ی گیرند و خداوند به همه این موارد فرمان داده است. و همچنین احسان در عبادت را نیز در بر می گیرد. احسان در عبادت آن گونه که پیامبر (ص) بیان کرده ، چنین است: « أن تَعبُدَ الله کَأنَّکَ تَرَاهُ فَإن لَم تَکُم تَرَاهُ فَإنَّهُ یَرَاک» خداوند را طوری عبادت کن که گویا او را می بینی، و اگر او را نبینی وی ترا می بیند.
پس هرکس دارای این صفات باشد، از کسانی است که خداوند در مورد آنها فرموده است: « لِلَّذینَ أَحسَنُوا الحُسنَی وَزِیاَدةُ» برای کسانی که نیکوکاری کرده اند، پاداش نیک بهشت و افزون بر آن هست. و خداوند با اوست، او را ثابت و  استوار نگه می دارد، رهنمونش می گرداند  وی را اصلاح نموده، و در همه کارها به یاری اش می شتابد.بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ بلکه حق را بر باطل مي افکنيم، پس آن را در هم مي شکند، و به ناگاه باطل محو و نابود مي شود. و واي بر شما به سبب توصيفي که مي کنيد. 
وَلَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَنْ عِندَهُ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا يَسْتَحْسِرُونَ  و از اوست هر چه در آسمانها و زمين است، و آنان که در نزد وي هستند از پرستش او سرباز نمي زنند و خسته نمي شوند. 
يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لَا يَفْتُرُونَ شب و روز تسبيح مي گويند، و سستي نمي ورزند. 
خداوند متعال خبر مي دهد که تثبيت نمودن حق و از بين بردن باطل را به عهده گرفته است، و اگر باطلي در ميان باشد و در آن مجادلۀ شود، خداوند حق و علم و بياني را مي آورد که باطل را در هم شکند، پس باطل نابود شده و از بين مي رود و بطلان آن براي هر کسي روشن مي شود .
(فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ) و ناگهان باطل محو و نابود مي شود. و از بين مي رود، و اين عام است و همۀ مسائل ديني را شامل مي شود. بنابراين چنانچه باطل گرايان شبهه اي عقلي يا نقلي براي احقاق باطل يا رد کردن حق وارد کنند دلايل قطعي و عقلي و نقلي خداوند اين سخن باطل را از بين برده و ريشه کن مي نمايد، و به زودي باطل بودن آن براي همه روشن و آشکار مي شود. و با بررسي يکايک مسائل مي بيني که چنين است. 
سپس فرموئد : (وَلَكُمُ ) اي کساني که خداوند را آن گونه که شايستۀ او نيست توصيف مي کنيد، و مي گوييد او همسر و فرزند دارد، و شريکان و همتاياني براي او قرار مي دهيد! بهره اي که از اين کار به شما مي رسد، (الْوَيْلُ) هلاکت و زيان و ندامت است، و در آنچه که گفته ايد برايتان فايده اي نيست، و سودي که به آن اميد داريد و براي رسيدن به آن مي کوشيد، به شما نمي رسد، آنچه که عايد شما مي شود ناکامي و زيانمندي است. 
سپس خبر داد که پادشاهي اسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است از آن اوست، و همه بندگان و ملک اويند و هيچ کس از انان بهره اي از فرمانروايي ندارد و خداوند را کمک و ياري نمي دهد، و هيچ کس بدون اجازۀ او نمي تواند براي کسي شفاعت کند. پس چگونه اينها به خدايي گرفته شده و چگونه يکي از اينها فرزند خداوند قرار داده مي شود؟
پس پاک و منزه و برتر است پادشاه و فرمانرواي بزرگ که همه در برابرش گردن خم کرده و تمامي دشواري ها در برابر عظمت او همواره شده، و فرشتگان مقرب در برابر او فروتن بوده و همواره به پرستش وي مشغول اند. 
بنابراين فرمود: (وَمَنْ عِندَهُ) و آنان که در نزد او هستند، يعني فرشتگان ، (لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا يَسْتَحْسِرُونَ ) از پرستش او سرباز نزده و خسته نمي شوند، چون به شدت به عبادت خداوند علاقه دارند و به خاطر کمال محبتشان و به دليل قدرت بدنشان هرگز خسته نمي گردند. (يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لَا يَفْتُرُونَ (شب و روز تسبيح مي گويند، و سستي نمي ورزند.يعني همواره و در همۀ اوقاتشان به عبادت و تسبيح مشغول اند، و هيچ بخشي از وقتشان خالي از عبادت و تسبيح نيست، و تمامي آنان اين گونه اند. و اين بيان عظمت خداوند و بزرگي سلطنت او و کمال علم و حکمت اوست، که ايجاب مي کند جز او کسي عبادت نشود و پرستش براي غير او انجام نگيرد.أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِّنَ الْأَرْضِ هُمْ يُنشِرُونَ آيا خدايي از [موجودات] زمين را به خدايي گرفته اند که [ايشان را] برانگيزند؟
لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ اگر در اسمانها و زمين غير از خداوند معبودها و خداياني وجود داشت، قطعاً آسمان و زمين تباه مي شدند، پس پاک و منزه است خداوند پروردگار عرش و فراتر است از آنچه ميان مي کنند. 
لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ [خداوند] در برابر آنچه انجام مي دهد باز خواست نمي شود و آنها بازخواست مي گردند. 
أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ آيا غير از  او معبوداني را به خدايي گرفته اند؟ بگو: «دليل خود را بيان داريد، اين کتاب امت من و [اينها هم] کتاب هاي امت هاي قبل از من است». بلکه بيشتر آنان حق را نمي دانند، اين است که روي گردانند. 
  وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ و هيچ پيامبري را پيش از تو نفرستاديم مگر اينکه به او وحي کرديم که هيچ معبود بر حقي جز من نيست. پس مرا بپرستيد. 
وقتي خداوند کمال توانايي و عظمت خويش، و فروتني تمام پديده ها را در مقابل عظمت خويش بيان کرد، بر مشرکاني که موجودات ناتوان زمين را عبادت کردند اعتراض نمود و فرمود: (هُمْ يُنشِرُونَ) آيا مي توانند به آنان زندگي دوباره ببخشند؟ است،هام به معني نفي است. يعني آنها  توانايي برانگيختن و زنده کردنشان را ندارند. و اين فرمودۀ الهي اين آيه را تفسير مي نمايد که فرموده است: (و اتخذوا من دونه ، ءالهه لا يخلقون شيا و هم يخلقون و لا يملکون لا نفسهم ضرا و لا نفعا و لا يملکون موتا و لا حيوه و لا نشورا) و به جز خداوند معبوداني را عباد کردند که هيچ چيزي نمي آفرينند، و خودشان آفريده مي شوند. و مالک هيچ سود و زيان و مرگ و زندگي و برانگيختني نيستند. (واتخذوا من دون الله ءالهه لعلهم ينصرون، لا يستعطيون نصرهم و هم لهم جند محضرون) و به غير از خداوند معبوداتي را عبادت کردند که شايد ياري کرده شوند، آنها نمي توانند آنان را ياري نمايند، و اينان برايشان لشکر آماده اي هستند. 
پس مشرک مخلوقي را عبادت مي کند که نمي تواند فايده بدهد، و نمي تواند ضرري برساند، و اخلاص عبادت خداوندي که همۀ کمالات از آن اوست و فايده  و زيان و همه چيز در دست اوست رها مي نمايد. 
و اين ناشي از عدم توفيق و بي بهره گي و جهالت فراوان و شدت ستمگري آنان است، زيرا شايسته نيست که جز مبعودي يگانه در آنها باشد، همچنانکه جهان هستي توسط پروردگاري يگانه به وجود آمده است. بن