ذاب آخرت از عذاب دنيا بزرگتر است اگر مي دانستند. دانستن اين حقيقت باعث مي شود تا آدمي از هر سببي که باعث نزول عذاب مي شود و انسان را از پاداش محروم مي کند دوري گزيند.إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ براي  پرهيزگاران  در نزد پروردگارشان  بستانهايي  است  پر نعمت
أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ آيا با، تسليم  شدگان  چون  مجرمان  رفتار مي  کنيم  ?
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ شما را چه  مي  شود ? چسان  داوري  مي  کنيد ?
أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ آيا شما را کتابي  است  که  از آن  مي  خوانيد ?
إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا يَتَخَيَّرُونَ و هر چه  اختيار کنيد در آن  هست  ?
أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ يا با ما پيماني  که  به  روز قيامت  کشد بسته  ايد ، که  به  هر چه  حکم   کنيدحق  شما باشد ?
سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ از ايشان  بپرس  کدام  يکشان  ضامن  چنين  پيماني  است  ?
أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ يا آنها را بتاني  است  ? اگر راست  مي  گويند بتان  خود را بياورند.
خداوند متعال از آنچه که براي پرهيزگاران و دوري کنندگان از کفر و گناهان آماده کرده است خبر مي دهد، و آن انواع نعمت ها و زندگي سالم در کنار خداوند بزرگوار مي باشد. پرهيزگاراني که فرمانبردار پروردگارشان بوده و از دستورات او  اطاعت  کرده و به دنبال خشنودي او بوده اند. 
پروردگار متعال مي فرمايد:« حکمت من اقتضا نمي کند که چنين کساني را مانند مجرماني قرار دهم که مرتکب گناه و نافرماني و کفر ورزيدن به آيات خدا و مخالفت با پيامبران و جنگ با دوستانش شده اند».
و هرکس گمان برد که خداوند در امان پاداش، مجرمان را با پرهيزگاران برابر قرار مي دهد به راستي که بد حکم و قضاوتي کرده است و حکم او باطل و نظرش فاسد است. مجرمان که چنين ادعايي مي کنند هيچ مستند و دليلي ندارند؛ کتابي ندارند که در آن بخوانند که آن ها اهل بهشت هستند و هرچه بخواهند و برگزينند به آنان خواهد رسيد.
آيا آن ها عهد و سوگندي تا روز قيامت بر ما دارند که هرچه حکم کنند مال آنان باشند؟! خير، آنان شريکان و ياوراني ندارند که آنها را براي دريافت آنچه خواسته اند ياري کنند و اگر شريکان و ياوراني دارند آن ها را بياورند اگر راست مي گويند. و مشخص است که همه ي اين ها منتفي است. پس آن ها نيز نه  کتابي دارند و نه با خدا پيماني بسته اند که آن ها را نجات دهد، و نه شريکاني دارند که آن ها را ياري نمايند. پس معلوم شد که ادعاي آن ها و باطل و فاسد است. « سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ» از آنان بپرس که کدام يک از آن ها ضامن اين ادعا است که باطل بودن آن مشخص گرديد؟!  هيچ کس نمي تواند اين کار را بکند و ضامن و کفيل اين کار باشد.يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ روزي  که  آن  واقعه  عظيم  پديدار شود و آنها را به  سجود فرا خوانند ، ولي   نتوانند.
خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ وحشت  در چشمانشان  پيداست  ، ذلت  بر آنها چيره  شده  است   پيش  از  اين نيز، آنها را در عين  تندرستي  به  سجده  فرا خوانده  بودند.
وقتي روز قيامت فرا مي رسد و زلزله ها و هول ها و آشفتگي هاي که در تصور نمي گنجد آشکار مي گردد و خداوند براي قضاوت ميان بندگانش و براي مجازات آن ها مي آيد و سياق خود را که هيچ چيزي مانند آن نيست آشکار مي نمايد و مردم چيزهايي از عظمت و شکوه خداوند مشاهده مي کنند که نمي توان آن را بر زبان آورد، در اين هنگام  مردم به سجده فراخوانده مي شوند.
سپس مومناني که با اختيار خود در  دنيا براي خدا سجده کرده اند به سجده مي روند و فاسقانِ منافق نيز درصدد برخواهند آمد تا سجده نمايند اما نمي توانند سجده کنند و پشت هايشان چون پشت و کمر گاو مي گردد و نمي توانند خم شوند.
اين جزا از نوع عملشان است ؛ آن ها در دنيا به سجده کردن براي خدا و به يگانه دانستن خدا و به عبادت او فراخوانده مي شدند در حالي که سالم و تندرست بودند و هيچ اشکالي در وجود و سلامتي آن ها نبود اما از سجده کردن ابا مي ورزيدند و خود را برتر مي دانستند. پس امروز از حالت و سرانجام بد آن ها مپرس چون خداوند بر آن ها خشم گرفته و فرمان عذاب بر آن ها قطعي شده است و هيچ راه چاره اي ندارند و پشيماني و عذرخواستن در روز قيامت براي آن ها سودي ندارد. بيان اين مطلب دل ها را از اين که آدمي بر گناهان باقي بماند برحذر مي دارد و باعث مي شود تا هرچه زودتر گذشته را جبران نمايد. بنابراين فرمود:فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ پس  مرا با آنها که  اين  سخن  را تکذيب  مي  کنند واگذار تا اندک  اندک   ،چنان  که  در نيابند ، فرو گيريمشان.
وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ و به  آنها مهلت  دهم   هر آينه  مکر من  مکري  استوار است.
أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ يا از آنان  مزدي  طلبيده  اي  و اکنون  از اداي  آن  در رنجند ?
أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ يا علم  غيب  مي  دانند و آنهايند که  مي  نويسند ?
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ در برابر فرمان  پروردگارت  صابر باش  و چون  صاحب  ماهي  مباش  که  با  دلي پر اندوه  ندا در داد.
لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ اگر نعمت  پروردگارش  نبود ، در عين  بدحالي  به  صحرايي  بي  آب  و گياه ، مي افتاد.
فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ پس  پروردگارش  او را برگزيد و در زمره  صالحانش  آورد.
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ و کافران  چون  قرآن  را شنيدند نزديک  بود که  تو را با چشمان  خود به  سر  درآورند و مي  گويند که  او ديوانه  است  ،
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ  و حال  آنکه  قرآن  براي  جهانيان  جز اندرزي  نيست.
« فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ» مرا با کساني که قرآن بزرگ را تکذيب مي کنند رها کن، به راستي که سزاي آن ها بر عهده من است، و براي عذاب دادن ِ آنان شتاب مکن.
« سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ» ما آنان را اندک اندک و به  گونه اي که در نيابند به سوي عذاب خواهيم کشاند. پس به آنان اموال و فرزندان مي دهيم و روزي هاي فراوان مي بخشيم تا فريب بخورند و مغرور شوند و به آنچه که به زيانشان است ادامه دهند. اين است چاره جويي و نقشه کشي خدا براي آن ها، و نقشه کشي و تدبير الهي براي دشمانش قوي و محکم است و 