ر خواهند بود. 
« أَحْقَابًا» احقاب جمع حقب است و حقب آن گونه که بسياري از مفّسران گفته اند: هشتاد سال يک حقب است.
وقتي وارد دوزخ مي گردند:« لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا» در آن جا نه هواي  خنکي مي چشند و نه نوشيدني گوارائي مي نوشند. يعني نه چيزي مي يابند که تن و بدنشان را خنک کند و نه نوشيدني مي يابند که تشنگي آن ها را رفع نمايد. 
« إِلَّا حَمِيمًا وَغَسَّاقًا» آنچه مي يابند و مي نوشند فقط آب جوش و داغي است که چهره هايشان را بريان و روده هايشان را پاره پاره مي نمايد. و چيزي ديگر که مي نوشند خونابه و زردآبه است که از بدن دوزخيان بيرون مي آيد و بسيار بدبو و بدمزه است. 
آن ها سزاوار اين عقوبت هاي خطرناک و زشت گرديده اند چون اين عقوبت ها در برابر کارهايي که مي کرده اند سزاي مناسب آن هاست و خداوند بر آن ها ستم نکرده بلکه خودشان بر خويشتن ستم نموده اند. 
بنابراين اعمالشان را که به سبب آن سزاوار اين سزا گشته اند، ذکر نمود و فرمود:« إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَابًا» آنان به زنده شدن پس از مرگ و به اين که خداوند مردم را بر کارهاي نيک و بد جزا و سزا خواهد داد،ايمان نداشتند. بنابراين براي آخرت خود عمل نکردند.
« وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كِذَّابًا» و آيات ما را به صورت صريح و روشن تکذيب کردند؛  معجزات نزد آن ها آمد اما آنان با آن مخالفت ورزيدند. « وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَابًا» و هر چيز کم و يا زياد و نيک و بدي را در لوح محفوظ ثبت و ضبط نموده ايم. پس گناهکاران گمان نبرند که ما آن ها را در برابر گناهاني عذاب داده ايم که مرتکب آن نشده اند، و گمان نبرند که چيزي از اعمالشان ضايع مي گردد و يا به اندازه ذرّه اي فراموش مي شود. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« وَوٌضِعَ الکِتَبُ فَتَرَي المُجرِمينَ مُشفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيقُولُونَ يوَيلَتَنَا مَالِ هَذَا الکِتَبِ لَا يغَادِرُ صَغيرَةَ وَلَاَ کَبيرَةَ إِلَّا أَحصَها وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً وَلَا يظلِمُ رَبُّکَ أَحَدَا» و نامه اعمال گذارده مي شود آن گاه بزهکاران را مي بيني که از آنچه در آن است هراس دارند و مي گويند:« واي بر ما! اين چه کتابي است که هيچ گناه کوچک و بزرگي را نگذاشته مگر آن را برشمرده است؟!» و هر آنچه را که کرده اند حاضر مي يابند و پروردگارت بر هيچ کسي ستم نمي کند.
« فَذُوقُوا» اي تکذيب کنندگان! بچشيد  اين عذاب دردناک و رسوايي هميشگي را« فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَابًا» که در حق شما جز عذاب نخواهيم افزود. پس هر وقت و هر لحظه عذابشان بيشتر مي گردد و اين آيه سخت ترين آيه در بيان شدت عذاب اهل دوزخ است . خداوند ما را از دوزخ در امان دارد.إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا پرهيزگاران  را جايي  است  در امان  از هر آسيب  ،
حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا بستانها و تاکستانها، ،
وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا و دختراني  همسال  ، با پستانهاي  بر آمده  ،
وَكَأْسًا دِهَاقًا و جامهاي  پر
لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا نه  سخن  بيهوده  شنوند و نه  دروغ
جَزَاء مِّن رَّبِّكَ عَطَاء حِسَابًا و اين  پاداشي  است  کافي  ، از جانب  پروردگارت  
وقتي حالت گناهکاران را بيان کرد، سرانجام پرهيزگاران را نيز ذکر نمود و فرمود:« إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا» بي گمان کساني که با انجام عبادت الهي و دوري از نافرماني اش از خشم و ناخشنودي خداوند دوري و پرهيز کرده اند، رستگاري و موفقيت و نجات از جهنم بهره ايشان است.
« حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا» باغ هايي که انواع درختان و انواع ميوه ها و انواع انگورها را در بردارند. در ميان اين باغ ها رودها روان است . انگور را به طور خاص بيان کرد چون مهم است و در اين باغ ها به  کثرت وجود دارد.
آن ها در بهشت آن گونه که دل مي خواهد همسراني دارند، « وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا» دختران نوجوان نارپستان هم سن و سال. معمولا افراد هم سن و سال يکديگر را دوست مي دارند و از هم لذّت مي برند. و سنّي که آن ها در آن هستند سي و سه سالگي است که بهترين سن جواني است. 
« وَكَأْسًا دِهَاقًا» و جامي پر از شراب که مايه لّذت نوشندگان است. « لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا» يعني آن ها در بهشت سخن بيهوده و بي فايده اي نمي شنوند. « وَلَا كِذَّابًا» و نه گناهي مي شنوند. همانطور که خداوند متعال مي فرمايد:« لَا يسمَعُونَ فِيهَا لَغَوَا وَلَا تَأثيماً؛ إِلَّا قِيلا سَلَمَاَ سَلَمَاَ» آن چه در آن جا سخن بيهوده و گناهي نمي شنوند. آنچه مي شنوند واژه زيباي سلام است.
و خداوند اين پاداش بزرگ را از سر فضل و احسان خودش به آنها عطا کرده است. « جَزَاء مِّن رَّبِّكَ عَطَاء حِسَابًا» به سبب اعمالي که خداوند توفيق انجامش را به آن ها داده و آن را سببي براي رسيدن به نعمت هاي الهي قرار داده است اين پاداش بزرگ را دريافته اند.رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا پروردگار آسمانها و زمين  و آنچه  ميان  آنهاست   آن  خداي  رحمان  ، که  کس را به  او ياراي  خطاب  نباشد.
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا روزي  که  روح  و فرشتگان  به  صف  مي  ايستند ، و کس  سخن  نمي  گويد مگر  آنکه خداي  رحمان  به  او رخصت  دهد و او سخن  به  صواب  گويد
ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا آن  روز روزي  است  آمدني   پس  هر که  خواهد به  سوي  پروردگارش  بازگردد
إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا  ما شما را از عذابي  نزديک  مي  ترسانيم  : روزي  که  آدمي  هر چه  را پيشاپيش فرستاده  است  مي  نگرد و کافر مي  گويد : اي  کاش  من  خاک  مي  بودم
کسي که اين نعمت ها را به آنان بخشيده پروردگارشان است. « رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا» پروردگار آسمان ها و زمين و آنچه بين آن هاست. کسي که آسمان ها و زمين را آفريده سامان داده است، « الرحْمَنِ» خداوند مهرباني که رحمت او همه چيز را فرا گرفته و او آن ها را پرورش داده و بر آنان رحم نموده ودر حقّشان لطف کرده است تا اين نعمت ها را به دست آورند.
سپس عظمت و فرمانروايي بزرگ خداوند را در روز قيامت بيان کرد که همه مردم در آن روز ساکت هستند و سخن نمي گويند.« لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا» از عظمت خداوند نمي تواند سخني بگويد، مگر کسي که خدا به او اجازه بدهد و سخن درستي بگويد. پس هيچ کس نمي تواند سخني بگويد مگر با اين دو شرط: يکي اين که خداوند به او اجازه سخن گفتن را بدهد، دوم اين که سخن درستي بگويد. چون « ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ» آن روز حق است و باطل در آن راه ندارد و دروغ فايده اي نخواهد داشت. 
« يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَل