رکس به خداوند  ايمان بياورد؛ ايماني کامل که همه آن چه را خداوند بدان فرمان داده است فرا بگيرد. « وَيَعْمَلْ صَالِحًا» و کارهاي شايسته کند. يعني واجبات و نوافل را از قبيل به جا آوردن حقوق خدا و حقوق بندگانش را به جاي بياورد. « وَيُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» او را به باغ هاي بهشتي داخل مي گرداند که رودبارها از زير کاخ ها و درختان آن روان است.
در اين باغ هاي بهشتي هر آن چه دل ها بخواهند و چشم ها از دين آن لذّت برند و دل ها شيفته آن شوند فراهم است. « خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» در آن جاودانه اند. اين است رستگاري بزرگ.
« وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا» و کساني که بدون هيچ دليل شرعي و عقلي کفر ورزيدند و آيات ما را تکذيب کردند. بلکه دلايل و معجزات نزد آن ها آمد امّا آن را تکذيب نمودند و با مدلول آن مخالفت ورزيدند. « أُوْلَئِكَ أَصْحَابُالنَّارِ خَالِدِينَ فِيهَا وَبِئْسَ الْمَصِير» اينان دوزخي اند و در آن جاودانه اند و جهنّم بد جايگاهي است ، چون هر بدبختي و مشقّت و عذابي در آن فراهم است.مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ هيچ  مصيبتي  جز به  فرمان  خدا به  کسي  نمي  رسد  و هر که  به  خدا ايمان   بياورد ، خدا قلبش  را هدايت  مي  کند  و خدا به  هر چيزي  داناست.
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ خدا را اطاعت  کنيد ، و پيامبر را اطاعت  کنيد  پس  اگر شما اعراض   کنيد ، بر فرستاده  ما وظيفه  اي  جز رسانيدن  پيام  آشکار نيست.
اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ خداي  يکتاست  که  هيچ  خدايي  جز او نيست   مؤمنان  البته  بر خداي  يکتا  توکل ، کنند.
خداوند متعال مي فرمايد:« مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» هيچ مصيبت و بلايي جز به فرمان خدا نمي رسد. اين شامل مصيبت هاي وارده به جان و مال و فرزند و دوستان و امثال آن مي شود. پس همه ي آن چه که به بنده برسد به قضا و تقدير الهي است و از قبل چنين مقدر شده است و خداوند آن را دانسته و قلمش بر آن رفته و مشيت او نافذ شده است و خداوند آن را دانسته و قلمش بر آن رفته و مشيت او نافذ شده است و حکمتش چنين چيزي را اقتضا کرده است. 
ولي آن چه مهم مي باشد اين است که آيا بنده وظيفه خود را انجام مي دهد يا نه؟ پس اگر وظيفه خود را به هنگام مصيبت انجام داد در دنيا و آخرت مستحق پاداش فراوان است. پس اگر ايمان داشت که اين مصيبت و بلا از جانب خداست و بدان راضي شد و تسليم فرمان الهي گرديد خداوند دل او را هدايت مي نمايد به گونه اي که دلش آرام مي گيرد و به هنگام مصيبت ها پريشان نمي شود. 
همانگونه که کسي که خداوند دلش را هدايت نکرده باشد به  هنگام مصيبت ها آشفته و پريشان مي گردد .  خداوند به کسي که دلش را هدايت نموده به هنگام مصيبت ها پايداري مي دهد به گونه اي که به موجبات صبر عمل مي نمايد و از اين طريق در دنيا پاداش مي يابد، ضمن اينکه خداوند از اين طريق براي او پاداش بزرگي در روز قيامت ذخيره مي کند. همان طورکه خداوند متعال فرموده است:« إِنَّمَا يوَفَّي الصَّبِرونَ أَجرَهُم بِغَيرِ حِسَابِ» قطعا خداوند به شکيبايان پاداششان را به تمام و کمال و بدون حساب مي دهد. و از اين معلوم مي شود که هرکس به هنگام پيش آمدن مصيبت ها به خداوند باور نداشته باشد به اين صورت که تقدير و قضاي الهي را در نظر بياورد بلکه فقط اسباب را در نظر بگيرد چنين کسي خوار مي شود خداوند او را به خودش مي سپارد.
و هرگاه بنده به خودش سپرده شود جز داد و فرياد کاري از دست او بر نمي آيد، و اين سزاي بنده در همين دنيا قبل از عذاب آخرت است و اين سزا به خاطر کوتاهي او در صبر و شکيبايي ورزيدن است.
« وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ» و هرکس به خدا ايمان بياورد خداوند دلش را هدايت مي کند. اين مطالبي بود که پيرامون اين آيه به هنگام نزول مصيب بيان شد. امّا آن چه از نظر عموم لفظ به اين آيه مربوط مي شود اين است که خداوند خبر داده است هرکس که به خدا و فرشتگان و کتاب هاي آسماني و پيامبران و روز قيامت و قضاي خير و شرّ خدا ايمان آوَرَد و صداقت ايمان خود را با انجام مقتضيان و واجبات ايمان ثابت نمايد اين بزرگترين سبب براي هدايت بنده در گفتار و کردار و همه حالاتش و در علم و عملش مي باشد.
و اين بهترين پاداشي است که خداوند به مومنان مي بخشد همان طور که خداوند متعال مي فرمايد او مومنان را در زندگاني دنيا و آخرت ثابت قدم مي گرداند و اصل ثبات و پايداري ثبات قلب و شکيبايي بر آن و يقين نمودن آن به هنگام دچار شدن به فتنه و آزمايش است. بنابراين خداوند متعال فرموده است:« يثَبِتُ اللَّهُ الَّذينَ ءَامَنُوا بِالقَولِ الثَّابِتِ فِي الحَيوةِ الدُّنيا وَفِي الأَخِرَة» خداوند مومنان را در زندگاني دنيا و آخرت ثابت قدم مي گرداند.پس مومنان به خاطر ايماني که دارند دل هايشان از همه مردم هدايت يافته تر است و به هنگام سختي ها و پريشاني ها از همه مردم استوارتر و پايدارتراست.
« وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ» و با اطاعت از فرامين خدا و پيامبر و پرهيز از آن چه از آن نهي کرده اند از خدا و پيغمبر اطاعت کنيد چون  اطاعت از خدا و پيامبر مدار سعادت و نشان رستگاري است. « فَإِن تَوَلَّيْتُمْ» پس اگر از اطاعت خدا و پيامبر روي گردان شديد، « فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ » بدانيد که بر عهده ي رسول ما تنها پيام رساندن آشکار است. يعني پيامي را که با آن به سوي شما فرستاده شده است به صورت واضح و روشن به شما مي رساند و حجّت بر شما اقامه مي گردد. هدايت و راهياب شدن شما وظيفه او نيست و هيچ چيزي از حساب شما بر عهده او نمي باشد. بلکه اين کار بر عهده خداوندي است که داناي پيدا و پنهان مي باشد.
« اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ» جز خداوند معبود به حقي نيست و تنها او سزاوار پرستش و الوّهيت مي باشد و هر معبودي غير از او باطل است. « وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» پس مومنان بايد بر خدا توکل کنند و بس. يعني در هر چيزي که در آن ها مي رسد و در هر کاري که مي خواهند انجام دهند بايد فقط بر خداوند توکل کنند. 
چون هيچ کاري جز به توفيق خدا آسان نمي گردد. و اين، راهي جز توکل کردن بر خدا ندارد. و  توکل نمودن بر خداوند کامل نمي گردد مگر اين که بنده گمان خود را نسبت به پروردگارش نيک بگرداند و به يقين بداند خداوندي که بنده بر او توکل مي نمايد او را کفايت مي کند. و قوت و ضعف توکل بنده برحسب ايمانش است. پس هر اندازه ايمان قوي باشد، توکل نيز محکم و قوي خواهد بود.قُلْ إِن تُخْفُواْ مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللّ