ن انداخته شود. « ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ» سپس هر وقت بخواهد او را براي سزا و جزا زنده مي نمايد. پس خداوند به تنهايي به تدبير انسان مي پردازد و او را به چنين حلت هايي در مي آورد و او دراين کارها شريکي ندارد. 
اما انسان با وجود اين، فرماني را که خدا به او داده اجرا نمي کند و فرضي که بر  اوست ادا نمي نمايد بلکه همواره  کوتاهي مي ورزد. سپس خداوند او را به نگاه کردن و انديشيدن در غذايش امر کرد و اين که چگونه  بعد از طي مراحل مختلف بدو مي رسد، و فرمود:« فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ؛ أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا» انسان بايد به خوراک خود بنگرد، ما آب باران را به فراواني و کثرت نازل کرده ايم.
«ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا؛ فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا» سپس زمين را براي روئيدن گياهان شکافتيم. و  انواع گياهان و خوراکي هاي لذيذ را در آن رويانديم. « حَبًّا» اين شامل همه انواع دانه ها مي شود. 
« وَعِنَبًا وَقَضْبًا» و انگور و سبزيجات خوردني، «وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا» و زيتون و درختان خرما را. اين چهارتان را به طور خاص بيان کرد چون فوايد و منافع زيادي دارند.
« وَحَدَائِقَ غُلْبًا» باغ هايي که درختان زياد و انبوهي دارند. « وَفَاكِهَةً وَأَبًّا» و ميوه از قبيل انگور و خرما و  انار و غيره. «ابّ» علف هايي است که چهارپايان مي خورند. بنابراين فرمود:« مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ» براي استفاده شما و چهارپايانتان که خداوند آنها را براي شما آفريده و برايتان رام کرده است. پس هرکس به اين نعمت ها بنگرد بايد شکر پروردگارش را به جاي آورد و به سوي او رو کند و به طاعت الهي روي آورد و اخبار او را تصديق نمايد.فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ چون  بانگ  قيامت  برآيد ،
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ روزي  که  آدمي  از برادرش  مي  گريزد ،
وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ و از مادرش  و پدرش  ،
وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ و از زنش  و فرزندانش
لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ هر کس  را در آن  روز کاري  است  که  به  خود مشغولش  دارد
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ چهره  هايي  در آن  روز درخشانند ،
ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ خندانند و شادانند
وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ و چهره  هايي  در آن  روز غبار آلودند
تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ در سياهي  فرو رفته  اند
أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ  اينان  کافران  و فاجرانند.
وقتي فرياد و صداي هراس انگيز قيامت که از وحشت گوش ها را مي خراشد و دل ها را پريشان مي کند فرا رسد مردم از وحشتي که مي بينند و از شدت نياز به اعمال گذشته، « يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ؛ وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ؛ وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ» از عزيزترين کس و نزديکانش که برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانشان هستند مي گريزند.
چون در آن روز « لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ» هرکس به خودش مشغول است و رهايي خودش برايش مهم تر است و به کسي توجه نمي کند. پس در اين وقت مردم به دو گروه نيکبختان و بدبختان تقسيم مي گردند . 
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ» نيک بختان چهره هايشان در آن روز شاد و درخشان است چون مي دانند که به نجات و نعمت ها دست يافته اند . « ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ؛ وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ؛ تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ» چهره هاي بدبختان خندان و شادان هستند و بر چهره هايي غبار غم و اندوه نشسته و تيرگي آنها را فرو مي پوشاند و از هر خيري نااميد گشته و به شقاوت و هلاکت خود يقين مي کنند.
« أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ  » اين گروه که چهره هايشان غبارآلود و تيره است به نعمت خدا کفر ورزيده و آيات او را تکذيب کرده و بر ارتکاب آنچه خداوند حرام کرده است جرأت نموده اند. از خداوند مي خواهيم که ما را بيامرزد و در امان دارد. بي گمان او بخشنده بزرگوار است.
پايان تفسير سوره ي عبس<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1946.txt">آيه 14-1</a><a class="text" href="w:text:1947.txt">آيه 29-15</a></body></html>مکي و 29 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 14-1:
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ چون  خورشيد بي  فروغ  شود ،
وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ و چون ، ستارگان  فرو ريزند
وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ و چون  کوهها از جاي  خود بشوند ،
وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ و چون  شتران  آبستن  به  حال  خود رها شوند ،
وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و چون  وحوش  گرد آورده  شوند ،
وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ و چون  درياها آتش  گيرند ،
وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ و چون  روحها با تنها قرين  گردند ،
وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ و چون  از دختر زنده  به  گور شده  پرسيده  شود که
بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ به  چه  گناهي  کشته  شده ، است  ،
وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ و چون  صحيفه  ها باز شوند ،
وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَتْ و چون  آسمان  از جاي  خود کنده  شود ،
وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ و چون  جهنم  افروخته  گردد ،
وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ و چون  بهشت  را پيش  آورند ،
عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ هر کس  بداند که  چه  حاضر آورده  است.
وقتي اين امور وحشتناک اتفاق افتاد مردم مشخص مي گردند و هرکس مي داند که براي آخرت خود چه کاري کرده است، و خوب و بدي را که انجام داده مي داند . چون در روز قيامت خورشيد در هم پيچيده مي شود و ماه بي نور مي گردد و خورشيد و ماه در آتش انداخته مي شوند.
« وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ» و آن گاه که ستارگان تغيير  کنند و پراکنده شوند. « وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ» و آن وقت که کوه ها چون ريگ به حرکت درآيند و سپس چون پشم رنگين به هوا روند. آن هنگام تغيير مي کنند و به غباري پراکنده تبديل مي شوند  از جاي خود برکنده مي شوند.
« وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ» در آن روز مردم گرانبهاترين اموال خود را که در همه اوقات مواظب آن بودند رها مي کنند چون چيزي آمده که آن  اموال گرانبها را از يادشان برده است. به شتران ماده اي  اشاره کرد که بچه هايشان به دنبالشان است. و اين گرانبهاترين و ارزشمندترين اموال عرب بود.
« وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» و هنگاميکه حيوانات وحشي در روز قيامت گردآورده مي شوند تا خداوند قصاص برخي را از ديگري بگيرد و بندگان کمال عدالت و دادگري خداوند را مي بينند زيرا او  انتقام بز بي شاخ را از بز شاخ دار مي ستاند. سپس به آن ها مي گويد نابود شويد.
« وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ» و هنگامي که درياها افروخته مي شوند و با آن وسعت و بزرگي که آتش تبديل مي گردند . « وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ» يعني هرکس با همانند خود جفت مي گردد؛ پس نيکوکاران با نيکوکاران جمع مي شوند و بزهکاران با بزهکاران جمع مي گردند 
مومن با حور بهشتي همسر و جفت مي گردد و کافر با شيطان جفت مي شود و اين همانند آن است که خداوند متعال مي فرمايد:« وَسيقَ الَّذينَ کَف