َ فِي ذَلِکَ لآيَةً لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِينَ)
«و بيماري پيسي را شفا مي‌دهم و مردگان را به اذن خدا زنده مي‌گردانم، و شما را از آنچه كه مي‌خوريد و از آنچه كه ذخيره مي‌كنيد خبر مي‌دهم. همانا در اين [معجزات] نشانه‌ايست براي شما اگر مؤمن هستيد.»
(لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ) پس خداوند او را به وسيلة دلايل و نشانه‌هاي غيرمعمول كه آوردن آن جز براي پيامبران ممكن نيست، و نيز با رسالت و دعوتي كه آورد، تورات و پيامبران گذشته را تأييد نمود، و اين بزرگترين دليل بر صداقت وي مي‌باشد. زيرا اگر او از دروغگويان بود، با آنچه پيامبران آورده بودند مخالفت مي‌كرد، و در اصول و فروع با آنها مخالفت مي‌ورزيد. پس معلوم شد كه او پيامبر خداست، و‌آنچه آورده است حق است و شكي در آن نيست. 
(وَلِأُحِلَّ لَکُم بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْکُمْ)
«و آمده‌ام تا دشواري‌ها و رنج‌هايي را كه بر شماست از شما برگيرم.»
اين چيزي است كه همة پيامبران مردم را به سوي آن فرا مي‌خوانند و آن پرستش خداي يگانه و اطاعت از پيامبران است. اين است راه راست، راهي كه هر كس آنرا در پيش بگيرد به بهشت نايل مي‌شود. پس در اين هنگام گروه‌هاي بني‌اسرائيل در مورد عيسي اختلاف كردند؛ بعضي به او ايمان آورده و از او پيروي كردند، و بعضي به او كفر ورزيده و او را تكذيب كردند، و مادرش را مانند يهوديان به روسپيگري و عمل منافي عفت متهم نمودند.
(فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْکُفْرَ) پس وقتي كه عيسي از آنها احساس كفر كرد، و ديد كه همه بر ردكردن دعوتش اتفاق كرده‌اند، بني‌اسرائيل را به همكاري خويش فرا خواند و گفت:
(نَحْنُ أَنصَارُ اللّهِ آمَنَّا بِاللّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ)
«ما ياوران خدا هستيم، به او ايمان آورده‌‌ايم، و گواه باش كه ما تسليم [او] مي‌باشيم.»
اين احسان خدا بر آنها و بر عيسي بود كه به حواريون الهام كرد تا به وي ايمان آورند، و تسليم فرمانش شوند، و پيامبرش را ياري كنند.وَأَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا از اين  روي  نمي  دانيم  که  آيا براي  کساني  که  در روي  زمين  هستند بدي   مقدرمي  شود ، يا پروردگارشان  مي  خواهد به  راه  راستشان  ببرد.
وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا برخي  از ما صالحند و برخي  جز آن  ، و ما فرقه  هايي  گوناگونيم.
وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن نُّعجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُ هَرَبًا ما مي  دانيم  که  خدا را در زمين  ناتوان  نمي  کنيم  و با گريختن  نيز  ناتوانش  نسازيم.
وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا و چون  سخن  هدايت  شنيديم  ، بدان  ايمان  آورديم   و هر که  به  پروردگارش   ايمان  آورد نه  از نقصان  مي  ترسد و نه  از ستم.
وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا و بعضي  از ما مسلمانند و بعضي  از حق  دور  و آنان  که  اسلام  آورده  اند، درجست  و جوي  راه  راست  بوده  اند.
وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا اما آنان  که  از حق  دورند هيزم  جهنم  خواهند بود.
« وَأَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا» و ما نمي دانيم که براي اهل زمين شر و بلايي در نظر گرفته شده يا اين که پروردگارشان براي آنان خير و هدايت خواسته است؟ يعني حتما يکي از اين دو حالت به وقوع مي پيوندد، چون جن ها ديدند که مسئله براي آن ها تغيير کرده است، بنابراين از روي هوش و ذکاوت خود دريافتند که خداوند مي خواهد در زمين کاري را  انجام دهد. و اين بيانگر مودب بودن جن ها است که خير را به خدا نسبت دادند و انجام دهنده شر را ذکر نکردند، تا ادب را رعايت نمايند.
« وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ» بعضي از ما صالح و درستکار هستند و بعضي از ما جز اين اند. يعني فاسق و کافرند. « كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا» ما فرقه هاي گوناگوني هستيم و هر گروهي به آنچه دارد شادمان است.
« وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن نُّعجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُ هَرَبًا» اينک کمال قدرت خداوند و کمال ناتواني مان و اين که اختيار ما در دست خداست برايمان روشن شده است پس ما نمي توانيم خدا را در زمين درمانده سازيم، نيز نمي توانيم او را درمانده سازيم اگر فرار کنيم و اسباب خروج از قدرت او را فراهم نماييم، هيچ پناهگاهي نيست که بتوان براي درامان ماندن از عذاب  او بدان پناه برد، مگر اينکه به خود او پناهنده شد.
« وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى» وقتي ما رهنمود قرآن کريم را شنيديم که به راه راست هدايت مي کند، و هدايت و ارشاد آن را شناختيم، در دل هاي ما اثر گذاشت و « آمَنَّا بِهِ» ما به آن ايمان آورديم. سپس آن چه را که موجب تشويق شدن مومن مي شود بيان کرد و فرمود:« فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا» پس هرکس صادقانه به خدا ايمان بياورد نقصاني نمي بيند و نه به او آزاري مي رسد و هرگاه از شر و بلا در امان قرار گرفت خير و خوبي براي او به دست مي آيد پس ايمان سببي است که انس و جن را از هر خيري برخوردار مي کند و از هر شرّي مصون مي دارد.
« وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ» برخي از ما فرمانبردارند و برخي ستمگر و منحرف از راه راست هستند. « فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا» پس کساني که فرمانبرداري کنند به راه درست دست يافته اند که آن ها را به بهشت و نعمت هاي آن مي رساند.
« وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا» و اما آن هايي که منحرف و ستمگرند آتش افروز دوزخ مي باشند و اين سزاي کارهايشان است نه اين که خداوند بر آن ها ستم کرده باشد.وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا و اگر بر طريقه  راست  پايداري  کنند ، از آبي  فراوان  سيرابشان  کنيم.
لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا تا آنها را بيازماييم   و هر که  از ذکر پروردگارش  اعراض  کند او را به عذابي  دشوار در اندازد.
« وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا» واگر آنان بر راه راست ماندگار بمانند به آنان آب فراوان و گوارايي مي دهيم. و آنچه که آن ها را از اين محروم کرده است ستمگري و تجاوزايشان است.
« لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ» تا آن را بيازمائيم و راستگو از دروغگو مشخص شود. « وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا» و هرکس از ذکر و ياد خدا که کتاب خداوند است روي بگرداند و از آن پيروي نکند و از آن  غافل و بي خبر باشد به او ع