ين و کامل ترين صورت مي خوانند، « أُوْلَئِكَ» اينان که داراي چنين صفاتي هستند، « فِي جَنَّاتٍ مُّكْرَمُونَ» خداوند گراميشان داشته و از نعمت هاي پايدار بهشت آنچه که دلشان مي خواهد و چشم ها از ديدن آن لّذت مي برند بهره مندشان کرده است و آنان در بهشت جاودانه اند.
خلاصه مطلب اين که خداوند سعادتمندان و اهل خير را با اين صفات کامل و اخلاق و رفتار پسنديده از قبيل انجام عبادت هاي بدني مانند نماز و مواظبت بر آن و  اعمال قلبي مانند ترس از خداوند که خواستگاه هر کار خوبي است و عبادات مالي و عقايد مفيد و بهترين رفتار با خدا و بندگان توصيف کرده است. آنان با مردم به عدل و انصاف رفتار مي نمايند، و حقوق  امانت هايشان را ضايع نمي کنند و کاملا پاک دامن هستند.فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ پس  چيست  که  کافران  به  سوي  تو مي  شتابند ?
عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ دسته  دسته  از جانب  چپ  و از جانب  راست
أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ آيا هر يک  از ايشان  طمع  مي  ورزد که  به  بهشت  پر نعمت  داخل  شود ? 
كَلَّا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ هرگز نه  ، آنها خود مي  دانند که  از چه  چيز آنها را آفريده  ايم.
خداوند متعال با بيان سرکشي و فريب خوردن کافران مي گويد:« فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ؛ 
عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ» کافران را چه شده که شتابان به سوي تو مي آيند و گروهها و دسته هاي گوناگون هستند و در راست و چپ تو قرار دارند و هريک به آنچه دارند شادمان است؟!
« أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ» آيا هريک از ايشان اميدوارند که به بهشت پرناز و نعمت درآورده شوند؟ يعني چه سبب و دليلي آن ها را به بهشت اميدوار کرده است در حالي که آن ها جز کفر ورزيدن به پروردگار جهانيان عملي براي جهان آخرت پيش نفرستاده اند؟! 
بنابراين فرمود:« كَلَّا» قضيه آن گونه و مطابق آرزوهايشان نيست، و نمي توانند آنچه را که مي خواهند با توان و قدرت خويش به دست آورند. « إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ» ما آنان را از چيزي آفريده ايم که مي دانند. يعني آن ها را از آبي مني آفريده ايم که از ميان سينه ها و کمر بيرون مي آيد. پس آن ها ناتوان هستند و اختيار هيچ سود و زياني براي خود ندارند، و اختيار مرگ و زندگي و رستاخيز را ندارند. فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ پس  سوگند به  پروردگار مشرقها و مغربها که  ما تواناييم
عَلَى أَن نُّبَدِّلَ خَيْرًا مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ که  به  جاي ، آنها مردمي  بهتر بياوريم  و در اين  کار ناتوان  نيستيم.
فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ پس  بگذارشان  تا به  بيهودگي  در آيند و به  بازيچه  ، تا به  آن  روزي  که   وعده  شان  داده  ايم  برسند.
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنَّهُمْ إِلَى نُصُبٍ يُوفِضُونَ روزي  که  شتابان  از قبرها به  درآيند ، چنان  که  گويي  نزد بتان  مي  شتابند.
خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ  وحشت  بر چشمانشان  مستولي  شده  و به  خواري  افتاده  اند : اين  است  همان  روزي  که  آنها را وعده  داده  بودند.
در اين جا خداوند به مشرق ها و مغرب ها خورشيد و ماه و ستارگان سوگند ياد مي کند چون در اين چيزها نشانه اي آشکار بر زنده شدن پس از مرگ است. خداوند سوگند مي خورد که مي تواند خلقت آنها را تغيير دهد بدون اينکه ذاتشان تغيير يابد. همان طور که مي فرمايد:« وَنُنشِئَکُم فِي مَا لَا تَعلَمُونَ» و شما را در آنچه نمي دانيد پديد مي آوريم.
« وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ» و هيچ کس از ما سبقت نمي گيرد، و اگر بخواهيم او را باز زنده گردانيم از دست ما در نمي رود و ما را ناتوان نمي کند. پس وقتي که زنده شدن پس از مرگ و سزا و جزا ثابت شد و آن ها به تکذيب و فرمان نبردن از آيات خدا ادامه دادند، « فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا» آنان را به حال خود واگذار کن تا در گفته هاي باطل و عقايد فاسد خود فرو روند و به خود سرگرم شوند و بخورند، بياشامند و بهره مند گردند.
« حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ» تا آن که به آن روزشان برسند که وعده داده مي شوند. در آن روز  خداوند برايشان شکنجه و عذابي آماده کرده است که سرانجام سرگرمي و فرو رفتن آن ها در باطل است. سپس حالت مردم را در روزي که به آنان وعده داده مي شود بيان کرد و فرمود:« يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا» روزي که دعوت  کننده را اجابت مي  کنند و از گورها بيرون مي آيند و شتابان به سوي ندادهنده مي روند. 
« كَأَنَّهُمْ إِلَى نُصُبٍ يُوفِضُونَ» انگار به سوي نشانه اي مي دوند، پس نمي توانند از فرمان دعوت دهنده سرپيچي کنند، بلکه خوار و مغلوب نزد پروردگار جهانيان مي آيند. « خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ» خواري و پريشاني دل هايشان را فرا مي گيرد، به  همين سبب چشم هايشان به زير مي افتد و مردم از حرکت مي ايستند و صداها قطع مي شود.« ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ  » اين حالت و سرنوشت، همان روزي است که وعده داده مي شدند و وعده خداوند به طور قطع تحقق مي پذيرد و بايد به آن وفا شود.
پايان تفسير سوره ي معارج<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1879.txt">آيه 4-1</a><a class="text" href="w:text:1880.txt">آيه 14-5</a><a class="text" href="w:text:1881.txt">آيه 21-15</a><a class="text" href="w:text:1882.txt">آيه 25-22</a><a class="text" href="w:text:1883.txt">آيه 28-26</a></body></html>مکي و 28 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 4-1:
إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ أَنْ أَنذِرْ قَوْمَكَ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ما نوح  را به  سوي  قومش  فرستاديم  که  :، قوم  خود را پيش  از آنکه  عذابي   دردآور بر سرشان  فرود آيد ، بيم  ده
قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ گفت  : اي  قوم  من  ، من  بيم  دهنده  اي  روشنگرم  ،
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ خدا را بپرستيد ، و از او بترسيد و از من  اطاعت  کنيد ،
يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاء لَا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ تا گناهانتان  را بيامرزد ، و شما را تا مدتي  معين  مهلت  دهد ، زيرا آن ، مدت  خدايي  چون  به  سر آيد اگر بدانيد ديگر به  تاخير نيفتد.
خداوند در اين سوره به جز داستان نوح چيزي را بيان نکرده است چون نوح تا مدتي طولاني در ميان قومش ماندگار شد و بارها آنان را به يکتاپرستي دعوت نمود و از شرک ورزيدن بازداشت. پس خداوند متعال خبر مي دهد که او نوح را از روي لطف و رحمت خويش و براي اين که آنان را از عذاب دردنا