اند و به نوعی امنیت در دنیا دست یازیدند. در چنین حالتی ناگهان مرگ بر آنها یورش برده و استفاده از این نور را از آنان سلب نموده اند و اندوه و غم و عذاب فراوانی آنها را فرا می گرد، و تاریکی قبر و تاریکی کفر و تاریکی نفاق و تاریکی گناهان بر آنها چیره می شود، و به دنبال این همه تاریکی، آتش جهنم که بد جایگاهی است آنها را در فرا خواهد گرفت.
بنابراین خداوند متعال در مورد آنها می فرماید: «صُمُّ» کر هستند و خوبی ها را نمی شنود، «بُکمُ» لالند و نمی توانند سخن نیک بر زبان آورند « عُمّی» و در مقابل حق کور هستند.
« فَهُم یَرجِعُونَ» پس آنها باز نمی گردند، چون پس از اینکه حق را شناختند آن را رها کردند، و به سوی آن بر نمی گردند. به خلاف کسی که حق را از روی نادانی و گمراهی رها کرده است زیرا او از روی ناآگاهی چنین کرده است و بازگشت او به حق نزدیک تر است.
سپس خداوند متعال می فرماید « أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاء» یا مثل او مانند کسی است که گرفتار باران تندی شده است، « فِیهِ ظُلُمَتُ » که در آن انبوهی از تاریکی ها وجود دارد، تاریکی شب و تاریکی ابرها و تاریکی باران. 
« وَرَعدُ» که صدایی است از ابر به گوش می رسد. « وَیَرقُُ» برق نور درخشنده ای است که از (اصطکاک) ابر (ها بر می خیرد) و مشاهده می شود. « كُلَّمَا أَضَاء لَهُم» هر وقت که برق در میان این تاریکی ها راه آنها را روشن گرداند، « مَّشَوْاْ فِيهِ» به پیش می روند، « وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ» و چون تاریک شود می ایستند.
پس حالت منافقین چنین است، هنگامی که قرآن و اوامر و نواهی و وعد و وعید آن را می شنوند انگشتان خود را در گوش هایشان فرو می برند و از امر و نهی قران و وعد و وعید آن روی بر می تابند، زیرا هشدارهای قرآن آنها را می ترساند و وعده هایش آنها را پریشان می نماید. پس آنها تا آنجا که ممکن باشد از آن روی گردانی می کنند و همانگونه  فردی که در زیر رگبار باران گرفتار آمده و از صدای رعد و برق ناراحت می شود و آن را دوست ندارد و از بیم مرگ انگشتانش را در گوش هایش فرو می برد ، منافقان نیز صدای قرآن و وعده ها و هشدارهای آن را دوست ندارند.
البته ممکن است فردی که گرفتار رگبار باران و صاعقه و رعد و برق شده است نجات یابد، اما منافقان نجات پیدا نمی کنند، چرا که خداوند از هر سو آنها را احاطه نموده است. پس آنها نمی توانند از دست خدا فرار کنند و او را ناتوان و درمانده سازند بلکه خداوند اعمال آنها را ثبت کرده و آنان را به سزای اعمالشان خواهد رساند. و از آنجا که به کری و ل الی و کوری معنوی مبتلا هستند و راههای ایمان به روی آنها بسته شده است خداوند متعال می فرماید: « وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبصَرِهِم» و اگر خدا می خواست، چشم ها و گوش های آنان را از میان می برد. در این آیه خداوند آنان را به وسیله ی برخی از عقوبت های دنیوی مورد تهدید قرار می دهد تا برحذر باشند و از برخی از شرارت ها و نفاق خویش دست بردارند. «  إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» همانا خداوند بر هر چیزی توانا است. پس هیچ چیزی او را ناتوان نمی کند. و قدرت الهی چنین است که هرگاه چیزی را بخواهد بدون اینکه کسی بتواند جلوی او را بگیرد یا او مخالفت کند آن را انجام می دهد این آیه و امثال آن نظرات « قدریّه» را رد می کند که معتقدند کارهایشان در گستره قدرت الهی داخل نیست. زیرا کارهایشان در چارچوب این آیه قرار می گیرد که می فرماید: « إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» همان خداوند بر هر چیزی توانا است.(رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلَتْ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ)
«پروردگارا! به آنچه فرو فرستاده‌اي ايمان آورديم، و از اين پيامبر پيروي كرديم، پس ما را با گواهي‌دهندگان بنويس.»
(وَمَکَرُواْ وَمَکَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاکِرِينَ)
«و [براي كشتن عيسي] مكر و چاره كردند و خداوند [نيز] مكر و چاره كرد، و خداوند بهترين مكركنندگان است.»
(إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيکَ وَرَافِعُکَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِينَ کَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِينَ کَفَرُواْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَيْنَکُمْ فِيمَا کُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ)
«و به ياد آور هنگامي را كه خداوند فرمود: «اي عيسي! من تو را مي‌ميرانم، و به سوي خود بالا مي‌برم، و تو را از دست كساني كه كفر ورزيده‌اند نجات مي‌دهم، و كساني را كه از تو پيروي كردند بر كساني كه كفر ورزيدند تا روز قيامت برتر قرار مي‌دهم، سپس بازگشت شما به سوي من است، پس در آنچه اختلاف مي‌كرديد داوري مي‌كنم.»
(فَأَمَّا الَّذِينَ کَفَرُواْ فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ)
«اما كساني كه كفر ورزيدند، آنان را در دنيا و آخرت كيفر سختي مي‌دهم، و ياوراني نداند.»
(وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ)
«و اما كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، پاداششان را به طور كامل به آنان مي‌دهد و خداوند ستمكاران را دوست ندارد.»
(ذَلِکَ نَتْلُوهُ عَلَيْکَ مِنَ الآيَاتِ وَالذِّکْرِ الْحَکِيمِ)
«اين [قرآن را كه] از نشانه‌ها [ي خدا و سرشار از] پند و حكمت است، بر تو مي‌خوانيم.»
(رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلَتْ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ) و اين به معني پايبندي كامل به ايمان و به همة آنچه خدا نازل كرده است، و به اطاعت از پيامبرش مي‌باشد.(فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ) پس ما را با كساني قرار بده كه به يگانگي و رسالت پيامبر، و حقّانيت و راستي دينت گواهي مي‌دهند. اما عيسي از آنها احساس كفر نمود، و آنان اكثريت بني‌اسرائيل بودند، پس آنها (وَمَکَرُواْ) براي عيسي مكر و چاره كردند، (وَمَکَرَ اللّهُ) و خداوند [هم] در برابر مكر و توطئه‌هايشان براي آنها مكر و چاره كرد، (وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاکِرِينَ) و خداوند بهترين مكركنندگان است. زيرا بني‌اسرائيل بر كشتن و به دار آويختن عيسي اتفاق كردند، اما عيسي بر آنان مشتبه گرديد.
و آنها كسي را كه با عيسي مشتبه يافته بودند دستگير كردند. و خداوند به عيسي گفت :
(إِنِّي مُتَوَفِّيکَ وَرَافِعُکَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِينَ کَفَرُواْ)
«پس خداوند او را به سوي خود بالا برد، و [او را] از [شرّ] كساني كه كفر ورزيده بودند نجات داد، و آنها كسي را كشتند و به دار آويختند كه گمان مي‌كردند عيسي است، و مرتكب گناه بزرگي شدند.»
و عيسي پسر مريم در آخر زمان به زمين فرود خواهد آمد و حكم و دادگري را با خود خواهد آورد، خوك را مي‌كشد، و صليب را مي‌شكند و از آنچه محمد (ص) آورده است، پيروي مي‌نمايد، آنگاه دروغگويان مي‌دانند كه آنها فري