نَ» در آن روز پيش خدا آورده مي شويد « لَا تَخْفَى مِنكُمْ خَافِيَةٌ» و هيچ چيزي از اجساد و کارها و حالات شما نهان نمي ماند، چون خداوند داناي پيدا و پنهان است. و بندگان را در آن روز با سر و پاي برهنه و به صورت ختنه نشده، در زميني هموار و صاف حشر مي گرداند، که صداي صدا کننده به آن ها مي رسد و همه با چشم ديده مي شوند. در اين هنگام که آن ها را طبق کارهايي که کرده اند جزا و سزا مي دهد. بنابراين  کيفيت جزا را بيان کرد و فرمود:فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَؤُوا كِتَابِيهْ اما هر کس  که  نامه  اعمالش  را به  دست  راستش  دهند ، مي  گويد : نامه   مرا بگيريد و بخوانيد.
إِنِّي ظَنَنتُ أَنِّي مُلَاقٍ حِسَابِيهْ من  يقين  داشتم  که  حساب  خود را خواهم  ديد.
فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ پس  او در يک  زندگي  پسنديده  و خوش  خواهد بود ،
فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتي  برين  ،
قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ که  ميوه  هايش  در دسترس  باشد.
كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ بخوريد و بياشاميد ، گوارا باد شما را  اينها پاداش  اعمالي  است  که ، درايام  گذشته  به  جاي  مي  آورده  ايد.
اين  ها اهل سعادت و خوشبختي هستند و نامه هاي اعمالشان که در آن کارهاي درستشان ثبت شده به دست راستشان داده مي شود تا از ديگران مشخص گردند و بيانگر اين باشد که آن ها گرامي و بزرگوار هستند. هرکدام از اين ها در اين هنگام از سر شادي و از آن جا که دوست دارد مردم از احساني که خداوند به او نموده آگاه شوند، مي گويد:« هَاؤُمُ اقْرَؤُوا كِتَابِيهْ» بگيريد نامه ي اعمال مرا بخوانيد؛ نامه اعمال من به باغ هاي بهشت و انواع خوبي ها و بخشوده شدن گناهان و پوشيده شدن عيب ها مژده مي دهد.
و آن چه مرا به اين جا رساند،  ايمان به زنده شدن پس از مرگ و کسب آمادگي براي آن با انجام دادن اعمالي بود که مي توانستم آنها را انجام دهم. « إِنِّي ظَنَنتُ أَنِّي مُلَاقٍ حِسَابِيهْ» من يقين داشتم که با حساب و کتاب خود روبرو مي شود.
« فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ » او در زندگاني اي خواهد بود که همه آنچه را دل ها دوست دارند و چشم ها ازديدن آن لذّت مي برند دربر دارد، در حالي که آن را پسنديده است و  حاضر نيست چيزي ديگر را به جاي آن انتخاب کند.« فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ» در منازل و کاخ هاي بلند و مرتفع خواهد بود.
« قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ» ميوه هاي متنّوع اين باغ ها به راحتي در دسترس است و اهل بهشت آن را در حال نشسته و ايستاده و در حالي که لميده اند مي توانند بچينند و بردارند. 
و به صورت گراميداشت به آن ها گفته مي شود:« كُلُوا وَاشْرَبُوا» از هر نوع غذاي لذيذ بخوريد و از هر نوشيدني گوارا بنوشيد. « هَنِيئًا» کامل و بدون آن که آلاينده اي در اين خوردني ها و نوشيدني ها باشد. « بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ» اين به پاداش کارهاي شايسته است است که انجام مي داديد. 
از قيبل نماز و روزه و صدقه و حج و نيکي کردن با مردم و ذکر خدا و روي آوردن به او و ترک کردن کارهاي بد. پس خداوند اعمال را سببي براي ورود به بهشت گردانده و آن را اساس نعمت ها و سعادت قرار داده است.(هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْکَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّکَ سَمِيعُ الدُّعَاء)
«آن گاه زكريا پروردگارش را به فرياد خواند [و] گفت: «پروردگارا! از جانب خود به من فرزندي نيكو ببخش همانا تو شنوندة دعا هستي»
(فَنَادَتْهُ الْمَلآئِکَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللّهَ يُبَشِّرُکَ بِيَحْيَى مُصَدِّقًا بِکَلِمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ)
«در حالي كه او در عبادتگاه به نماز ايستاده بود، فرشتگان او را ندادند كه خداوند ترا به يحيي مژده مي‌دهد، كه تصديق‌كنندة كلمه خدا [عيسي] است، و سرور و پيشوا، و بر كنار از گناهان، و پيامبري از صالحان است»
(قَالَ رَبِّ أَنَّىَ يَکُونُ لِي غُلاَمٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْکِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ کَذَلِکَ اللّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاء)
گفت: «پروردگارا! چگونه مرا فرزندي خواهد بود در حالي كه پيري مرا فرا گرفته است، و همسرم نازاست؟». گفت: «اين چنين خداوند هر چه بخواهد انجام مي‌دهد».
(قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُکَ أَلاَّ تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْکُر رَّبَّکَ کَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْکَارِ)
گفت: «پروردگارا! براي من نشانه‌اي قرار بده»، فرمود: «نشانه‌ات اين است كه سه روز با مردم سخن نگويي مگر با اشاره، و پروردگارت را زياد ياد كن، و در شامگاهان و صبحگاهان او را تسبيح كن».
وقتي زكريا اين حالت را ديد و مهرباني و لطف خدا را نسبت به مردم مشاهده  كردف از خداوند خواست تا او را فرزندي بدهد. اين در حالي بود كه او از داشتن فرزند نااميد شده بود. پس گفت: «پروردگارا! از جانب خود فرزندي نيكو به من ببخش همانا تو شنوندة دانايي». و در حالي كه او در عبادتگاه به نماز ايستاده بود فرشتگان او را ندا دادند كه خداوند تو را به يحيي مژده مي‌دهد، كه تصديق‌كنندة كلمة خدا [عيسي] است.
پس بشارت به آمدنِ اين پيامبر بزرگوار [يحيي]، متضمن بشارت به آمدن عيسي پسر مريم است؛ وي را تصديق مي‌كند و بر پيامبري او گواهي مي‌دهد. پس اين كلمه‌ي مبارك از جانب خدا است، و خداوند آن را به عيسي اختصاص داده است، چرا كه اين كلمه از جمله كلماتي است كه خداوند بوسيلة آن مخلوقات را پديد آورده است. همانطور كه خداوند متعال فرموده است:
(إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ کُن فَيَکُونُ)
«همانا مثال عيسي نزد خدا مانند آدم است، كه او را از خاك آفريد، سپس به وي گفت: به وجود بيا، و او بوجود آمد».
(وَسَيِّدًا وَحَصُورًا) پيامبري كه مژدة آمدنش داده شده، (َيَحْيَى) است كه پيشوا، و از پيامبران بزرگوار است.(حَصُورً) يعني كسي كه فرزندي به دنيا نمي‌آورد و ميل جنسي ندارد. و گفته شده است كه حصور به معني كسي است كه از گناهان و شهوت‌هاي زيان‌آور محفوظ است، و اين معني شايسته‌تر است.
(الصَّالِحِينَ) و پيامبري از تبار صالحان است؛ كساني كه در صلاح و درستكاري به آخرين مقام رسيده‌اند.وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيهْ اما آن  کس  که  نامه  اعمالش  را به  دست  چپش  دهند مي  گويد : اي  کاش   نامه  مرا به  دست  من  نداده  بودند ،
وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيهْ و ندانسته  بودم  که  حساب  من  چيست  ،
يَا لَيْتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيَةَ اي  کاش  همان  مرگ  مي  بود و بس  ،
مَا أَغْنَى عَنِّي مَالِيهْ دارايي  من  مرا سود نبخشيد ،
هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيهْ قدرت  من  از دست  من  برفت
خُذُوهُ فَ