 نمي گذارند کسي به طراف آن برسد يا به آن نزديک شود. « وَشُهُبًا» و از شهاب هايي پرشده است که هرکس از آن جا استراق سمع نمايد به وسيله ي اين شهاب ها زده مي شود. و اين برخلاف عادت قبلي ماست که مي توانستيم به اخبار آسمان دست پيدا کنيم. 
« وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ» و ما براي استراق سمع در گوشه هاي مي نشستيم و از اخبار آسمان آنچه خدا مي خواست فرا مي گرفتيم.« فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا» امّا  اکنون اگر کسي گوش فرا دهد شهاب آماده اي را در کمين خود مي يابد که براي از بين بردن او آماده شده است و اين چيز مهّمي است. جن ها يقين کردند که خداوند مي خواهد در زمين حادثه اي بزرگ بد يا نيک ايجاد کند، بنابراين گفتند:(إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِکَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ)
«آنگاه كه فرشتگان به مريم گفتند: خداوند ترا به كلمة خود كه نامش عيسي پسر مريم است مژده مي‌دهد، او در اين دنيا و در آخرت بلندمرتبه و از مقربان است.»
(وَيُکَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَکَهْلاً وَمِنَ الصَّالِحِينَ)
«و با مردم در گهواره و در سن كهولت سخن مي‌گويد، و از زمره صالحان است.»
(قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَکُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ کَذَلِکِ اللّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاء إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ کُن فَيَکُونُ)
«گفت: پروردگارا! چگونه صاحب فرزند مي‌شوم در حالي كه انساني با من نزديكي نكرده است؟!» گفت: «اين چنين خداوند آنچه را بخواهد مي‌آفريند، و هنگامي كه ارادة چيزي نمايد به آن مي‌گويد: «پديد آي»، پس پديد مي‌آيد.»
(وَيُعَلِّمُهُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ)
«و كتاب و حكمت و تورات و انجيل را به او مي‌آموزد.»
(وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُکُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَکُم مِّنَ الطِّينِ کَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَکُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرِىءُ الأکْمَهَ والأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللّهِ وَأُنَبِّئُکُم بِمَا تَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِکُمْ إِنَّ فِي ذَلِکَ لآيَةً لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِينَ)
«و [او را به عنوان] پيامبري به سوي بني‌اسرائيل [مي‌فرستد، و به آنان مي‌گويد:] همانا من با نشانه‌اي از جانب پروردگارتان پيش شما آمده‌ام، و من برايتان از گل پرنده‌اي مي‌سازم، سپس در آن مي‌دمم و به فرمان خدا پرنده‌اي مي‌شود، و كور مادرزاد و فرد مبتلا به بيماري پيسي را شفا مي‌دهم، و مردگان را به اذن خدا زنده مي‌كنم، و شما را به آنچه مي‌خوريد و آنچه در خانه‌هايتان ذخيره مي‌كنيد آگاه مي‌سازم، همانا در اين [معجزات] نشانه‌‌ايست براي شما اگر مؤمن هستيد.»
(وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَکُم بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْکُمْ وَجِئْتُکُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَطِيعُونِ)
«و [مي‌گويد: آمده‌ام تا] تصديق‌كنندة تورات باشم كه پيش از من نازل شده است، و تا پاره‌اي از چيزهايي كه بر شما حرام شده است، حلال كنم، و نشانه‌اي از جانب پروردگارتان را برايتان آورده‌ام، پس از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد.»
(إِنَّ اللّهَ رَبِّي وَرَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ)
«بي‌گمان خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستيد، اين است راه راست.»
(فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْکُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللّهِ آمَنَّا بِاللّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ)
«وقتي عيسي از ايشان احساس كفر كرد، گفت: «كيست كه ياور من به سوي خدا باشد؟» حواريون گفتند: «ما ياوران خدا هستيم، به خدا ايمان آورده‌آيم و گواه باش كه ما مسلمانيم.»
عيسي در دنيا و آخرت داراي مقام و مرتبه‌اي بلند است، و نزد خدا نيز از مقربان است؛ كساني كه از همة خلايق به خدا نزديكترند و مقامشان بالاتر است، و اين مژده‌اي است كه مانند آن وجود ندارد.
مكمل اين مژده اين است كه عيسي(ع) (وَيُکَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ) در گهواره با مردم سخن مي‌گويد، پس سخن گفتن او نشانه‌اي از نشانه‌هاي خدا و رحمتي است از جانب او بر مادرش و بر عموم مرد. و همچنين در سخن كهولت با آنها سخن مي‌گويد:(وَکَهْلاً) «كهل» يعني مردي كه عمرش در بين (30) و (50) سالگي قرار دارد. و اين سخن گفتن، سخن دعوت و ارشاد، و مبيّن نبوت وي است. پس سخن گفتن در گهواره نشانه و برهاني است بر راستگويي و نبوت او، و برائتي است براي مادرش از گمانهايي كه به ذهن مردم خطور مي‌كرد. سخن گفتنش در كهولت نفع و استفادة بزرگي را براي مردم در بر داشت، و اينكه او واسطه است بين آنها و پروردگارشان در ابلاغ وحي پروردگار، و تبليغ شريعت و دين خدا.
و او (وَمِنَ الصَّالِحِينَ) از صالحان است، كساني كه خداوند دلهايشان را با معرفت و محبت خويش، و زبانهايشان را با ستايش و ذكر خود، و اعضايشان را با طاعت و خدمت اصلاح نموده است.
(إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ کُن فَيَکُونُ)
«گفت: پروردگارا؛ چگونه فرزندي خواهم داشت در حاليكه هيچ بشري مرا لمس نكرده است؟! اين بسيار بعيد به نظر مي‌آيد.»
(قَالَ کَذَلِکِ اللّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاء)
«گفت: اينگونه خداوند هر چه بخواهد، مي‌آفريند تا بندگانش بدانند كه او بر هر كاري تواناست و بدانند كه چيزي نمي‌تواند مانع خواست و ارادة او گردد.»
(إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ کُن فَيَکُونُ) «هر گاه چيزي را اراده بكند، به آن مي‌گويد: به وجود بيا، پس به وجود مي‌آيد.» (وَيُعَلِّمُهُ الْکِتَابَ) و كتابهاي گذشته و داوريِ بين مردم را به او مي‌آموزد، و پيامبري را به او مي‌بخشد. 
(وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ) و [او را به عنوان] پيامبر به سوي بني‌اسرائيل [روانه] مي‌‌گرداند، و او را با نشانه‌هاي روشن و دلايل قطعي تأييد مي‌نمايد. و گفت:(أَنِّي قَدْ جِئْتُکُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ) همانا نشانه‌هايي آورده‌ام كه دلالت مي‌نمايند من پيامبر بر حق خدا هستم.
(أَنِّي أَخْلُقُ لَکُم مِّنَ الطِّينِ کَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَکُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرِىءُ الأکْمَهَ)
«و من از گل برايتان پرنده‌اي مي‌سازم، سپس در آن مي‌دمم و به فرمان خدا پرنده‌اي مي‌شود، و كور مادرزاد را كه بينايي ندارد شفا مي‌دهم.»
(والأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللّهِ وَأُنَبِّئُکُم بِمَا تَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِکُمْ إِنّ