ُم مَّرْضَى» خداوند مي داند که کساني از شما بيمار مي شوند و دو سوم از شب يا نصف آن يا يک سوم آن به نماز ايستادن برايشان مشکل است. و برايشان آسان نخواهد بود و فرد بيمار نيز موظف نيست که نماز را ايستاده بخواند بلکه اگر خواندن نماز نفل برايش مشکل بود آن را نخواند و پاداش آنچه در زمان  تندرستي انجام مي داده است به او مي رسد.
« وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ» و خداوند مي داند که کساني از شما مسافر هستند و براي تجارت به سفر مي پردازند تا از مردم بي نياز باشند و به سوي آن ها دست دراز نکنند. يعني به  مسافر بايد  تخفيف داده شود بنابراين خداوند در نماز فرض به او  تخفيف داده و خواندن دو نماز را در يک وقت برايش مباح و جايز قرار داده است . نيز نمازهاي چهاررکعتي را به صورت قصر و دو رکعتي بخواند. « وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ» و گروهي ديگر هستند که در راه خدا مي جنگند. پس آنچه ذکر نمود: يکي تخفيف براي فرد تندرست و مقيم که اگر سرحال و با نشاط بود نماز شب بخواند و تعيين وقت بر او لازم نيست، بلکه بکوشد در ثلث اخيرش يا بعد از نيمه شب که بهترين وقت است نماز بخواند. و تخفيفي ديگر براي بيمار و مسافر؛ خواه سفرش براي تجارت باشد يا براي عبادت از قبيل جهاد يا حج و غيره.
خداوند به اين دسته نيز تخفيف داده است تا گرفتار سختي  نشوند. پس ستايش خدا را سزاست که در دين براي ما سختي و مشکلي قرار نداده  است بلکه شريعت خود را آسان نموده و حالات بندگان و منافع دين و جسم و دنياي آن ها را رعايت  کرده  است.
سپس بندگان را به اداي دو عبادت که اساس و پايه عبادت ها هستند فرمان داد: برپا داشتن نماز که دين جز با نماز استوار نمي گردد، و پرداختن زکات که برهان ايمان است و با اداي زکات، با فقرا و بينوايان همدردي مي شود.پس فرمود:« وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ» و نمار را با ارکان و شرايط و همه مکملات آن بخوانيد. « وَآتُوا الزَّكَاةَ» و زکات مال خود را بپردازيد« وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا» و به خداوند قرض الحسنه بدهيد. يعني فقط براي جلب رضايت خدا و با نيتي صادق از مال پاکيزه در راه خدا انفاق کنيد. و در اين صدقه واجب و مستحب داخل است. 
سپس بر عموم کارهاي خوب تشويق نمود و فرمود:« وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا» و کارهاي نيکي را که براي خودتان پيش مي فرستيد نزد خداوند بهتر و با پاداش بيشتري خواهيد يافت. يک نيکي ده برابر  تا هفتصد برابر و بيشتر از آن  تا چندين برابر مي گردد. و بايد  دانست که ذرّه اي کار نيک، پاداش آن در بهشت چندين برابر اين دنيا و لذايذ آن خواهد شد. 
و خوبي و نيکي اين دنيا اساس خوبي و نيکي جهان آخرت است. پس بسي جاي تأسف است که آدمي اوقاتي را در غفلت به سر ببرد. و بايد بر زمان هايي که بدون انجام کارهاي شايسته سپري شده اند حسرت بخورد. و واي بر دل هايي که پند و موعظه ي پروردگارشان در آن ها اثر نکرده، و تشويق کسي که از خود انسان به او مهربان تر است براي وي مفيد واقع نگرديده  است.
خداوندا! تو را ستايش مي کنيم و به درگاه تو شکايت مي بريم . فريادرس ما تويي و جز با ياري تو توان انجام هيچ کاري را نداريم. « وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ  » و از خداوند آمرزش بخواهيد بي گمان خداوند آمرزگار مهربان است.
فرمان دادن به طلب آمرزش بعد از تشويق کردن به کارهاي خير فايده اي بزرگ و مهم دارد و آن اين است که بنده حتما در انجام آنچه بدان امر شده کوتاهي مي ورزد، يا آن را اصلا انجام نمي دهد يا به صورت ناقص آن را انجام مي دهد. پس خداوند دستور داد  تا اين  کوتاهي با طلب آمرزش جبران شود، چرا که بنده در طول شب و روز مرتکب گناهاني مي شود. پس هرکس مشمول رحمت خداوند نشود هلاک خواهد شد.
پايان تفسير سوره ي مزمل<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1904.txt">آيه 7-1</a><a class="text" href="w:text:1905.txt">آيه 10-8</a><a class="text" href="w:text:1906.txt">آيه 31-11</a><a class="text" href="w:text:1907.txt">آيه 56-32</a></body></html>مکي و 56 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 7-1:
يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ اي  جامه  در سر کشيده  ،
قُمْ فَأَنذِرْ برخيز و بيم ، ده
وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ و پروردگارت  را تکبير گوي
وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ و جامه  ات  را پاکيزه  دار
وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ و از پليدي  دوري  گزين
وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ و چيزي  مده  که  بيش  از آن  چشم  داشته  باشي
وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ، براي  پروردگارت  صابر باش
پيش تر گذشت که مدّثّر و مزّمّل يک معني دارند و خداوند پيامبرش را به تلاش براي انجام عبادت هاي الهي فرمان داده است ، عبادت هايي که مربوط به خود انسان مي شود و عبادت هايي که به ديگران ارتباط پيدا مي کند. پس قبلا به عبادت هاي با فضيلت و بزرگواري فرمان داد که مربوط به خود انسان مي شود، نيز او را به شکيبايي ورزيدن در برابر اذّيت و آزار قومش دستور داد. و در اينجا خداوند پيامبر را به آشکار کردن دعوت و بيم دادن به صورت علني فرمان ميدهد و مي فرمايد:
« قُمْ فَأَنذِرْ» با جّدّيت و نشاط برخيز و مردم را با گفتار و کردار، و با بيان حقيقت آنچه که آنان را از آن برحذر مي داري، بترسان تا آنچه که بر آن هستند رها کنند و مقصود تحقق يابد.
« وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ» و با يکتاپرستي، خداوند را بزرگ بدار و قصد هدفت از بيم دادن، جلب رضايت خدا باشد و اين که مردم او را تعظيم نمايند و وي را پرستش کنند. « وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ» و لباس هايت را پاکيزه بدار. احتمال دارد که منظور از لباس ها همه اعمال پيامبر باشد و پاک کردن آن يعني خالص گرداندن آن و انجام دادن اعمال به کامل ترين صورت و پاک  کردن از آنچه اعمال را باطل و فاسد و ناقص مي گرداند از قبيل شرک و ريا و نفاق و خودپسندي و تکبر و غفلت و ديگر چيزهايي که بايد بنده در عبادت هايش از آن پرهيز نمايد. 
و پاک  کردن لباس ها از نجاست در اين داخل  است چون پاکيزه داشتن لباس خصوصا در نماز ، جزو کمالِ پاکيزه داشتن اعمال است. بسياري از علما گفته اند: دور ساختن نجاست از لباس شرطي از شرايط درست بودن نماز است. و احتمال دارد که منظور از لباس ها، لباس هاي معروف باشد و او بايد لباس هايش را از همه نجاست ها و در همه اوقات به خصوص به  هنگام ايستادن براي نماز پاک بگرداند. پيامبر(ص) به پاک کردن ظاهر، امر شده است زيرا پاکي ظاهر جزو کمال پاکي باطن است. 
« وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ» احتمال دارد که  منظور از «رجز» بت ها باشند که به همراه خدا مورد پرستش قرار مي گرفتند. پس خداوند پيامبر را به ترک و دوري جستن از بت ها و از اقوال و اعمالي که به آنها نسبت داده شده است فرمان داد. و احتمال دارد که منظور از «رجز» همه کارها و گفته هاي بد باشد. و خداوند پيامبر را به ترک کردن همه گناهان کوچک و بزرگ و پنهان و آشکار امر نموده است. پس شرک و 