ان ملزم نموده اند وفا مي کنند. آنان به نذرهايي وفا مي کنند که در اصل بر آن ها واجب نبوده است بلکه خودشان آن را بر خود واجب نموده اند، پس آنان به طريق اولي فرايض را به جاي مي آورند. 
« وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا» و از روزي سخت که بلاي آن گسترده و فراگير است مي ترسند که بلايش به آنها برسد. از اين رو هر آنچه که باعث گرفتار شدن به بلاي آن روز مي گردد را ترک گفته و از آن دوري مي جويند. « وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا» آن ها در حالي که مال و غذا را دوست مي دارند آن را به کساني که از آن ها نيازمندترند مانند بينوايان و يتيمان و اسيران مي دهند، زيرا محبت خدا را بر محبت خود مقدم مي دارند. 
هدفِ آنان از انفاق و خوراک دادن جلب رضايت خداوند است و با زبان حال مي گويد:« إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا» ما شما را فقط براي رضايت خداوند خوراک مي دهيم و از شما پاداش مالي نمي خواهيم و همچنين از شما نمي خواهيم که ما را تعريف و تمجيد کنيد. 
« إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا» و از روزي سخت و وحشتناک که قيامت است هراس داريم. « فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ» پس خداوند آنان را از شر آن روز حفظ کرد، و مسلّماً وحشت بزرگ قيامت، آنان را پريشان نخواهد کرد و فرشتگان با آنان روبرو مي شوند و مي گويند: اين همان روزي است که وعده داده مي شديد. « وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا» و آنان را مورد عنايت خود قرار مي دهد و چهره هايشان را تر و تازه مي کند و دل هايشان را شاد مي گرداند. پس هم نعمت ظاهري و هم نعمت باطني به آنان مي دهد.
« وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا» و به پاداش اين که آن ها بر طاعت خداوند شکيبايي ورزيده اند و به اندازه توان خود عبادت کرده اند واز گناهان دوري نموده اند و در برابر بلاهايي که خداوند برايشان مقدر نموده است صبر کرده اند به آنان بهشت و لباس ابريشمي عطا مي نمايد؛ بهشتي که هر نوع نعمتي را در بردارد.
و از هر نوع آفت و بدي بدور است. احتمال دارد که خداوند به اين خاطر ابريشم را به طور ويژه ذکر کرد چون لباس ظاهري آدمي نشانگر حالت و وضع صاحب لباس است .« وَلِبَاسُهُم فِيهَا حَريرُ» و لباسشان در بهشت ابريشم است.
« مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ» آن ها در بهشت با آرامش خاطر آسوده بر تخت هايي که با پرده هاي آراسته شده پوشيده شده اند تکيه مي زنند. « لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا» و در بهشت نه گرماي خورشيد را مي بينند و نه از سوز و سرما به آن ها مي رسد بلکه در همه اوقات در سايه اي گوارا که نه سرد است و نه گرم به سر مي برند طوري که از آن لذت مي برند و با گرما و سرما اذيت نمي شوند.
« وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا» و ميوه هاي بهشت چنان به آنان نزديک مي گردد که در حالت نشسه و ايستاده در حالي که خوابيده اند به آن دسترسي دارند.« وَيُطَافُ عَلَيْهِم بِآنِيَةٍ مِّن فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا» و پسران و خدمتگزاران اهل بهشت ظرف هاي نقره اي و ليوان هاي بلورين شراب را ميان آنان مي گردانند.
« قَوَارِيرَ مِن فِضَّةٍ» ليوان هاي بلوريني که از نقره هستند اما همانند شيشه شفاف و درخشانند. و اين بسيار عجيب است که نقره به آن ضخامت همانند بلور و شفاف باشد.« قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا» خدمتگزاران بهشتي به اندازه ي که آنان سيراب شوند در اين ليوان ها شراب مي ريزند ، نه زياد و نه کم، چون اگر از اندازه بيشتر باشد از لذت آن کاسته مي گردد و اگر به اندازه نباشد آن ها سيراب نمي شوند.
و احتمال دارد که منظور اين باشد که بهشتيان آن را طوري اندازه گيري کرده اند که به دلخواه آنان است و هرچقدر دلشان بخواهد فراهم مي گردد.« وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلًا» و در بهشت جام هاي شرابي به آنان داده مي شود که با زنجبيل آميخته شده است تا مزّه و بوي آن بهتر شود.
« عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا» اين چشمه به خاطر آن که شفاف و لذيذ و زيباست سلسبيل ناميده مي شود. « وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ» و براي آوردن خوراک و نوشيدني اهل بهشت و خدمتشان« وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ» نوجواناني بر آنان رفت و آمد مي کنند که جاودانه اند. يعني براي بقا آفريده شده اند اين ها تغيير نمي کنند و پير نمي شوند و در نهايت زيبايي هستند.« إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا» هرگاه آنان را در حالي که براي خدمت پيشينيان پراکنده هستند ببيني از بس که زيبا هستند چنان مي پنداري که انگار آن ها مرواريد پراکنده هستند. اهل بهشت از اين که خدمت گزاران آن ها نوجواناني جاودان هستند کاملا لذت مي برند؛ وجواناني که بهشتيان از ديدن آن ها شاد مي شوند. آن نوجوانان با آرامش به دنبال بهشتيان وارد خانه هايشان مي شوند و هر آنچه بخواهند برايشان مي آورند.
« وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا» و هرگاه به اهل بهشت و نعمت هاي کاملي که دارند نگاه کني نعمت بسيار و فرمانروايي بزرگي را مي بيني. يک نفر بهشتي را مي بيني که منازل و اتاق هاي مزين زيادي دارد که قابل وصف نيست و باغ هاي سرسبز و ميوه هاي در دسترس و لذيذ و رودبارهاي روان و باغ هاي زيبا و پرندگاني دارند که نغمه هاي دل انگيز سر مي دهند و مايه شادي دل ها مي گردند. او  همسراني بي نهايت زيبا دارد و داراي هر نوع زيبايي ظاهري و باطني مي باشند که دل ها از آنان سرشار از سرور و شادي مي گردند.
در اطراف هر بهشتي نوجوانان و خدمتگزاراني وجود دارد که هميشه نوجوان هستند و جاودانه اند و سبب آرامش و راحتي او مي گردند. علاوه بر اين و مهم تر از همه اين است که ساکنان بهشت رضايت پروردگار را به دست مي آورند و سخنان او را مي شنوند و از نزديک بودن وي لذت مي برند و از اين که هميشه در بهشت ماندگار هستند و نيز از خشنودي خداوند شادمان و مسرور مي گردند، و هر لحظه و هر زمان نعمت هايشان افزوده مي گردد.
پس پاک است صاحب فرمان روايي و خداوند حق، خداوندي که گنجينه هاي او تمام نمي شود و خير و برکت او کم نمي گردد. پس همان طور که اوصاف او نهايت و پاياني ندارد نيکي و احسانش نيز بي پايان  است. 
« عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ» لباس هاي سبز ابريشمي که برخي نازک و برخي ضخيم است آنان را آراسته است. ابريشم نازک و ابريشم ضخيم بالاترين نوع ابريشم مي باشد.« وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ» و به دست زنان و مردان بهشتي دستبندهايي از نقره زده مي شود. اين وعده اي است که خداوند داده و وعده خداوند تحقّق يافتني است چون هيچ کس از خداوند راست گوتر نيست. 
« وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا» و پروردگارشان به آنان شرابي پاکيزه مي نوشاند که هيچ آلودگي 