َهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ نزديک  است  که  از خشم  پاره  پاره  شود  و چون  فوجي  را در آن  افکنند ،، خازنانش  گويندشان  : آيا شما را بيم  دهنده  اي  نيامد ?
قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ گويند : چرا ، بيم  دهنده  آمد ولي  تکذيبش  کرديم  و گفتيم  : خدا هيچ   نازل نکرده  است  ، شما در گمراهي  بزرگي  هستيد.
وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ و مي  گويند : اگر ما مي  شنيديم  يا تعقل  مي  کرديم  ، اهل  اين  آتش   سوزنده نمي  بوديم.
« وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا» و آسمان دنيا را مي بيني و مشاهده مي کني که آن را آراسته ايم، « بِمَصَابِيحَ» با ستارگان که هريک نور متفاوتي دارد. و اگر ستارگان در آسمان نبودند آسمان سقفي تاريک بود و زيبايي نداشت ولي خداوند اين ستارگان را زينت بخش آسمان و روشنايي آن قرار داده است . و ابزارهاي راهنمايي هستند که در تاريکي هاي دريا و خشکي مردم به وسيله آنها راهياب مي شوند. و اين که خداوند مي فرمايد آسمان دنيا را با چراغ هايي آراسته منافاتي با اين ندارد که بسياري از ستارگان بالاي آسمان هاي هفت گانه باشند، چون آسمان ها شفاف هستند و اين گونه آسمان دنيا آراسته مي گردد، گرچه ستارگان در آن نباشند.
« وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ» و اين چراغ ها را ابزار سنگ سار کردن شيطان هايي  قرار داده ايم که مي خواهند دزدکي به اخبار آسمان گوش دهند و استراق سمع نمايند. پس خداوند اين ستارگان را پاسداران آسمان قرار داده است و نمي گذارند شيطان ها اخبار آسمان ها را به زمين بياورند؛ شهاب هايي که از ستارگان پرتاب مي شوند و خداوند آن را براي راندن شيطان ها آماده کرده  است.
« وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ» و در آخرت براي آنان عذاب سوزان دوزخ آماده کرده ايم چون آن ها سرکشي کرده و بندگان خدا را گمراه نموده اند. بنابراين پيروان کافرشان همانند آن ها مي باشند و خداوند براي آنان عذاب سوزان دوزخ را آماده کرده است. بنابراين فرمود:« وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ» و نيز براي کساني که به پروردگارشان کفر ورزيدند عذاب دوزخ مهيا است و بدجايگاهي است که دوزخيان در نهايت خواري و ذلّت در آن قرار مي گيرند.
« إِذَا أُلْقُوا فِيهَا» وقتي با اهانت و خواري به دوزخ افکنده مي شوند، « سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا» صداي بلند و خشن از آن مي شنوند. « وَهِيَ تَفُورُ» در حالي که دوزخ مي جوشد. 
« تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ» نزديک است که دوزخ از خشم پاره پاره شود و از بس که بر کافران خشمگين است از هم بپاشد. پس وقتي که وارد آن شوند گمان مي بري با آن ها چه کار خواهد کرد؟! 
سپس سرزنش نگهبانان دوزخ را که  کافران را مورد سرزنش قرار مي دهند بيان کرد و فرمود:« كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ» هرگاه گروهي در دوزخ افکنده شوند نگهبانان دوزخ از آن ها مي پرسند:« آيا هشداردهنده اي به سوي شما نيامد؟» يعني حالت شما و دوزخي بودنتان چنان است که گويا از اين دوزخ  خبر داده نشده ايد و بيم دهندگان شما را از آن برحذر داشته اند.
« قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ» مي گويند: آري!  هشداردهنده اي نزد ما آمد امّا او را تکذيب کرديم و گفتيم خداوند هيچ چيزي را نازل نکرده است و شما در گمراهي بزرگ هستيد. پس آن ها پيامبر خود را تکذيب کردند و به طور کلّي همه آنچه را که خداوند نازل  کرده است دروغ  انگاشتند.
و به اين بسنده نکردند و همه پيامبران هشداردهنده را گمراه خواندند در حالي که  آن ها راهيافتگان هدايت  کننده بودند. و فقط به گمراه قرار دادن آن ها اکتفا نکردند بلکه گمراهي آن ها را گمراهي بزرگ قرار دادند. پس  کدام عناد و تکبر و ستم شبيه چنين عناد و تکبري است؟
« وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ» آن ها با اعتراف به اين که شايسته هدايت نبودند مي گويند: اگر مي شنيديم يا خرد مي ورزيديم در زمره دوزخيان نمي بوديم. پس آن ها همه راه هاي هدايت را از خود نفي مي کنند که عبارتند از: شنيدن چيزهايي که خداوند نازل کرده  است و يا پيامبران آورده  اند، عقلي که به صاحب خود فايده مي رساند و او را به حقايق اشيا آگاه مي  کند و به ترجيح خير وامي دارد و از هر آنچه که سرانجام زشتي دارد برحذر مي دارد.
پس آنان نه عقل دارند و نه نيروي شنوايي. و اين به خلاف عقل و ايمان ارباب صدق و يقين است که آن ها ايمان خود را با دلايل سمعي تأييد نموده اند. پس آنچه را که از سوي خدا و پيامبر آمده است شنيده اند و به آن  عمل کرده اند. نيز با دلايل عقلي ايمان خود را تقويت کرده اند و گمراهي را از هدايت و خير را از شر تشخيص داده اند. پس ايمان آنها براساس دلايل عقلي و نقلي استوار است کسي که لطف خويش را به هرکس که بخواهد اختصاص مي دهد. و بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت مي نهد و او را به درجاتي رفيع مي رساند و کساني را که شايسته خوبي نيستند خوار مي گرداند.
خداوند متعال درباره  کساني که وارد دوزخ مي شوند و به ستمگري و عناد خود اعتراف مي کنند و مي فرمايد:فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ پس  به  گناه  خود اعتراف  مي  کنند  اي  لعنت  باد بر آنها که  اهل  آتش   سوزنده  اند.
« فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ» به گناهان خود اعتراف مي کنند، پس دوري از رحمت خدا و زيانمندي و شقاوت بهره دوزخيان باد. چقدر بدبخت و خوار هستند وقتي که پاداش الهي را از دست داده اند و در دوزخ قرار گرفته اند؛ دوزخي که آتش سوزان آن جسم ها و دل هايشان را مي سوزاند.إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ براي  کساني  که  ناديده  از پروردگارشان  مي  ترسند ، آمرزش  و مزد فراوان   است.
وقتي حالت بدکافران فاسق را بيان کرد توصيف نيکوکاران خوشبخت را نيز ذکر نمود و فرمود:« إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ» کساني که در نهان از پروردگارشان مي ترسند و در همه حالات خود از خداوند مي ترسند حتي در حالت و وضعيتي که جز از خدا کسي از آن ها اطلاع ندارد پس آنان اقدام به ارتکاب گناه نمي کنند ودر انجام آنچه خداوند آنان را بدان امر نموده است کوتاهي مي ورزند . 
« لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ» آنان آمرزش و پاداش بزرگ و فراواني دارند. يعني گناهانشان بخشيده مي شود، و وقتي که خداوند گناهانشان را بيامرزد آنان را از شر گناهان محفوظ مي دارد و از عذاب دوزخ نجات مي دهد. و پاداش بزرگي دارند و 