 بده. 
خداوند مريم را به داشتن ايمان و تضرع نمودن به پيشگاه خدا و طلب نمودن بالاترين خواسته که ورود به بهشت و قرار گرفتن در مجاورت پروردگار بزرگوار است توصيف نموده است. هم چنين بيان داشته که او از خداوند خواست تا وي را از فتنه فرعون و کارهاي زشت او و از فتنه هر ستمگري نجات بدهد. پس خداوند دعاي او را پذيرفت و او از ايماني کامل و ثباتي تام برخوردار شد. 
و از فتنه ها نجات يافت. بنابراين پيامبر(ص) فرمود:« از ميان مردان، افراد بسياري به کمال رسيده اند و از ميان زنان کسي به کمال نرسيد جز مريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم و خديجه بنت خوليد، و برتري عايشه بر ساير زنان همچون برتري آبگوشت بر سائر غذاهاست. »
« وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا» و مريم دختر عمران که به خاطر کمال دينداري و پاکدامني اش دامن به گناه نيالود و پاکدامني ورزيد. « فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا» پس از روح خود در آن دميديم که جبرئيل عليه السلام در گريبانش دميد، و دميدنش به وجود مريم منتهي شد و عيسي عليه السلام پيامبر بزرگوار از او متوّلد گرديد.
« وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ» و مريم سخنان پروردگارش و کتاب هاي او را تصديق کرد. در اين جا مريم به دانش و معرفت توصيف شده است چون تصديق سخنان خداوند ، سخنان ديني و تقديري او را شامل مي شود. و تصديق کتاب هايش مقتضي شناخت چيزي است که به وسيله آن تصديق تحقق مي يابد، اين کار جز با علم و عمل محقق نمي شود، بنابراين فرمود:« وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ  » و مريم از فرمانبرداران بود. يعني همواره و هميشه با فروتني و خضوع به طاعت الهي پايبند بود و اين توصيف او به کمال عمل است چون او صدّيقه بود و صدّيقيت يعني کمال علم و  عمل. 
پايان تفسير سوره ي تحريم<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1846.txt">آيه 4-1</a><a class="text" href="w:text:1847.txt">آيه 10-5</a><a class="text" href="w:text:1848.txt">آيه 11</a><a class="text" href="w:text:1849.txt">آيه 12</a><a class="text" href="w:text:1850.txt">آيه 14-13</a><a class="text" href="w:text:1851.txt">آيه 15</a><a class="text" href="w:text:1852.txt">آيه 18-16</a><a class="text" href="w:text:1853.txt">آيه 19</a><a class="text" href="w:text:1854.txt">آيه 21-20</a><a class="text" href="w:text:1855.txt">آيه 22</a><a class="text" href="w:text:1856.txt">آيه 26-23</a><a class="text" href="w:text:1857.txt">آيه 30-27</a></body></html>مکي و 30 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 4-1:
تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ بزرگوار و متعالي  است  خداوندي  که ، فرمانروايي  به  دست  اوست  و او بر  هرچيزي  تواناست.
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ آن  که  مرگ  و زندگي  را بيافريد ، تا بيازمايدتان  که  کدام  يک  از شما  به عمل  نيکوتر است  و اوست  پيروزمند و آمرزنده.
الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ آن  که  هفت  آسمان  طبقه  طبقه  را بيافريد  در آفرينش  خداي  رحمان  هيچ   خلل و، بي  نظمي  نمي  بيني   پس  بار ديگر نظر کن  ، آيا در آسمان  شکافي  مي   بيني ?
ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ بار ديگر نيز چشم  باز کن  و بنگر  نگاه  تو خسته  و درمانده  به  نزد تو  بازخواهد گشت.
« تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ» بزرگوار و والا است و خدا داراي برکات و خير بسيار و احسان فراگير است. و از عظمت و شکوهمندي اش اين است که فرمانروايي جهان بالا و پائين به دست اوست و آفريننده آسمانها و زمين است و با فرامين تقديري و ديني که تابع حکمت  اوست آن گونه بخواهد در آن ها تدبير و تصرف مي کند.
« وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و خداوند داراي کمال قدرت و توانمندي است و بر هر کاري تواناست و مخلوق ات بزرگي چون آسمانها و زمين را با اين قدرت خويش ايجاد کرده است. « الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ» کسي که براي بندگانش چنان مقدّر نمود که آن ها را زنده نمايد و بميراند. « لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» تا شما را بيازمايد که عمل کدام يک از شما خالص تر و درست تر است.
خداوند بندگانش را آفريده و به اين جهان آورده و به آن ها خبر داده است که به زودي از اين  جهان خواهند رفت و آن ها را امر و نهي نموده و با شهوت هايي که با امر الهي متضاد هستند آن ها را آزموده است . پس هرکس تسليم فرمان خدا گردد و کار نيک انجام دهد خداوند در هر دو جهان به او پاداش نيک مي دهد و هرکس به سوي شهوت ها  و اميال نفس گرايش يابد و فرمان لهي را پشت سر اندازد او بدترين سزا را خواهد داشت.
« وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ» و خداوند توانمند است و بر همه چيز چيره مي باشد و آفريده ها منقاد اويند.
و آمرزگار  است و بدکاراني که کوتاهي کرده اند و گناهکاران را مي آمرزد به خصوص وقتي که توبه کنند و برگردند. او گناهانشان را مي آمرزد گرچه پُرِ زمين و آسمان باشد و عيب هايشان را مي پوشاند گرچه به  اندازه اي تمام دنيا باشد.
« الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا» خداوندي که هفت آسمان را بر بالاي يکديگر و در نهايت زيبايي و  استحکام آفريده است. « مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ» در آفرينش خداوند مهربان هيچ خلل و نقصي نمي بيني. 
و چنانچه از هر حيثي نقص منتفي مي گردد ، به طور کامل از حيث رنگ و هيأت و ارتفاعش نيکو و متناسب مي گردد. و همچنين خورشيد و ماه و ستارگان روشني که برخي ثابت و برخي سيارند هيچ خلل و نقصي در آنها نيست. و از آن جا که کمال آنها مشخّص است خداوند دستور داد تا چند بار به آن نگاه کرده شود و در کرانه هاي آن تامل شود. پس فرمود:« فَارْجِعِ الْبَصَرَ» بار ديگر به آن بنگر و عبرت بگير، « هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ» آيا در آن عيب و خللي مي بيني؟
« ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ» منظور اين است که چندين بار بنگر.« يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ» چرا که چشم تو از اين عاجز و ناتوان است که عيب و خللي را در آن مشاهده کند، هرچند که بکوشي و دريغ نورزي.وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ ما آسمان  فرودين  را به  چراغهايي  بياراستيم  و آن  چراغها را وسيله  راندن   شياطين  گردانيديم  و برايشان  شکنجه  آتش  سوزان  آماده  کرده ايم.
وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ و براي  کساني  که  به  پروردگارشان  کافر شده  اند عذاب  جهنم  باشد و جهنم   بدسرانجامي  است.
إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ چون  در جهنم  افکنده  شوند ، به  جوش  آيد و بانگ  زشتش  را بشنوند ،
تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَ