ِيثُ مُوسَى آيا داستان  موسي  به  تو رسيده  است  ?
إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى آنگاه  که  پروردگارش  او را در وادي  مقدس  طوي  ندا داد
اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى به  سوي  فرعون ، برو که  طغيان  کرده  است
فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى بگو : آيا تو را رغبتي  هست  که  پاکيزه  شوي  ،
وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى و من  تو را به  پروردگارت  راه  بنمايم  و تو پروا کني  ?
فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى پس  آن  آيت  بزرگ  را به  او نشان  داد
فَكَذَّبَ وَعَصَى و او تکذيب  کرد و عصيان  ورزيد
ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى سپس  پشت  کرد و مي  شتافت
فَحَشَرَ فَنَادَى پس  همه  را گرد کرد و ندا داد ،
فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى و گفت  : من  پروردگار برتر شما هستم
فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى خدايش  به  عذاب  آخرت  و دنيا گرفتار کرد
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى در اين  عبرتي  است  براي  کسي  که  مي  ترسد.
خداوند متعال به پيامبرش محمد(ص) مي فرمايد:« هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى» آيا خبر موسي به تو رسيده است؟ اين سوال از امر بزرگي است که به وقوع پيوسته است. يعني آيا خبر او به تو رسيده است آنگاه که « نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى» پروردگارش او را در وادي پاک« طوي» صدا زد؟
طوي جايي است که خداوند در آن جا با موسي سخن گفت و با اعطاي رسالت بر او منت گذارد و او را به همراه وحي مبعوث کرد و برگزيد. پس به او فرمود:
« اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى» برو به سوي فرعون که او سرکشي کرده است. يعني برو و با سخناني نرم و مهربانانه او را از سرکشي و طغيان و شرک ورزيدن و نافرماني بازدار.« لَّعَلَّهُ يتَذَکَرُ أَو يخشَي» شايد او پند پذيرد يا بترسد.
« فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى» پس به او بگو: آيا مي خواهي به خصلتي پسنديده و زيبا که خردمندان در به دست آوردن آن از يکديگر پيشي مي گيرند روي بياوري؟ و آن اين است که خود را پاکيزه گرداني و خويشتن از از آلودگي کفر و طغيان پاک کني و به سوي ايمان و عمل صالح بيرون بيايي؟!
« وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ» و تو را به سوي خدا راهنمايي کنم و عوامل رضايت و خشم خدا را برايت بيان نمايم؟!« فَتَخْشَى» پس چون راه راست را بشناسي از پروردگارت بيمناک خواهي شد. اما فرعون از پذيرفتن آنچه موسي او را به سوي آن فرا خواند امتناع ورزيد.
« فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى» و نشانه اي بزرگ را به او نشان داد. پس اين منافاتي با تعّدد معجزات ندارد.« فَأَلقَي عَصَاهُ فَإِذَا هِي ثُعبَانُ مُّبينُ؛ وَنَزَعَ يدَهُ فَإِذا هِي بَيضَآءُ لِلّنظِرينَ» موسي عصايش را انداخت و ناگهان به اژدهايي آشکار  تبديل شد. و دست خودش را از گريبان بيرون کشيد و ناگهان براي بينندگان سفيد و درخشنده گرديد. « فَكَذَّبَ وَعَصَى» فرعون حق را دروغ انگاشت و از فرمان خدا سرپيچي کرد. « ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى» سپس پشت کرد و رفت و براي مبارزه با حق به کوشش و تلاش پرداخت. 
« فَحَشَرَ فَنَادَى؛ فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى» فرعون لشکريانش را جمع کرد و ندا زد و به آن ها گفت:« من پروردگار برتر شما هستم». پس مردم سخن او را باور کردند و به باطل او اقرار نمودند زيرا عقل آن ها را به بازيچه گرفته بود.
« فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى» خداوند عذاب فرعون را نمونه اي از عذاب دنيا و آخرت و هشداري براي ستمگران قرار داد. « إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى» بي گمان در گرفتار شدن فرعون به عذاب براي کسي که از خدا بترسد پند و عبرت بزرگي است. چون هرکس که از خدا بترسد از نشانه و عبرت ها فايده مي برد. پس وقتي عذاب فرعون را ببيند مي داند که هرکس تکبر ورزد و نافرماني کند و با پادشاه برتر و والا به مبارزه برخيزد خداوند او را در دنيا و آخرت عذاب مي دهد. ولي هرکس که ترسي از خدا در دل او نباشد به هيچ نشانه اي ايمان نمي آورد.أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا آيا شما به  خلقت  سخت تريد يا اين  آسماني  که  او بنا نهاده  ?
رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا سقفش  را، برافراشت  و بپرداختش  ،
وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا شبش  را تاريک  کرد و روشنايي  اش  را آشکار ساخت  ،
وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا و پس  از آن  زمين  را بگسترد ،
أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا و از آن  آب  بيرون  آورد و چراگاهها پديد کرد ،
وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا و کوهها را استوار گردانيد ،
مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ براي  بهره  گيري  شما و چارپايانتان
خداوند براي کساني که زنده شدن پس از مرگ را انکار مي کنند دليل روشن و واضحي ارائه مي دهد و مي فرمايد:« أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا» اي انسان ها! آيا آفرينش شما سخت تر است يا آفرينش آسمان ها با آن حجم بزرگ و خلقت محکم و ارتفاع شگفت انگيز که خداوند آن را ساخته است؟ 
« رَفَعَ سَمْكَهَا» جرم و سيماي آسمان را برافراشته و ارتفاع آن را بالا برده است. « فَسَوَّاهَا» و با استحکام و استواري شگفت انگيز، آن را سامان داده است. « وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا» شبش را تاريک کرد. وقتي شب مي شود تاريکي همه گوشه هاي آسمان را فرا مي گيرد و زمين را تاريک مي گرداند. « وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا» و روز آن را روشن گرداند. هنگامي که خورشيد طلوع مي کند مردم به دنبال منافع ديني و دنيوي خود مي روند.
« وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا» بعد از آفرينش آسمان زمين را هموار و آماده ساخت و منافع آن را در آن به وديعه نهاد. و اين منافع را چنين توضيح نمود:« أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا؛ وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا» آب زمين و چراگاهش را از آن بيرون آورد و کوه ها را در زمين استوار و محکم گرداند. پس خداوند براساس اين آيات زمين را بعد از آفرينش آسمان ها هموار  نمود و گستراند.
اما خود آفرينش زمين قبل از آفرينش آسمان بوده است. همان طور که مي فرمايد:« قُل أَئِنَّکُم لَتَکفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الأَرضَ فِي يومينِ وَتَجعَلوُنَ لَهُ أَندَادَا ذَلِکَ رَبُّ العَلَمينَ» بگو: « آيا شما به کسي کفر مي ورزيد که زمين را در دور روز آفريد و براي او همتاياني قرار مي دهيد؟» اين است پروردگار جهانيان. سپس مي فرمايد:« ثُمَّ استَوَي إِلَي السَّمَاءِ » وانگهي به سوي آفرينش آسمان قصد نمود. 
پس خدايي که آسمان هاي بزرگ و  انوار و اجرامي که در آن هست و زمين ضخيم و آنچه را از ضروريات مردم که در خود دارد آفريده است قطعا انسان ها را پس از مرگشان زنده مي کند و آن ها را طبق اعمالشان مجازات خواهد کرد. پس هرکس کار نيک کند پاداش نيک دارد و هرکس کار بد کند جز خودش کسي را ملامت نکند. بنابراين به موضوع قيامت و جزا و پاداش آخرت پرداخت و فرمود:فَإِذَا جَاءتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى چون  آن  حادثه  ب