ناهانِ پائين تر از آن در اين داخل هستند.
« وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ» و به خاطر نعمت هاي ديني و دنيوي که به مردم مي دهي بر آن ها مّنت مگذار تا به سبب اين منت گذاردن افزون خواهي نمايي و خود را از آن ها برتر بداني. بلکه تا جايي که برايت ممکن است با مردم نيکي کن و نيکي خود را فراموش کن و پاداش خود را از خداوند بخواه و کسي را که با او نيکي و احسان کرده اي با کسي که با وي احسان نکرده اي برابر بدان.
گفته شده که معني آيه چنين است: با اين هدف چيزي به کسي مده که او بيش تر از آن را به تو بدهد و نيکي تو را جبران نمايد. و اين ويژه ي پيامبر(ص) خواهد بود.
« وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ» و به اميد پاداش الهي شکيبايي کن و هدف تو از بردباري، رضايت خدا باشد. پس پيامبر(ص) از فرمان پروردگارش اطاعت نمود آن را بلافاصله اجرا کرد و مردم را بيم داد و همه مطالب الهي را براي مردم با آيات روشنگر توضيح داد. و خداوند را  تعظيم نمود و مردم را به تعظيم خدا و پاک  کردن اعمال ظاهري و باطني از هر بدي و ترک  کردن همه ي آن چه که به جز خدا پرستش مي شود و دوري کردن از بت ها و شر و اهل آن دعوت داد.
و پيامبر بعد از فضل و منت خدا بر مردم فضل و منت دارد. بدون اين که از  آن ها مزد و تشکري خواسته باشد. و به کامل ترين صورت براي پروردگارش شکيبايي ورزيد پس بر عبادت خداوند شکيبايي ورزيد و خودش را از نافرماني ها و گناهان برحذر داشت و در برابر بلاهاي دردناکي که خداوند مقدر نموده بود شکيبايي ورزيد تا اين که از پيامبران اولوالعزم برتر گرديد. درود و سلام خدا بر همه پيامبران باد.فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ و آنگاه  که  در صور دميده  شود ،
فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ آن  روز روزي  سخت  خواهد بود
عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ و براي  کافران  ناآسان
پس هرگاه براي برخاستن از گورها و گرد آمدن مردم براي رستاخيز و حشر در صور دميده شود. 
« فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ» آن روز به خاطر کثرت وحشت ها و سختي هايش روز سختي خواهد بود. « عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ» بر کافران آسان نيست چون آن ها از خيري نااميد گشته اند و به هلاکت و نابودي خود يقين کرده اند. مفهوم آن اين است که آن روز براي مومنان آسان است همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« يقُولُ الکَفِرُونَ هَذَا يومُ عَسِرُ» کافران مي گويند:« اين روزي سخت است». ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا مرا با آن  که  تنهايش  آفريده  ام  واگذار
وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا او را مالي  بسيار دادم
وَبَنِينَ شُهُودًا و پسراني  همه  در نزد او حاضر
وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و کارهاي  او را به  نيکوتر وجهي  برساختم
ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ آنگاه  طمع  مي  بندد که  زيادت  کنم
كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا آري  ، که  او در برابر آيات  ما ستيزه  جوست
سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا او را به  مشقتي  مي  اندازم
إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ او انديشيد و طرحي  افکند
فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ مرگ  بر او باد ، چگونه  طرحي  افکند ?
ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ، باز هم  مرگ  بر او باد ، چگونه  طرحي  افکند ?
ثُمَّ نَظَرَ آنگاه  نگريست
ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ سپس  روي  ترش  کرد و پيشاني  در هم  کشيد
ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ سپس  روي  گردانيد و گردنکشي  کرد
فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ گفت  : اين  ، جز جادويي  که  ديگرانش  آموخته  اند ، هيچ  نيست
إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ اين  ، جز سخن  آدمي  هيچ  نيست
سَأُصْلِيهِ سَقَرَ زودا که  او را به  سقر بيفکنيم
وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ چه  چيز آگاهت  ساخت  که  سقر چيست  ?
لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ نه  هيچ  باقي  مي  گذارد و نه  چيزي  را وا مي  گذارد
لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ سوزاننده  پوست  است
عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ نوزده  فرشته  بر آن  گماشته  اند
وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِموکلان  دوزخ  را جز از فرشتگان  قرار نداديم   و شمار آنها جز براي ، امتحان کافران  نيست   تا اهل  کتاب  يقين  کنند و بر ايمان  مؤمنان  بيفزايد  و اهل کتاب  و مؤمنان  شک  نکنند  و تا آنان  که  در دلهاشان  مرضي  است   نگويند :خدا از اين  مثل  چه  مي  خواسته  است  ? خدا اينچنين  هر کس  را که   بخواهد گمراه  مي  کند و هر کس  را که  بخواهد راه  مي  نمايد  و شمار  سپاهيان  پروردگارت  را جز او نداند  و اين  سخن  جز اندرزي  از براي  مردم   نيست.
اين آيات درباره وليد بن مغيره که با حق مخالف بود و به مبارزه با خدا و پيامبرش برخاسته بود نازل شده اند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسي را آن گونه مذمت نکرده است. و اين سزاي همه ي کساني است که با حق مخالفت مي ورزند چنين کساني در دنيا خوار و رسوا مي گردند و عذاب آخرت خوارکننده و رسواکننده تر است.
پس فرمود:« ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا» مرا واگذار با کسي که او را تک و تنها بدون آن که مال و خانواده و  قبيله اي داشته باشد آفريدم و او را همچنان پرورش داده و از نعمت هايم برخوردار کردم.
« وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا؛ وَبَنِينَ شُهُودًا» و به او مال فراواني داده ام و پسراني به او عطا کرده ام که هميشه پيش او حاضر هستند و از آن ها استفاده مي کند و نيازهاي خود را به وسيله آنان برطرف مي نمايد و از آن ها کمک مي گيرد.
« وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا» و دنيا و اسباب آن را به او داده ام که به راحتي به خواسته هايش مي رسد و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست مي آورد. « ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ» باز با اين همه نعمت ها و امکاناتي که به او داده ام طمع مي ورزد که به نعمت هاي آخرت دست يازد همان طور که نعمت هاي دنيا را به دست آورده است.
« كَلَّا» هرگز آن گونه که او طمع مي ورزد نخواهد بود بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. « إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا» چون او با آيات ما دشمن است. او آيات ما را شناخت سپس آن را  انکار کرد و او را به حق فراخواند اما  او اطاعت نکرد. او تنها به اين بسنده نکرد که از آيات ما روي گرداني نمايد بلکه به ستيز با آيات برخاست و براي ابطال آن  کوشيد. بنابراين درباره او فرمود:« إِنَّهُ فَكَّرَ» او با خودش فکر کرد، « وَقَدَّرَ» و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجيد تا سخن بگويد که به وسيله آن قرآن را باطل نمايد.
« فَقُتِلَ كَيْفَ قَ