لِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا» اين ها را به طور ويژه بيان کرد چون حقشان بيشتر و مقدّم تر است. سپس به طور عام دعا کرد و گفت:« وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا  » و زنان و مردان مومن را بيامرز و ستمکاران را چيزي جز هلاکت و نابودي و نابودي و زيان ميفزاي. 
پايان تفسير سوره ي نوح<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1885.txt">آيه 2-1</a><a class="text" href="w:text:1886.txt">آيه 4-3</a><a class="text" href="w:text:1887.txt">آيه 5</a><a class="text" href="w:text:1888.txt">آيه 7-6</a><a class="text" href="w:text:1889.txt">آيه 9-8</a><a class="text" href="w:text:1890.txt">آيه 15-10</a><a class="text" href="w:text:1891.txt">آيه 17-16</a><a class="text" href="w:text:1892.txt">آيه 19-18</a><a class="text" href="w:text:1893.txt">آيه 23-20</a><a class="text" href="w:text:1894.txt">آيه 24</a><a class="text" href="w:text:1895.txt">آيه 28-25</a></body></html>مکي و 28 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 2-1:
قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا بگو : به  من  وحي  شده  است  که  گروهي  از جن ، گوش  فرا دادند ، و گفتند که   ما قرآني  شگفت  شنيديم  ،
يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا به  راه  راست  هدايت  مي  کند  پس  ما بدان  ايمان  آورديم  و هرگز کسي  را  شريک  پروردگارمان  نمي  سازيم.
« قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ» اي پيامبر ! به مردمان بگو: به من وحي شده است که گروهي از جن ها به قرآن گوش فرا دادند. خداوند  اين جن ها را به سوي پيامبر برد تا آيات او را بشنوند و حجت بر آن ها اقامه گردد و نعمت بر آنان کامل شود و قوم خود را بيم دهند. 
خداوند به پيامبر فرمان داد تا حکايت آن ها را براي مردم تعريف کند. آن ها وقتي نزد پيامبر آمدند گفتند: ساکت باشيد، وقتي ساکت شدند و گوش فرا دادند معاني و مفاهيم قرآن را فهميدند و حقايق قرآن به دل هايشان رسيد. 
« فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا» پس  گفتند: ما قرآني شگفت و زيبا که داراي مطالبي عالي است شنيديم. « يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ» رشد به همه چيزهايي گفته مي شود که مردم را به سوي منافع ديني و دنيوي هدايت مي کند. « فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا» پس به آن ايمان آورديم و هرگز چيزي را شريک پروردگارمان نمي کنيم. پس آن ها هم ايمان آوردند که همه ي اعمال خير در آن است و هم پرهيزگاري پيشه کردند که پرهيزگاري متضّمن دوري از بدي است. 
و آن ها عامل ايمان آوردن و لوازم آن را راهنمايي هاي قرآن قرار دارند که مصالح و فوايد فراواني دربردارد و آدمي را از مضّرات برحذر مي دارد. اين چيزها نشانه اي بزرگ و دليلي قاطع هستند براي کسي که در پرتو نور قرآن راهش را پيدا کند و به وسيله آن راهياب گردد. و اين ايماني است که سودمند مي باشد و هر خير و نيکي را است که سودمند مي باشد و هر خير و نيکي را به بار مي آورد. 
اين ايمان براساس رهنمود قرآن به دست مي آيد به خلاف ايماني که بنابر عرف به دست مي آيد به خلاف ايماني که بنابر عرف و عادت و محيط زندگي و امثال آن حاصل مي شود. چنين ايماني، تقليدي و سنتي است و در معرض خطر و عوارض زيادي قرار دارد.وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا عظمت  پروردگار ما متعالي  است   نه  همسري  گيرد و نه  فرزندي  دارد.
وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا و سفيه  ما در باره  خدا سخناني  به  ناحق  مي  گفت.
« وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا» جلال و عظمت خداوند والاست و نام هايش مقّدس مي باشد. « مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا» او همسر و فرزندي برنگرفته است. پس آن ها از والا بودن شأن و شکوه خداوند به اين پي بردند که او از داشتن همسر و فرزند پاک است ، چون در هر صفت کمالي داراي شأن و عظمت است. و داشتن همسر و فرزند با اين چيز منافات دارد، چون برنگرفتن زن و فرزند با کمال بي نيازي متضاد است.
« وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا» کم خردان ما درباره خداوند سخنان نادرستي مي گفتند. و آنچه آن ها را به گفتن چنين سخناني وادار کرد کم خردي آن ها بود، وگرنه چنانچه هوشيار و فهميده بودند مي دانستند که چه بگويند.وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا و ما مي  پنداشتيم  که ، آدمي  و جن  در باره  خدا دروغ  نمي  گويند.
قبل از اين ما فريب خورده بوديم و سرکردگان جن و انس ما را فريب داده بودند و ما به آن ها گمان خوب داشتيم و گمان مي برديم که آنان جرأت دروغ بستن بر خدا را ندارند بنابراين قبل از اين ما بر راه آن ها بوديم . و امروز که حق براي ما روشن شده است راه خدا را در پيش گرفته ايم و از حق پيروي مي کنيم و به سخن هيچ کسي اگر با هدايت مخالف باشد توّجه نمي کنيم.وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا و نيز مرداني  بودند از آدميان  که  به  مرداني  از جن  پناه  مي  بردند و بر  طغيانشان  مي  افزودند.
وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا همچنان  که  شما مي  پنداشتيد آنها هم  مي  پنداشتند که  خدا هيچ  کس  را  دوباره  زنده  نمي  سازد.
« وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا» انسان ها به هنگام هراس و پريشاني ها به جن ها پناه مي برند و آن ها را پرستش مي  کردند. بنابراين انسان ها بر طغيان و سرکشي و تکبر جن ها افزودند، زيرا جن ها ديدند که انسان ها آنان را عبارت مي کنند و به آن ها پناه مي برند. 
و احتمال دارد که ضمير «واو» در « زادهم» به جن برگردد . يعني جن ها وقتي ديدند که انسان ها به آن ها پناه مي برند انسان ها را بيش تر پريشان کردند و ترساندند تا اين گونه انسان ها را مجبور نمايند به آن ها پناه ببرند و به آنچه که جن ها بر آن هستند چنگ بزنند. پس هرگاه انساني به درّه اي ترسناک وارد مي شد مي گفت: به صاحب اين دره از بي خردان قومش پناه مي برم.
« وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا»  پس وقتي زنده شدن پس از مرگ و رستاخيز را انکار کردند به شرک ورزيدن روي آوردند.وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا ما به  آسمان  رسيديم  و آن  را پر از نگهبانان  قدرتمند و شهابها يافتيم.
وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا ما در آنجايها که  مي  توان  گوش  فرا داد مي  نشستيم   اما هر که  اکنون   گوش ، نشنيد ، شهابي  را در کمين  خود يابد.
« وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء» و ما به آسمان آمديم و آن را آزمايش کرديم« فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا» پس آن را چنان يافتيم که از نگهباناني نيرومند پرشده است 