يمان آوردن و پندپذيرفتن آن هاست. پس اگر ايمان مي آوردند و پند مي پذيرفتند آنچه را که به سود و زيان آن هاست مي دانستند.
آن ها بايد به حالت محمد(ص) و اوصاف و  اخلاق او بنگرند تا چيزي را مثل خورشيدِ آشکار مشاهده کنند که آن ها را راهنمايي مي کند که محمد پيامبر بر حق خداوند است . و آنچه او با خود آورده است « تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ» از سوي پروردگار جهانيان فرو فرستاده شده است و شايسته نيست که سخن انساني باشد، بلکه سخني است که بر عظمت و بزرگي اوصاف و کمال و رفعت مقام کسي دلالت مي نمايد که اين سخنان را گفته است. نيز اين محصول گمان آنهاست و هرگز شايسته ي خدا و حکمت او نيست.
« وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ؛ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ؛ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ» و اگر پيغمبر پاره اي از سخنان را به دروغ بر ما مي بست، با دست راست او را مي گرفتيم و رگ دلش را پاره مي کرديم، «وتين» رگي است که به قلب متصل است و هرگاه قطع شود انسان مي ميرد و هلاک مي گردد.
پس به فرض اين که پيغمبر سخناني را به دروغ به خداوند نسبت مي داد خداوند بلافاصله او را عذاب مي داد و به سختي او را مواخذه مي کرد چون خداوند با حکمت و بر هر چيزي تواناست.
و حکمت او  اقتضا مي کند که به کسي مهلت ندهد که بر او دروغ مي بندد و  ادعا مي کند خداوند خون و مالِ مخالفانش را براي او مباح قرار داده و  او و پيروانش نجات يافته اند و مخالفانش هلاک شوندگانند.
خداوند پيغمبرش را به وسيله معجزات تأييد نمود و بر راست بودن آنچه او آورده نشانه هاي روشنگر را دليل قرار داد، و او را بر دشمنانش پيروز گرداند، و به او قدرت داد تا آن ها را تسليم  کند، و اين بزرگترين گواه از جانب خدا بر رسالت  اوست.
« فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ» و اگر خداوند پيغمبر را هلاک  کند او نمي تواند خودش را نجات دهد و نه کسي ديگر مي تواند او را از عذب خدا برهاند . « وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ» و اين قرآن کريم پندي است براي پرهيزگاران که به وسيله آن منافع ديني و دنيوي خود را به ياد مي آورند و آن را مي شناسند و به آن عمل مي نمايند . قرآن عقائد و باورهاي ديني و اخلاق پسنديده و  احکام شرعي را به آن ها تذکر مي دهد و آن گاه آنان از علماي رباني و عبادت کنندگان عارف و پيشوايان هدايت يافته  خواهند شد.
« وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنكُم مُّكَذِّبِينَ» و ما به يقين مي دانيم که برخي از شما، آن را تکذيب مي کنيد در اين جا تکذيب کنندگان تهديد شده اند و به آن ها هشدار داده شده است که خداوند آنان را به علت تکذيبشان کيفري سخت خواهد داد. 
« وَإِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكَافِرِينَ» و اين قرآن براي کافران، مايه حسرت است. چون آن ها وقتي بدان کفر ورزند و آنچه را که خداوند به آن ها وعده داده است مشاهده کنند حسرت مي خورند که چرا به وسيله قرآن راهياب نشدند و از فرامين آن اطاعت نکردند، در نتيجه به علت اطاعت نکردن، پاداش خدا را از دست داده و به سخت ترين عذاب گرفتار آمده اند.
« وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ» قرآن بالاترين مراتب دانش و آگاهي است، چون بالاترين مراتب علم، يقين است. و يقين علم و دانش ثابت و استواري که  متزلزل نمي شود و از بين نمي رود. يقين سه مرحله دارد که هريک از قبلي بالاتر است:
اول: علم اليقين و آن دانشي است که از خبر و آگاهي مي آيد.
دوم: عين اليقين و آن علم و دانشي است که به وسيله حس بينايي به دست مي آيد. 
سوم: حق اليقين و آن آگاهي و دانشي است که به وسيله حس چشايي و لامسه به دست آيد. اين قرآن ارجمند که داراي اوصاف بسيار عالي و عظيمي است، به واسطه ي علومي که در بر دارد و مستند به براهين و دلايل قطعي است، نيز به واسطه ي حقايق و معارف ايماني اي که دارد، براي هرکسي «حق اليقين» حاصل مي گردد، به شرط آن که لذت اين علوم و حقايق را چشيده باشد.
« فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ  » پس پروردگارت را از آنچه شايسته شکوه او نيست پاک و منزه بدان و با ذکر اوصاف شکوه و جمال و کمالش وي را تقديس کن.
پايان تفسير سوره ي حاقه<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1873.txt">آيه 7-1</a><a class="text" href="w:text:1874.txt">آيه 18-8</a><a class="text" href="w:text:1875.txt">آيه 35-19</a><a class="text" href="w:text:1876.txt">آيه 39-36</a><a class="text" href="w:text:1877.txt">آيه 44-40</a></body></html>مکي و 44 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 7-1:
سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ پرسنده  اي  از عذابي  پرسيد که
لِّلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ بر کافران  فرود خواهد آمد و کس  آن  را، دفع  نتواند کرد ،
مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ از جانب  خدا که  صاحب  آسمانهاست.
تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ در روزي  که  مقدارش  پنجاه  هزار سال  است  ، فرشتگان  و روح  بدان  جا فرو  روند.
فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا پس  صبر کن  صبري  نيکو
إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا ايشان  آن  روز را دور مي  بينند.
وَنَرَاهُ قَرِيبًا و ما نزديکش  مي  بينيم.
خداوند متعال از جهالت و ناداني مخالفان و اين که با تمسخر عذاب الهي را به شتاب مي طلبند، سخن به ميان آورده و با بيان اين که آنان مي پنداشتند که خدا از عذاب دادن آنها ناتوان است، مي فرمايد:« سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ لِّلْكَافِرينَ» خواهنده اي درخواست عذابي براي کافران کرد که به وقوع مي پيوندد چون کافران به سبب کفر و عنادشان مستحق آن هستند. 
« لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ» عذابي که برخي از سرکشان مشرک آن را به شتاب مي طلبند کسي نيست که قبل از آمدنش آن را دور کند و يا بعد از آمدنش آن را برطرف نمايد . نضربن حارث قريشي يا کسي ديگر از تکذيب کنندگان دعا کرد و گفت:« اللَّهُمَّ إِن کَانَ هَذَا هُوَ الحَقَّ مِن عِندَکَ فَأَمطِر عَلَينَا حِجَارَةَ مِّنَ السَّماءِ أَوِ ائتِنَا بِعَذابِ أَليمٍ » بار خدايا! اگر اين قرآن حق و از جانب تو است از آسمان بر ما سنگ ببار و يا عذابي دردناک بر ما بياورد. 
پس بدانند که عذاب حتما از جانب خدا بر آن ها خواهد آمد؛ خداوند يا در دنيا آن ها را عذاب مي دهد يا عذابشان را براي آخرت ذخيره مي نمايد. پس اگر آن ها خدا را مي شناختند و عظمت و گستردگي فرمانروايي او و کمال اسما و صفاتش را مي دانستند عذاب را به شتاب نمي طلبيدند و تسليم و مودب مي شدند. بنابراين خداوند از عظمت خويش سخن گفت، عظمتي که با گفته هي زشت آن ها مخالف است و سخنان آن ها را نقض مي کند. پس فرمود:« ذِي الْمَعَارِجِ تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ» اين عذاب از سوي خداوندِ صاحب درجات و مراتب است، خداوندي که داراي علّو و برتري و شکوه و عظمت است و سائر خلق تحت تدبير او هستند. خداوندي که فرشتگان به سوي او بالا مي روند چون آن ها تحت تدبير او هستند، و روح نيز به سوي او بالا مي رود.
و اين شامل همه ارواح مي ش