رُوا إِلَي جَهَنَّمَ زُمَراً» و کافران گروه گروه به سوي دوزخ رانده مي شوند. 
« وَسِيقَ  الَّذينَ اتَّقُوا رَبَّهُم إِلَي الجَنَّةِ زُمَراً» و پرهيزگاران گروه گروه به سوي بهشت برده مي شوند. « احشَرُوا الَّذينَ ظَلَمُوا وَأَزوَاجَهُم» ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آوريد. « وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ» و هنگامي که از دختر زنده به گور شده پرسيده مي شود. جاهلان دختران را زنده به گور مي کردند و آن ها گناهي جز اين نداشتند که پدرشان از فقر مي ترسيد.
پس پرسيده مي شود:« بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ» اين دختران به چه  گناهي کشته شده اند؟ مشخص است که  گناهي مرتکب نشده اند، اما اين سوال براي سرزنش و توبيخ قاتلان آن ها است. « وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ» و هنگامي که نامه هاي اعمال که هر بد و نيکي در آن نوشته شده گشوده مي شوند و هريک به صاحب آن داده مي شود. پس برخي نامه ي اعمالشان را به دست راستشان گرفته اند و برخي نامه اعمال را در دست چپ يا پشت سر گرفته اند.
« وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ» و هنگامي که آسمان از بين مي رود، همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« يوم تَشَقَّقُ السَّمَاءُ بِالغَممِ» روزي که آسمان با ابرها پاره مي گردد.« يومَ نَطوِي السَّماءَ کَطَي السِّجِلّ لِلکُتُبِ» روزي که آسمان را درهم مي پيچيم، همان طور که سجل، کتاب ها را درهم مي پيچد. «وَالارضُ جَميعاَ قَبضَتُهُ يومَ القِيمَةِ وَالسَّمَوتُ مَطوِيتُ بِيمينِهِ» و تمام زمين در روز قيامت در قبضه اوست و آسمان ها با دست راست او پيچيده مي شوند.
« وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ» و هنگامي که جهنم برافروخته مي شود و چنان شعله ور مي گردد که قبلا آن گونه مشتعل نبوده است. « وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ» و هنگامي که بهشت براي پرهيزگاران نزديک آورده مي شود. 
« عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ» هرکس اعمالي را که نزد او حاضر و نمايان است و پيش تر انجام داده است مي داند. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراَ َ » و آنچه را که کرده اند حاضر و آماده مي يابند. اين صفت هايي که خداوند براي قيامت بيان کرده است که دل ها را به تکان و بدن ها را به لرزه در مي آورد و هراس آن همه را فرا مي گيرد و خردمند را تحريک مي کند تا براي آن روز آمادگي حاصل نمايند و آن ها را از هر آنچه که باعث سرزنش مي گردد باز مي دارد. بنابراين برخي از سلف گفته اند: هرکس مي خواهد به قيامت بنگرد آن گونه که آن را با چشم خود مشاهده مي کند، بايد به سوره « إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ» بينديشد.فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ سوگند به  ستارگان  باز گردنده  ،
الْجَوَارِ الْكُنَّسِ سير کننده  غايب  شونده  ،
وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ و سوگند به  شب  چون  تاريک  شود ،
وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ و سوگند به  صبح  چون  بدمد ،
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ که  اين  سخن  رسولي  بزرگوار است
ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ نيرومند ، در نزد خداوند عرش  ، صاحب  مکانت  ،
مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ مطاع  ، صاحب  مکانت  
وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ و امين و يار شما ديوانه  نيست

وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ هر آينه  او را در افق  روشن ، ديده  است
وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و آنچه  را از غيب  به  او گويند دريغ  نمي  دارد
وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ و آن  سخن  ، سخن  شيطان  رجيم  نيست
فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ پس  به  کجا مي  رويد ?
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ اين  کتاب  پندي  است  براي  جهانيان
لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ براي  هر کس  از شما که  بخواهد به  راه  راست  افتد
وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ  و شما نمي  خواهيد مگر آنچه  را که  پروردگار جهانيان  خواسته  باشد.
خداوند متعال به «الخنّس» سوگند خورده است و آن ستارگاني هستند که از حرکت معمولي ستارگان به سوي مشرق بازپس مي روند و آن ستارگان هفتگانه سيار هستند که عبارتند از « خورشيد»، «ماه» ، «زهره» ، « مشتري» ، «مريخ» ، «زحل» و «عطارد». پس اين هفت ستاره دو حرکت دارند، يکي حرکت به سوي مغرب به همراه همه ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط اين هفت ستاره اين گونه هستند.
پس خداوند به اين ها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است، و احتمال دارد که منظور همه ستارگان سيار و غيره باشد.
« وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ» و سوگند مي خورم به شب چون روي بياورد. و  گفته شده که «عسعس» به معني «پشت کننده» مي باشد. 
« وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ» و به صبح وقتي که نشانه هاي آن آشکار مي گردد و روشنايي اش به تدريج سياهي شب را بشکافد تا اين که کامل مي گردد و خورشيد طلوع مي کند. اين ها نشانه هاي بزرگي هستند که خداوند براي بزرگي و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شيطان رانده شده اي به آنها قسم خورده است. پس فرمود:« إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ» بي گمان قرآن برخوانده ي فرستاده بزرگواري است و او جبرئيل عليه السلام است که قرآن را از سوي خدا نازل کرده است،  همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« وَإِنَّهُ لَتَنزيلِ رَبِّ العَلَمينَ؛ نَزَلَ بِهِ الرَّوحِ الأَمينِ؛ عَلَي قَبلِکَ لِتَکُونَ مِنَ المنَذرِينَ» و بي گمان قرآن را پروردگار جهانيان فرستاده و جبرئيل آن را بر قلب تو نازل کرده است تا از بيم دهندگاني باشي. و خداوند جبرئيل را با بزرگواري توصيف نمود، چون رفتار او پسنديده، و او برترين فرشتگان است و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر مي باشد. 
« ذِي قُوَّةٍ» او در اجراي فرمان الهي نيرومند است. از جمله نيرومندي اش اين است که ديار و سرزمين قوم لوط را زير و رو کرد و آنان را نابود ساخت . « عِندَ ذِي الْعَرْشِ» جبرئيل مقرب درگاه خداست و نزد خداوند مقامي والا دارد و خداوند اين مقام ويژه را به او  اختصاص داده است. « مَکينِ» و داراي مکانت و جايگاهي بالاتر از جايگاه همه فرشتگان مي باشد. « مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ»  در ملکوت اعلي از جبرئيل اطاعت مي شود چون او از فرشتگان مقّرب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداري مي شود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند بدون کم و کاست و بدون اين که از حدودي که برايش مقرر شده است پارا فراتر بگذارد آن را انجام مي دهد. اين ها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پيشگاه خداوند دلالت مي نمايند.
خداوند قرآن را با اين فرشته بزرگوار که داراي اين چنين صفات کاملي مي باشد فرستاده است. و عادت بر اين است که پادشاهان کساني را که برايشان گرامي هستند براي رساندن مهم ترين و شريف ترين پيام ها مي گمارند. پس وقتي که فضيلت فرشته ي حامل قرآن را بيان کرد  فضيلت انساني را که قرآن بر او نازل شده و به سوي آن دعوت کرده است نيز بيان کرد و فرمود:
« وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ» و همدم و معاشر شما محمد(س) ديوانه ن