َّرَ؛ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ» مرگ بر او باد چگونه سنجيد و نقشه کشيد! باز مرگ بر او باد چگونه سنجيد! چون  او پا به جايي گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسيد و اين کار در شأن او نيست. « ثُمَّ نَظَرَ؛ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ» سپس در آنچه مي گفت انديشه کرد و آن گاه روترش نمود و چهره در هم کشيد و ظاهر او نفرتش را از حق نشان مي داد.
« ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ» پپس روي گرداند و در نتيجه ي تلاش فکري و عملي و قولي اش تکبر ورزيد.
« فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ؛ إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ» پس گفت: اين قرآن کلام خدا نيست بلکه سخن انسان مي باشد. نيز کلام انسان هاي برگزيده و خوب نيست بلکه کلام انسان هاي بد و بزهکار است از  قبيل دروغگويان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت مي باشد.
چگونه در ذهن مي آيد و چگونه در خاطر انسان مي گنجد که بزرگترين و برترين کلام که  کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسان هاي نيازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه اين دروغگوي حق ستيز به خود جرأت داد که کلام خداوند متعال را چنين توصيف نمايد؟!
پس چنين کسي حقش جز عذاب سخت نيست. بنابراين خداوند متعال فرمود:« سَأُصْلِيهِ سَقَرَ؛ وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ؛ لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ» . او را به دوزخ درخواهم آورد، و تو چه مي داني که آتش دوزخ چگونه است؟! هيچ ميزاني از سختي و شدت را باقي نمي گذارد مگر اينکه آن را اعمال مي کند. يعني در  اوج شدت و سختي است و هيچ جايي از کسي که عذاب داده مي شود باقي نمي گذارد مگر اينکه به آن مي رسد.
« لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ» انسان ها را مي سوزاند و از شدت گرما و سرمايش آن ها را پريشان و رنجور مي نمايد. « عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ» نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت گيرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شده اند. اين فرشتگان از فرمان خدا سرپيچي نمي کنند و هر آنچه بدان امر شوند انجام مي دهند. 
« وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً» و ماموران دوزخ را جز از ميان  فرشتگان برنگزيده ايم چون فرشتگان نيرومند و سخت گير هستند. « وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا» احتمال دارد منظور اين باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز براي عذاب و کيفر کافران در آخرت و بيشتر شکنجه دادن آن ها قرار نداده ايم. و به عذاب فتنه هم گفته مي شود همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« يومَ هُم عَلَي النَّارِ يفتَنُونَ» روزي که با آتش عذاب داده مي شوند.
و احتمال دارد منظور اين باشد که ما شما را از تعداد ماموران دوزخ خبر نداديم مگر براي آن که معلوم داريم که چه کسي تصديق مي نمايد و چه کسي تکذيب مي کند. و آنچه را که بعد از اين ذکر نمود بر همين مفهوم دلالت مي کند:« لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا» تا اهل کتاب يقين کنند و به ايمان مومنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتي ببينند که آنچه قرآن مي گويد با آنچه که در کتاب هاي آن هاست مطابقت دارد بيشتر به حقانيت قرآن يقين مي کنند، و هر وقت خداوند آيه اي نازل کند و مومنان به آن ايمان بياورند و آن را تصديق نمايند ايمانشان بيشتر مي گردد.
« وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ» و تا شک و ترديد از اهل کتاب و مومنان دور شود و اين ها اهدافي بزرگ هستند که  خردمندان به آن توجه مي نمايند و آن اهداف  تلاش براي کسب يقين و اضافه شدن ايمان در هر وقت و درباره هر مسئله اي از مسايل دين و دفع شک و اوهامي است که در مقابل حق پيش مي آيد، پس خداوند آنچه را که بر پيامبرش نازل فرموده است سببي براي به دست آمدن  اين اهداف بزرگ قرار داده است و باعث مي شود تا راستگويان از دروغگويان مشخص گردند بنابراين فرمود:« وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا» و تا کساني که در دل هايشان بيماري شک و شبهه و نفاق است و نيز کافران بگويند: خداوند با اين مثل چه خواسته است؟ و آن ها اين را به صورت شک و کفر ورزيدن به آيات خدا مي گويند. 
و اين امر مايه هدايت کسي است که خداوند او را هدايت نمايد. همچنانکه باعث گمراه شدن کسي است که خداوند او را گمراه کند. بنابراين فرمود:« كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء» بدينسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه مي نمايد و هرکس را که بخواهد هدايت مي کند.
پس خدا هرکس را هدايت نمايد آنچه را که بر پيامبرش نازل فرموده در حق او رحمتي قرار مي دهد و آن را باعث زياد شدن دين و ايمانش مي گرداند. و هرکس را گمراه  کند آنچه را که بر پيامبرش نازل فرموده سببي براي افزون شدن بدبختي و حيرت و ستم کردنش در حق خودش مي گرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پيامبرش را از آن خبر داده است پذيرفته شود.
« وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ» و لشکرهاي پروردگارت از قبيل فرشتگان و غيره را کسي جز او نمي داند. پس وقتي شما لشکرهاي او را نمي دانيد و خداوند دانا و آگاه شما را از آن خبر داده است بايد خبر او را تصديق نماييد و هيچ شک و ترديدي به خود راه ندهيد. 
« وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ» و منظور از اين موعظه و اندرز، بازي و سرگرمي نيست، بلکه هدف از آن اين است که انسان ها به وسيله ي اين قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذيرند و انجام دهنده چيزهايي را که به زيانشان است رها کنند.كَلَّا وَالْقَمَرِ آري  ، سوگند به  ماه  ،
وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ و سوگند به  شب  ، چون  روي  در رفتن  آرد ،
وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ و سوگند به  صبح  ، چون  پرده  بر افکند ،
إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ که  اين  يکي  از حادثه  هاي  بزرگ  است
نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ترساننده  آدميان  است
لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ براي ، هر کس  از شما که  خواهد پيش  افتد يا از پي  رود
كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ هر کس  در گرو کاري  است  که  کرده  است
إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ مگر اهل  سعادت  ،
فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ که  در بهشتها نشسته  اند و مي  پرسند
عَنِ الْمُجْرِمِينَ از گناهکاران  :
مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ که  چه  چيز شما را به  جهنم  کشانيد ?
قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ مي  گويند : ما از نمازگزاران  نبوديم  ،
وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ و به  درويشان  طعام  نمي  داديم  ،
وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ و با آنان  که  سخن  باطل  مي  گفتند هماواز مي  شديم  ،
وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ و روز قيامت  را دروغ  مي  انگاشتيم  ،
حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ تا مرگ  ما فرا رسيد
فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ پس  شفاعت  شفاعت  کنندگان  سودشان  نبخشيد
فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُع