ذابي سخت مي دهد.وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا و مسجدها از آن  خداست   و با وجود خداي  يکتا کسي  را به  خدايي  مخوانيد.
وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا چون  بنده  خدا براي  پرستش  او بر پاي  ايستاد ، گرد او را گرفتند.
« وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا» و مساجد مختص پرستش خداوند هستند، پس کسي ديگر را با خدا مخوانيد و کسي ديگر را همراه با او نپرستيد، چون مساجد که بزرگ ترين جاي عبادت هستند. براساس اخلاص براي خدا و فروتني در برابر عظمت و کرنش در برابر قدرت او بنا شده اند.
« وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ» و اين که چون بنده خداوند به نيايش پروردگارش ايستاد و به عبادت خدا مشغول شد و خواندن قرآن را شروع کرد، « كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا» نزديک بود جن ها با ازدحام بر او هجوم آورند، از بس که به رهنمودهاي پيامبر علاقمند بودند.قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا بگو، : تنها پروردگارم  را مي  خوانم  و هيچ  کس  را شريک  او نمي  سازم.
قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا بگو : من  نمي  توانم  به  شما زياني  برسانم  يا شما را به  صلاح  آورم.
قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا بگو : هيچ  کس  مرا از عقوبت  خدا پناه  ندهد و من  جز او پناهگاهي  نمي   يابم.
إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا آنچه  مي  توانم  جز رساندن  پيام  او و انجام  دادن  رسالتهاي  او نيست   و  هرکه  خدا و پيامبرش  را نافرماني  کند ، نصيب  او آتش  جهنم  است  که   همواره در آن  خواهند بود ،
«قُل» اي پيامبر! با بيان حقيقت آنچه که به سوي آن فرامي خواني به آن ها بگو:« إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا» فقط پروردگارم را مي پرستم و او را يگانه مي دانم و از بت ها و هر آنچه که مشرکان به جاي خدا پرستش مي کنند دست مي کشم.
« قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا» بگو: من نمي توانم هيچ زياني به شما برسانم و نمي توانم شما را هدايت کنم، چون من بنده اي بيش نيستم و اختياري ندارم. « قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ» يعني هيچ کسي نيست که به او پناه ببرم و او بتواند مرا از عذاب خدا نجات دهد. و پيامبر که کامل ترين انسان است  توانايي رساندن هيچ زيان و هدايتي را ندارد و نمي تواند خودش را از عذاب خدا نجات دهد اگر خداوند بخواهد بلايي به او مي رساند.
پس ديگر مردم به طريق اولي توانايي ندارند. « وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا» و من جز او پناهي ندارم. 
« إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ» من هيچ برتري بر مردم برتري بر مردم ندارم جز اين که خداوند مرا براي رساندن پيام هايش و دعوت دادن مردم به سوي او برگزيده است و با اين کار حجت بر مردم اقامه مي گردد.
« وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا» و هرکس از فرمان خدا و پيغمبرش سرپيچي کند آتش جهنم را خواهد داشت و براي هميشه در آن جاودانه است. منظور از معصيت در اين جا معصيتي کفرآميز است همان طور که نص هاي روشن ديگري معصيت مذکور را به کفر مقّيد کرده  اند . اما گناه صرف باعث خلود در  دوزخ نمي شود. همان طور که آيات قرآن و احاديث پيامبر و اجماع سلف است و امامان  امت بر اين دلالت مي نمايد.حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا تا آنگاه  که  آنچه  را به  آنها وعده  داده  بودند بنگرند  پس  خواهند  دانست ، چه  کسي  را ياران  ناتوان  تر و شمار کمتر بوده  است.
« حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ» زماني که آنچه را به آنها وعده داده مي شود آشکار را مشاهده کنند و يقين نمايند که آن ها را فراگرفته است« فَسَيَعْلَمُونَ» در اين وقت به طور حقيقي خواهند دانست که « مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا» چه کسي ناتوان تر و کم تعدادتر است . وقتي که کسي آن ها را ياري نمي کند و خودشان نيز نمي توانند خود را ياري نمايند و تک و تنها و همان گونه که نخستين بار آفريده شده اند حشر گردند، آنگاه خواهند دانست که چه کسي ضعيف تر و ناتوان است!قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا بگو : من  نمي  دانم  که  آيا آن  وعده  اي  که  به  شما داده  اند نزديک  است   ،يا پروردگار من  براي  آن  زماني  نهاده  است  ?
عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا او داناي  غيب  است  و غيب  خود را بر هيچ  کس  آشکار نمي  سازد ،
إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا مگر بر آن  پيامبري  که  از او خشنود باشد که  براي  نگهباني  از او پيش  روي و پشت  سرش  نگهباني  مي  گمارد ،
لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا  تا بداند که  آنها پيامهاي  پروردگارشان  را رسانيده  اند و خدا به  آنچه   درنزد آنهاست  احاطه  دارد و همه  چيز را به  عدد شمار کرده  است.
اگر آنها از تو پرسيدند و گفتند:« مَتَي هَذا الوَعدُ إِن کُنتُم صَدِقينَ » اين وعده کي خواهد بود اگر راست مي گوييد؟  به آنها بگو:« أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا» نمي دانم آيا آنچه وعده داده مي شويد نزديک است يا پروردگارم زماني طولاني براي آن مّقرر مي دارد؟ و آن زمان نزد خداوند مشخص است. 
« عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا» خداوند داناي پنهان است و هيچ کسي از مردم را برغيب خود آگاه نمي سازد بلکه فقط خداوند به راز دل ها و اسرار پنهاني آگاه است. « إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ» مگر کساني را از رسولاني که خود بپسندد، پس او را به آن چه که حکمتش اقتضا نمايد خبر مي دهد. چون پيامبران مانند ديگران نيستند و خداوند آن ها را با چيزهايي کمک کرده که هيچ کس از  مردم را چنان چيزي نداده است و آنچه را که خداوند به آن ها وحي نموده حفاظت مي نمايد تا آن را به صورت واقعي برسانند بدون از آن که شيطان هايي نزديک او گردند و چيزي را به وحي اضافه کنند يا از آن بکاهند. بنابراين فرمود:« فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا» و از ميان فرشتگان محافظان و نگهباناني در پيش و پس او روان مي دارد.
« لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ» تا با اين کار پيامبر بداند که پيامبران با اسبابي که خداوند برايشان فراهم کرده است پيام هاي او را رسانده اند.« وَأَحَاط