ِفِينَ سپس وعدۀ [خويش] را [دربارۀ] آنان راست گردانيديم، و آنان و همۀ کساني را که خواستيم نجات داديم، و اسرافکاران را نابود کرديم.
اين پاسخ شبهۀ تکذيب کنندگان پيامبر است، آنهايي که مي گفتند: چرا پيامبران فرشتگاني نبوده اند که به خوراک و نوشيدني و خريد و فروش در بازارها نيازي نداشته باشند؟ و چرا پيامبر جادوانه نيست؟ پس وقتي که چنين نيست او پيامبر نمي باشد. 
و اين شبهه همواره در دل تکذيب کنندگان پيامبران وجود داشته است و آنها در کر ورزيدن همانند يکديگرند. بنابراين گفته هايشان مشابه و همگون است، پس خداوند اين شبهۀ تکذيب کنندگان پيش از پيامبر اسلام عليه السلام اقرار داشتند، و اگر ديگر پيامبران را نپذيرند به نبوت ابراهيم عليه السلام اقرار مي کنند که همۀ طوائف به نبوت وي اقرار دارند. و مشرکان نيز گمان مي بردند که آنها بر دين و آيين ابراهيم هستند که همه پيامبران پيش از محمد عليه السلام انسان بوده و غذا مي خورده و در بازارها راه مي رفته اند، و آنها نيز دچار بيماري، مرگ و ... شده اند و خداوند آنها را به سوي اقوام و امتهايشان فرستاد؛ پس افرادي آنها را تصديق کردند و گروهي آنها را تکذيب نمودند و خداوند به عهد و پيمان خود که به آنها داده بود مبني بر اينکه آنان و پيروانشان را نجات داده و خوشبخت خواهد کرد وفا نمود، و اسرافکاران تکذيب کننده را نابود ساخت. 
پس چرا براي انکار رسالت محمد شبهات باطلي ايجاد مي شود، در حالي که همين شبهات [باطلي که آنان اقامه مي کنند] در رابطه با  ديگر برادران پيامبرش که تکذيب کنندگان محمد به نبوت آنها اعتراف مي نمايند وجود دارد؟ پس اين امر به صورت بسيار واضح براي آنان الزام آور است، و اگر آنان به يکي از پيامبران که بشر بوده است ايمان بياورند در حالي که به پيامبري که از غير بشر باشد هرگز ايمان نمي آ ورند به درستي که شبهه ي آنان باطل است و خودشان با اقرار کردن به فساد آن، و با تناقض گويي شان در اين رابطه، آن را باطل کرده اند. و اگر فرض کنيم که آنان از اين موضوع به انکار قطعي نبوت بشر برسند و بگويند: رسول اگر فرشته اي نباشد که هميشه زنده بماند و نياز به خوردن غذا نداشته ب اشد، نمي تواند پيامبر باشد ، خداوند در جواب اين شبه مي فرمايد: (وقالوا لو لا انزل عليه ملک ولو انزل ملکا لقضي الامر ثم لا يتنظرون، و لو جعلئه ملکا لجعلنه رجلا و للبسنا عليهم ما يلبسون) و مي گويند: «چرا فرشته اي بر او نازل نشده است؟ اگر ما فرشته اي را فرو مي فرستاديم کار تمام مي شد، و سپس به آن مهلت داده نمي شود. و اگر پيامبر را فرشته اي قرار مي داديم، او را مردي قرار مي داديم، و آنچه را که برايشان مشتبه است بر آنان مشتبه مي کرديم».
و جواب ديگر اينکه انسانها نمي توانند مفاهيم وحي را از فرشتگان فرا بگيرند. (قل لو کان ي الارض ملکئه يمشون مطمئن لنزلنا عليهم من السماء ملکا رسولا) بگو: «اگر در زمين فرشتگاني بود که در آن راه مي رفتند و سکونت مي گزيدند، ما از آسمان فرشته اي را به عنوان پيامبر برايشان فرو مي فرستاديم».
و اگر شما حالت پيامبران گذشته را نمي دانيد و در آن شک داريد، (فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ) از اهل کتاب بپرسيد که به شما خبر مي دهند و شما را خواهند گفت که همۀ پيامبران گذشته انسان بوده اند. 
گرچه سبب نزول اين آيه مخصوص سوال کردن از اهل کتابهاي اسماني [اهل علم و دانش]  در رابطه با حالت پيامبران گذشته است، اما هر مسئله اي از مسائل دين را فرا مي گيرد، اما هر مسئله اي از مسايل دين را فرا مي گيرد، و شامل اصول و فروع آن مي شود، و اگر انسان آنر ا نداند، بايد از کسي بپرسد که اهل علم و دانش است. پس در اين آيه به فرا گرفتن و پرسيدن از اهل علم دستور داده شده، و بدان جهت امر شده است که از آنان سوال شود که ياد دادن، و جواب دادن آنها طبق علمي که دارند واجب است. 
و پرسيدن را به اهل علم و دانش اختصاص داد، و اين بيانگر آن است که نبايد از فردي سوال کرد که به جهالت و ناداني معروف است، و نبايد چنين فردي درصدد پاسخ دادن بر آيد. و اين آيه دليلي بر اين است که هيچ زني پيامبر نبوده است، نه مريم و نه غير از اوف به دليل اينکه فرمود(إِلاَّ رِجَالاً) مگر مرداني.لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ به راستي برايتان کتابي نازل کرده ايم که آوازۀ شما در آن است، آيا خرد نمي ورزيد؟
اي کساني که محمدبن عبدالله بن عبدالمطلب به سوي آنها فرستاده شده است! ما برايتان کتاب بزرگ و قرآني روشن فرو فرستاده ايم که، (فِيهِ ذِكْرُكُمْ) مايۀ شرافت و افتخار و وسيلۀ بزرگواري شماست، و اگر از اخبار راستيني که در آن هست پند پذيرند و به آن باور داشته باشيد و به دستورات آن عمل کنيد و از آنچه نهي کرده پرهيز نماييد، مقاماتتان بالا مي رود و از جايگاهي مهم برخوردار خواهيد شد. (أَفَلَا تَعْقِلُونَ) آيا آنچه را که به سود شماست و آنچه را که به زيانتان است نمي فهميد؟ و چگونه به آنچه که وسيلۀ بيداري و شرافت شما در دنيا و آخرت است عمل نمي کنيد؟ پس اگر شما عقل داريد بايد اين راه را در پيش گيريد. و اگر آن را در پيش نگرفتيد و راهي ديگر را انتخاب نماييد، در دنيا و آ[رت زيانمند و بدبخت خواهيد شد، و اين بيانگر آن است که عقل درست و نظري شايسته نداريد. 
و مصداق اين آيه مشخص است، زيرا اصحاب و کساني که بعد از آنها آمدند، زيرا اصحاب و کساني که بعد از آنها پند پذيرفتند و به برتري و مقام و شهرت بزرگي دست يافتند و شرافت آنها از پادشاهان بيشتر شد، و اين چيزي است که براي همه معلوم و مشخص است. 
همچنانکه زيان و بدبختي و فلاکت کساني که به قرآن توجه نکردند و هدايت نشدند و خود را با قرآن پاک نگرداندند معلوم و مشخص است. پس چز پند گرفتن با اين کتاب راهي براي سعادت و خوشبختي دنيا و آخرت وجود ندارد.وَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ و چه بسيار [اهالي] آبادي هاي ستمگر را نابود کرديم، و پس از آنان گروهي ديگر پديد آورديم!
فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَرْكُضُونَ پس چون عذاب ما را احساس کردند نگهان پا به فرار گذاشتند 
لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ [به آنان گفته مي شود]فرار نکيند! و به خانه ها و آسايشگاهتان بازگرديد، باشد که از شما [چيزي] خواسته شود. 
قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند: «واي بر ما! همانا ما ستمگر بوده ايم».
فَمَا زَالَت تِّلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ و پيوسته اين فرياد ايشان خواهد بود تا اينکه آنان را مانند گياهاني درو شده مي گردانيم.
خداوند متعال اين تکذيب کنندگان ستمگر را از آنچه که با ديگر امت هاي تکذيب کننده انجام شده است بر حذر مي دارد: (وَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ) و بسيار بوده اند آبادي هايي که به سبب