 بترساند به سوي آنها فرستاد تا به کفر خويش ادامه ندهند که آن گاه براي هميشه نابود خواهند شد و به آنان عذابي هميشگي خواهد داد.
نوح عليه السّلام فرمان الهي را اطاعت کرد و آن را انجام داد و فرمود:« يَا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ» اي قوم من! همانا من براي شما بيم دهنده اي آشکارم. چون او به طور واضح بيان مي کرد که مردم را از چه چيزي بيم مي  داد. و بيان مي داشت که چگونه مي توان نجات يافت . 
پس راه نجات را به آنان نشان داد و فرمود:« أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ» خدا را بندگي کنيد. يعني او را به يگانگي پرستش نماييد و از شرک ورزيدن و راهها و وسايل آن دوري جوئيد. و اينکه اگر آنان تقواي الهي را رعايت کنند گناهانشان آمرزيده مي شود و هرگاه گناهانشان آمرزيده شود از عذاب نجات پيدا مي کنند و به پاداش دست مي يازند. 
« وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى» شما را در اين جهان بهره مند مي سازد و نابودي و هلاکت را تا مدتي معين از شما دور مي  کند. يعني باقي ماندن در دنيا به تقدير و قضاي الهي است و تا مدتي معين انسان در اين دنيا باقي مي ماند و براي هميشه در دنيا بهره مند نخواهد بود. چون مرگ قطعا روزي فرا مي رسد. بنابراين فرمود:« إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاء لَا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ» بي گمان هنگامي که اجل نهايي الهي فرا رسد تأخير پيدا نمي کند، اگر شما مي دانستيد.
به خدا کفر نمي ورزيديد و با حق مخالفت نمي کرديد. آنها دعوت نوح را نپذيرفتند و از فرمان او اطاعت نکردند. پس نوح به درگاه پروردگارش شکايت کرد و فرمود:(قَالَ رَبِّ أَنَّىَ يَکُونُ لِي غُلاَمٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْکِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ )
«گفت: پروردگارا! با وجود اين دو مانع، يعني پيري و نازايي همسرم، از چه راهي من صاحب بچه مي‌شوم؟!».
(يَفْعَلُ مَا يَشَاء) فرمود: اين چنين خداوند هر چه بخواهد، انجام مي‌دهد. پس هر چند كه حكمت الهي اقتضا نموده است كه كارها با فراهم‌شدن اسبابشان انجام شوند، اما گاهي اين قانون را مي‌شكند، زيرا او آنچه مي‌خواهد انجام مي‌دهد، و اسباب در برابر قدرت او تسليم هستند، و خواست و ارادة او اسباب را خنثي مي‌گرداند. پس هيچ سببي از قدرت او نافرماني نمي‌كند، هرچند آن سبب بسيار هم مؤثر باشد.
(قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً)
گفت: «پروردگارا! مرا نشانه‌اي بده»
تا باعث شادي و خوشحالي من گردد، هرچند كه به آنچه مرا از آن خبر داده‌‌اي يقين دارم، اما اين امر باعث مي‌شود كه روح و روان شادمان گردد و قلب به مقدمات رحمت و لطف خدا اطمينان حاصل گرداند.
(قَالَ آيَتُکَ أَلاَّ تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا) و در اين مدت (وَاذْکُر رَّبَّکَ کَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْکَارِ) در اول روز و آخر آن پروردگارت را به پاكي ياد كن. او از سخن گفتن در اين مدت منع شد، و اين با متولدشدن فرزند از پيرمردي سالخورده و زني عقيم مناسبت داشت. و اينكه او نمي‌ـوانست با انسان‌ها سخن بگويد، و زبانش همواره با ذكر خدا و تسبيح او مشغول بود، نيز دليلي ديگر است بر قدرت و حكمت لايتناهي خداوند. پس شاد و خوشحال گشت و شكر خدا را به جاي آورد و صبحگاهان و شامگاهان، فراوان خداوند را ياد مي‌كرد.
اين فرزند به بركت مريم دختر عمران به دنيا آمد، زيرا رزق و غذاي گوارايي كه خداوند بدون حساب به مريم ارزاني داشته بود، زكريا را به ياد فرزند انداخت و او را به تضرع و درخواست از خدا واداشت. خداوند بخشنده سبب و مسبب است، اما چيزهاي پسنديده و دوست‌داشتني را توسط دوستان خود به مرحلة اجرا در مي‌آورد تا مقام آنها را بالا ببرد و پاداش فراواني را به آنها عطا نمايد.
(وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِکَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ)
«و يادآور هنگامي را كه فرشتگان گفتند: «اي مريم! همانا خداوند ترا برگزيده، و پاكيزه‌ات گردانيده و ترا بر زنان جهان برتري داده است.»
(يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّکِ وَاسْجُدِي وَارْکَعِي مَعَ الرَّاکِعِينَ)
«اي مريم! همواره با فروتني به عبادت پروردگارت مشغول شو و سجده ببر و با ركوع‌كنندگان ركوع كن.»
(ذَلِکَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيکَ وَمَا کُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُون أَقْلاَمَهُمْ أَيُّهُمْ يَکْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا کُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ)
«اين از جمله اخبار غيبي است كه بر تو وحي مي‌كنيم، و تو پيش آنها نبودي آنگاه كه قلمهايشان را مي‌‌انداختند، تا [معلوم گردد] كه كدام يك سرپرستي مريم را به عهده مي‌گيرد. و تو هنگامي كه كشمكش داشتند پيش آنان نبودي.»
سپس خداوند مجدداً از مريم سخن به ميان آورد. و بيان نمود كه او در عبادت و كمال به مقام رفيعي رسيده بود. پس خداوند فرمود : 
(وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِکَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ)
و آنگاه كه فرشتگان به مريم گفتند: همانا خداوند ترا برگزيده، و اوصاف شايسته و اخلاق زيبايي به تو بخشيده است. و تو را از اخلاق فروايه و زشت، پاك گردانيده است،(وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ) و تو را بر زنان جهان برتري داده است. بنابراين پيامبر (ص) فرمود : (كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء إلا مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم خديجة بنت خويلد، و فضل عائشه علي النساء كفضل الثريد علي سائر الطعام) از ميان مردان، افراد زيادي به حد كمال رسيدند، و از ميان زنان جز مريم دختر عمران، و‌ آسيه دختر مزاحم، و خديجه دختر خويلد كسي به كمال نرسيد. و فضيلت و برتري عايشه بر زنان مانند برتري آبگوشت بر ساير غذاهاست.
پس فرشتگان او را صدا زدند و گفتند: «خداوند چنين فرمان داده است»، تا به نعمت‌هاي الهي شاد شود، و شكر خدا را به جا آورد، و تكاليف الهي را انجام دهد، و به خدمت او مشغول شود. بنابراين گفتند:(يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّکِ) اي مريم! عبادت فراوان انجام بده، و در برابر او فروتن و متواضع باش و بر اين كار همواره پابرجا باش.(وَاسْجُدِي وَارْکَعِي مَعَ الرَّاکِعِينَ) و با نمازگزاران نماز بخوان. پس همة آنچه را به آن دستور داده شده بود، انجام داد، و در اين زمينه فردي برجسته گرديد و به اوج كمال و رشد رسيد.
و اين داستان و ديگر داستانهايي كه در قرآن ذكر شده‌اند بزرگترين دليل بر صحت رسالت محمد (ص) هستند، چرا كه آنها را به طور مفصل و واقعي و بدون هيچ كم و كاستي بيان كرده است و اين بيانگر آن است كه اين قرآن از جانب خداوند عزيز و حكيم است، و محمد اين داستانها را از مردم نياموخته است. خداوند مي‌فرمايد :
(ذَلِکَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيکَ وَمَا کُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُون أَقْلاَمَهُمْ أَيُّهُمْ يَکْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا کُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ)
«پس آنگاه كه مادرش او را به دنيا آورد، با همد