زها مشغول گردد. « وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ» و نام پروردگارت را ياد کن. و اين انواع ذکر را شامل مي شود. « وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا»از همه چيز بُبر و بدو بپيوند چون بريدن از خلق و روي آوردن به سوس خدا يعني جدا شدن قلب از همه آفريده ها و متصف شدن به محبت خدا و به آنچه که انسان را به خدا و خشنودي او نزديک مي گرداند.
« رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ» اين اسم جنس است و شامل همه مشرق ها و مغرب ها مي گردد. پس خداوند متعال پروردگار مشرق ها و مغرب ها و همه ي انواري است که در آن مي باشد و پروردگار جهان بالا و پائين است و او پروردگار و آفريننده و تدبير کننده ي همه چيز مي باشد. « لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا» تنها او را محافظ و کارساز همه امور خويش بدان.
پس از اينکه خداوند پيامبر را به طور ويژه به خواندن نماز، و به طور عام به ذکر فرمان داد، و با اين قوت و تحمل فراواني براي رويارويي با دشواري ها و انجام کارهاي سخت براي بنده پديد مي آيد. او را فرمان داد تا در برابر آنچه مخالفان به او مي گويند و ناسزاهايي که نثارش مي کنند شکيبايي ورزد و امر الهي را ادامه دهد و هيچ چيزي او را از انجام آن بازندارد. نيز به پيامبر دستور داد تا به شيوه اي نيکو از آنان دوري کند. 
و دوري گزيدن نيکو عبارت است از آن دوري که مصلحت آن را اقتضا نمايد و اذيت و رنجي را در پي نداشته باشد. پس به فرمان الهي که پيامبر را آزار مي دهد اعراض نمايد. همچنين خداوند به پيامبر فرمان داد تا به بهترين شيوه با آنان مجادله نمايد.
« وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا» و مرا واگذار با کساني که تکذيب مي کنند؛ من از آنان انتقام خواهم گرفت و اگر به آنان مهلت دهم بدانند که آنان را فراموش نمي کنم، تکذيب کنندگاني که از نعمت و ثروت برخوردار هستند؛ آن هايي که وقتي خداوند روزيشان را فراوان کرد و از لطف خويش آنان را در آسايش قرار داد سرکشي کردند. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« کَلَّآ إِنَّ الإنسَنَ لَيطغَي؛ أَن رَّءَاهُ استَغنَي» هرگز ، بي گمان انسان سرکشي خواهد کرد وقتي که ثروتمند بگردد.إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالًا وَجَحِيمًا نزد ماست  بندهاي  گران  و دوزخ  ،
وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِيمًا و طعامي  گلوگير و عذابي  دردآور
يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَّهِيلًا روزي  که  زمين  و کوهها به  لرزه  آيند و کوهها تپه  اي  از ريگ  روان  گردند،
سپس خداوند آن ها را به عذابي که نزد اوست تهديد کرد و فرمود:« إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالًا وَجَحِيمًا» نزد ما عذابي سخت است که آن را مايه شکنجه کسي قرار مي دهيم که همواره کارهايي انجام مي دهد که خداوند را خشمگين مي سازد، و آتشي داغ و سوزان نزد ما هست. « وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِيمًا» و عذابي دردناک و خوراکي گلوگير از بس که تلخ و بدبو و بدمزه است گلوگير مي باشد.
« يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَّهِيلًا» روزي که به سبب هول و وحشت (قيامت) زمين و  کوه ها به لرزش و جنبش درآيند و کوه هاي محکم و سخت چون ريگ هاي پراکنده شوند و آن گاه چون گرد و غبار به هوا روند.إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْكُمْ رَسُولًا شَاهِدًا عَلَيْكُمْ كَمَا أَرْسَلْنَا إِلَى فِرْعَوْنَ رَسُولًا ما بر شما پيامبري  فرستاديم  که  بر اعمالتان  گواه  است  ، بدان  سان  که  برفرعون  هم  پيامبري  فرستاديم.
فَعَصَى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذًا وَبِيلًا و فرعون  از پيامبر فرمان  نبرد  ما نيز او را به  سختي  فرو گرفتيم.
خداوند متعال مي فرمايد: پروردگارتان را به خاطر فرستادن اين پيامبر درس نخوانده سپاس گزار باشيد و او را ستايش کنيد، پيامبري که عرب است و مژده دهنده و بيم دهنده و بر اعمال امّت گواه مي باشد و بايد شکر اين نعمت بزرگ را به جاي آوريد.
از کفر ورزيدن بپرهيزيد که آن گاه از فرمان پيامبرتان سرپيچي خواهيد کرد، در نتيجه مانند فرعون خواهيد بود؛ فرعوني که خداوند موسي پسر عمران را به سوي او فرستاد و موسي او را به سوي خدا فراخواند و به يگانه پرستي فرمان داد اما فرعون او را تصديق نکرد بلکه از فرمانش سرپيچي نمود. پس خداوند فرعون را به شدت فروگرفت.مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ، مثال آنها مانند مثال کسانی است که آتشی برافروختند و وقتی اطراف آنان را روشن کرد خداوند روشنایی آنها را ببرد و آنان را در انبوهی از تاریکی رها نمود، به گونه ای که نبینند.
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُون، کرانند و لالانند و کورانند پس آنها باز نمی گردند.
أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاء فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ ، و یا همچون کسانی اند که به باران تندی گرفتار آمده باشند که از آسمان فرو ریزد و در آن، تاریکی ها و رعد و برق باشد و از ترس صدای صاعقه ها و مرگ انگشتان خود را در گوش هایشان نهند و خداوند کافران را احاطه نموده است.
يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ، چنان است که گویی برق آسمان می خواهد چشمانشان را برباید. هر وقت که روشن می دارد به پیش می روند و چون تاریک می شود، می ایستند و اگر خدا می خواست گوش ها و چشم هایشان را از بین می برد. همانا خداوند بر هر چیز توانا است.
مثالی که با حال آنها مطابق است مثال کسی است که آتشی بیافروزد. یعنی در تاریکی شدیدی بوده و نیاز مبرمی به آتش دارد و آن را با کمک کس دیگری می افرزود، چرا که او ساز و برگ لازم را در اختیار ندارد، و هنگامی که آتش اطراف او را روشن گرداند و جایی را که در آن قرار گرفته است مشاهده کرد و اماکن امن و خطرهایی که او را تهدید می کند ملاحظه نمود، و از آن آتش بهره برد و چشمانش روشن گردید و گمان برد که آتش در اختیار اوست، در آن حالت خداوند نور و روشنایی اش را از میان ببرد و خوشحالی اش از بین برود و در تاریکی شدید و آتش سوزان باقی بماند، نورافشانی آتش از بین برود و حرارت آن باقی بماند. او در انبوهی از تاریکی ها قرار دارد؛ تاریکی شب و تاریکی ابرها و تاریکی باران و تاریکی حاصل از خاموش شدن آتش، پس حال چنین فردی چگونه خواهد بود؟ منافقان نیز چنین حالتی دارند، نور ایمان را از مومنان برگرفتند و خود دارای صفت ایمان نبودند. بنابراین به طور موقت از نور آنان استفاده کردند و بدین وسیله جان و مالشان در امان م