 کفر ساکنانش، آن را با عذابي ريشه کن کننده نابود کرده ايم. به گونه اي که به طور کامل تلف شده و از بين رفته اند. (وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ) و پس از آنان گروهي ديگر پديد آورديم و اين هلاک شدگان وقتي عذاب و مجازات الهي را حس کردند و آنها را به طور مستقيم فرا گرفت، بازگشت برايشان ممکن نشد و راهي براي فرار نداشتند و به خاطر پشيماني و اضطراب و حسرت بر کارهايي که کرده بودند پا به فرار گذاشتند. 
به صورت تمسخر و استهزا بديشان گفته مي شود: (لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ) نگريزيد! به جايي که در آن آسايش يافته ايد و به خانه هايتان باز گرديد باشد که بازخواست شويد. يعني گريختن و ندامت فايده اي به شما نمي رساند. اما اگر توانايي داريد به سوي زندگاني پر ناز و نعمت خود و لذت ها و شهوتهايي که در آن به سر مي برديد و به قصرهاي پر زرق و برق خود و به سوي دنيا و معبودهايتان که شما را فريب داد، برگرديد، و در آن قرار بگيريد و از لذتهاي آن است،اده کنيد و در خا نه هايتان با آرامش و شکوه بنشينيد، شايد براي انجام کارهايتان به شما نياز باشد، آن طور که قبلاً چنين بوديد. و شايد از خواسته هاي دنيا چيزي از شما خواسته شود. اما بسيار بعيد است که آنها به آن برسند! زيرا وقت تمام شده و عذاب و خشم خدا آنها را فرا گرفته و عزت و شرافت و دنيايشان را از دست داده اند، و ندامت و حسرت جانکاهي به آنها دست داده است. 
بنابراين: (قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ فَمَا زَالَت تِّلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ) مي گويند: واي بر ما! ما ستمگر بوده ايم. و پيوسته اين فرياد ايشان خواهد بود و همواره براي نابودي و از بين رفتن يکديگر دعا خواهند کرد، و حسرت و پشيماني آنان را فرا مي گيرد و به ستم خود اقرار نموده و اعتراف مي کنند عذابي را که خداوند آنها را به آن گرفتار نموده است عادلانه مي باشد. 
سپس آنان را همانند گياهاني درو شده مي گردانيم؛ بي حرکت اند و صدايي از آنها شنيده نمي شود .پس اي مخاطبان! از ادامه دادن تکذيب پيامبران بپرهيزيد زيرا به عذابي گرفتار مي شويد که آنها بدان گرفتار شند.وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ و آسمان و زمين و آنچه را که در ميان آن دو است براي بازي و شوخي نيافريده ايم. 
لَوْ أَرَدْنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًا لَّاتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن كُنَّا فَاعِلِينَ اگر مي خواستيم بازيچه اي بگيريم قطعاً چيزي مناسب خود انتخاب مي کرديم. 
خداوند متعال خبر مي دهد که او آسمانها و زمين را بيهوده و بي فايده و براي بازي نيافريده بلکه آن را به حق و براي حق آفريده است تا بندگان از اين طريق پي ببرند که او آفرينندۀ بزرگ و مدبر حکيم، بخشنده و مهربان است، کمال مطلق از آن اوست، و ستايش او را سزاست، و عزت همه از آن اوست، گفتارش راست است، و پيامبرانش در آنچه از او خبر مي دهند راست مي گويند. و خداوندي که آسمان و زمين را با آن همه عظمت و بزرگي آفريده است قطعاً مي تاند انسانها را بعداز مرگشان زنده کند تا به نيکوکار پاداش نيک بدهد و بدکاري را به سزاي بدي اش برساند. 
(لَوْ أَرَدْنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًا) و به فرض محال اگر مي خواستيم سرگرمي انتخاب کنيم، (لَّاتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن كُنَّا فَاعِلِينَ ) چيزي مناسب خود انتخاب مي کرديم. و شما را از بازيچه بودن آن آگاه نمي نموديم، چون اين نقص و کاستي است و دوست نداريم آن را به شما نشان دهيم. پس امکان ندارد که هدف از آفرينش آسمانه وزميني که همواره آن را مي بينيد بازي و سرگرمي باشد. در مباحثي که گذشت خداوند عقلهاي ضعيف را اقناع کرد و در حد و اندزاهاي آن سخن گفت. پس پاک است خداوند بردبار و مهربان و فرزانه که هر چيزي را در جايش قرار داده است.وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ، و در راه خدا انفاق کنید و خود را با دستهایتان به هلاکت نیاندازید، و نیکی کنید همانا خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
در این آیه خداوند به بندگانش دستور می دهد تا در راه او انفاق کنند. انفاق یعنی صرف کردن مال در راههایی که انسان را به خدا می رساند، این شامل تمام راههای خیر می شود از قبیل صدقه دادن به بینوا یا خویشاوند، یا انفاق کردن بر کسی که مخارج او به گردن شماست. و بزرگترین انفاق، تامین هزینه جهاد در راه خداست، زیرا انفاق در این مورد، جهاد با مال است، و جهاد با مال مانند جهاد با بدن فرض است و مصالح و منافع بسیار بزرگی از قبیل تقویت مسلمانان، و تضعیف شرک و مشرکین، و فراهم کردن زمینه برای اقامه دین خدا، در بردارد، و جهاد در راه خدا جز با انفاق مال استوار نمی گردد. پس خرج کردن مال برای تامین هزینه های جهاد، روح جهاد محسوب می شود وجهاد بدون آن ممکن نیست. و چنانچه اتفاقی در راه خدا صورت نگیرد جهاد تعطیل می گردد و دشمنان مسلط می شوند و ما را مورد تهاجم خویش قرار می دهند. پس خداوند که می فرماید: « وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» علت آن را بیان کرده است. و انسان با دو چیز خودش را به هلاکت می اندازد: یکی با ترک کردن انچه که به انجام آن مامور شده است و ترکش باعث هلاکت جسم یا روح می گردد، و دیگری با انجام دادن چیزی که سبب تلف شدن روح یا جسم می گردد. و کارهای زیادی در این دایره جای می گیرند؛ از جمله ترک جهاد در راه خدا، یا تامین نکردند هزینه های جهاد که باعث مسلّط شدن دشمنان می شوند. و از جمله مواردی که سبب می شود آدمی با دست خود خویشتن را به مهلکه اندازد این است که به جنگ یا سفری خطرناک مبادرت ورزد، یا به محلی که پر از درندگان یا مارهای سمی است پای نهد، یا از درخت و ساختمان خطرناکی بالا رود. این کارها انسان را به هلاکت می اندازند.
و از جمله چیزهایی که انسان را به هلاکت می اندازد این است که همچنان به گناه ادامه دهد و از توبه ناامید شود. و از جمله مهلکات ترک کردن اموری است که خداوند به آن فرمان داده است و ترک آن باعث هلاکت روح و دین می گردد.
و از آنجا که انفاق در راه خدا نوعی احسان و نیکوکاری است، خداوند به طور کلی به احسان فرمان داد و فرمود: « وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» و این ، هر نوع نیکوکاری را شامل می شود، زیرا آن را به هیچ مقید نکرده است. و همان طور که قبلا گذشت، نیکوکاری با استفاده از جاه و مقام و امر به معروف و نهی از منکر، و آموختن علم مفید، برآورده ساختن نیازهای مردم، حل مشکلات آنان، دور کردن سختی هایشان، عیادت از بیمارهایشان، شرکت در تشییع جنازه هایشان، راهنمایی گمراهان آنها، کمک کردن به کسی که کاری را انجام می دهد، و کار کردن برای کسی که کاری را بلد نیست، در دایره این امر کلی قرار 