي کسي از شما که بخواهد راست  کردار شود، بعد از آن که هدايت از گمراهي روشن گرديده است. 
« وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ  » مشيت و خواست او نافذ است و امکان ندارد که چيزي با خواست خداوند مخالفان ورزد. اين آيه و امثال آن ردّي است بر دو فرقه قدّريه و جبرّيه که خواست و مشيت خدا را نفي مي  کنند.
والحمدلله .
پايان تفسير سوره ي تکوير<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1949.txt">آيه 5-1</a><a class="text" href="w:text:1950.txt">آيه 12-6</a><a class="text" href="w:text:1951.txt">آيه 19-13</a></body></html>مکي و 19 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 5-1:
إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ آنگاه  که  آسمان  بشکافد ،
وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ و آنگاه  که ، ستارگان  پراکنده  شوند ،
وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ و آنگاه  که  درياها به  هم  بپيوندند ،
وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ و آنگاه  که  قبرها زير و زبر گردند ،
عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ هر کس  مي  داند چه  چيز پيشاپيش  فرستاده  و چه  چيز بر جاي  گذاشته  است.
هنگامي که آسمان شکافته مي گردد، و ستارگان پخش و پراکنده مي شوند و فرو مي ريزند و زيبائي آنها از بين مي رود و درياها بر جوشانده مي شوند و راه آن ها به هم باز مي گردد و همه به يک دريا تبديل مي شوند، و گورها زير و رو مي شوند و مردگان بيرون مي آيند و در محشر و در پيشگاه خداوند براي جزاي اعمال گرد مي آيند، در اين هنگام پرده کنار مي رود و آنچه پنهان بوده آشکار مي شود و هرکس سود و زيان خود را مي داند. در اين جا ستمگر وقتي آنچه از پيش فرستاده را مي بيند انگشتانش را گاز مي گيرد و به شقاوت هميشگي و عذاب جاودانه يقين حاصل مي نمايد. و در اين جا پرهيزگاران که کارهاي شايسته کرده اند رستگار مي شوند و نعمت پايدار و سالم ماندن از عذاب دوزخ را به دست مي آورند.وَدَّت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ، طايفه  اي  از اهل  کتاب  دوست  دارند که  شما را گمراه  کنند و حال  آنکه   نمي دانند که  جز خود را گمراه  نمي  کنند.
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ، اي  اهل  کتاب  ، با آنکه  خود به  آيات  خدا شهادت  مي  دهيد ، چرا  انکارشان مي  کنيد .
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ، اي  اهل  کتاب  ، با آنکه  از حقيقت  آگاهيد ، چرا حق  را به  باطل  مي   آميزيدو، حقيقت  را کتمان  مي  کنيد.
وَقَالَت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُواْ بِالَّذِيَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُواْ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ، طايفه  اي  از اهل  کتاب  گفتند : در اول  روز به  آنچه  بر مؤمنان  نازل  شده   است  ايمان  بياوريد و در آخر روز انکارش  کنيد ، تا مگر از اعتقاد خويش   بازگردند.
وَلاَ تُؤْمِنُواْ إِلاَّ لِمَن تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللّهِ أَن يُؤْتَى أَحَدٌ مِّثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَآجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ، و گفتند : جز پيروان  دين  خود را تصديق  مکنيد  بگو : هدايت  ، هدايت ، خدايي  است   و اگر گويند که  به  ديگران  همان  چيزهايي  ارزاني  شود که  به  شماارزاني  شده  است  ، يا اگر گويند که  فردا در نزد پروردگارتان  با شما  به  حجت  مي  ايستند بگو : فضيلت  به  دست  خداست  ، به  هر که  خواهد آن  را  عطا مي کند ، که  او بخشاينده  و داناست.
يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ، هر که  را بخواهد خاص  رحمت  خود مي  کند و خدا صاحب  کرمي  است  بس  بزرگ.
اين از جمله احسان و نيکي هاي خداوند نسبت به اين امت است که آنها را از مکر و توطئه اهل کتاب آگاه نموده و به آنها خبر داده است که اهل کتاب بنا بر علاقه شديد آنها به گمراه کردن مومنان کارهاي زشتِ گوناگوني انجام مي دهند.
پس گروهي از اهل کتاب گفتند: « آمِنُواْ بِالَّذِيَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَار» به آنچه بر مومنان نازل شده، در آغاز روز ايمان بياوريد، و در پايان روز از دينشان برگرديد، زيرا وقتي آنها ببينند که شما از دينشان برگشته ايد، در حاليکه آنها معتقدند که شما علم و دانش داريد، در دين خود شک مي کنند، و با خود مي