مايد و آنان را از اخلاق و رفتارهاي زشت باز مي دارد.
« وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» و علم کتاب و سنت را به آن ها مي آموزد که علوم گذشتگان و آيندگان را در بر دارد. آن ها بعد از اين تعليم و تزکيه از دانشمندترين افراد جهان شدند بلکه آن ها پيشوايان اهل علم و دين قرار گرفتند و داراي کامل ترين اخلاق و بهترين رهنمود و رفتار شدند.
خودشان هدايت شدند و ديگران را هدايت کردند. پيشوايان هدايت يافته و رهبران پرهيزگار گشتند. پس خداوند با فرستادن اين پيامبر(ص) بزرگترين هديه و کاملترين نعمت را به آن ها عطا کرد.
« وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ» و بر کساني ديگر غير از اين امّي ها بي سوادان نيز منت نهاد که عبارتند از کساني که بعد از اين ها مي آيند، همچنين اهل کتاب« لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ» احتمال دارد به اين معني باشد که خداوند بزرگ بر کساني ديگر غير از اين امي ها نيز منت نهاد که هنوز نيامده اند و در عصر کساني نيستند که دعوت پيامبر را به صورت مستقيم دريافته  اند.
و احتمال دارد معني آيه  اين باشد که خداوند بر کساني ديگر غير از اين امّي ها نيز منّت نهاد که در فضل و برتري به ايشان نرسيده اند. احتمال دارد منظور اين باشد که آن ها در فضل و برتري به ايشان نرسيده اند. يا شايد منظور اين باشد که در زمان آن ها نيستند و بعد از آن ها خواهند آمد، و هر دو معني درست است. چون کساني که خداوند پيغمبرش را در ميان آن ها مبعوث کرد و او را مشاهده کردند و به صورت مستقيم دعوتش را دريافتند، به ويژگي ها و برتري هايي دست يافته اند که هيچ کس نمي تواند به آن ها برسد، و اين از توانمندي و حکمت خداوند است که بندگانش را بيهوده رها نکرده است بلکه در ميان آن ها پيامبران را مبعوث نموده و آن ها را امر و نهي کرده است. و اين فضل بزرگ خداوند است که آن را به هرکس از بندگانش بخواهد مي دهد. و اين از نعمت تندرستي و فراواني روزي و ديگر نعمت هاي دنيوي که خداوند به بندگانش عطا کرده است بهتر و برتر است. پس هيچ نعمتي از نعمت دين که اساس کاميابي و سعادت هميشگي است بزرگ تر نيست.مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ مثل  کساني  که  تورات  بر آنها تحميل  گشته  و بدان  عمل  نمي  کنند مثل  آن   خراست  که  کتابهايي  را حمل  مي  کند  بد داستاني  است  داستان  مردمي  که   آيات خدا را دروغ  مي  شمرده  اند  و خدا ستمکاران  را هدايت  نمي  کند
قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ بگو : اي  قوم  يهود ، هر گاه  مي  پنداريد که  شما دوستان  خدا هستيد ، نه ، مردم  ديگر ، پس  تمناي  مرگ  کنيد اگر راست  مي  گوييد
وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ و آنان  به  سبب  اعمالي  که  پيش  از اين  مرتکب  شده  اند ، هرگز تمناي   مرگ نخواهند کرد  و خدا به  ستمکاران  داناست
قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ بگو : آن  مرگي  که  از آن  مي  گريزيد شما را در خواهد يافت  و شما را نزد  آن  داناي  نهان  و آشکارا بر مي  گردانند تا به  کارهايي  که  کرده  ايد  آگاهتان سازد.
خداوند منّت و احسان خويش را بر اين امّت بيان داشت؛ امّتي که پيامبر درس نخوانده در ميان آن ها مبعوث شد . و مزايا و مناقب خاص آنان را ذکر نمود که هيچ کسي در اين زمينه به آن ها نمي رسد. اين امّت درس نخوانده از پيشينيان و پسينيان حتي از اهل کتاب که ادعا مي کردند علماي رباني و دانشمندان پيشرفته هستند پيشي گرفتند. 
سپس خداوند بيان کرد يهوديان و نصارايي که خداوند تورات را بر دوش آن ها گذاشت و به آنان فرمان داد که آن را بياموزند و به آن  عمل نمايند امّا آن را چنان که بايد رعايت نکردند و وظيفه خود را انجام ندادند هيچ فضيلت و برتري ندارند و مثال آن ها همانند خري است که کتاب هايي چند بر آن بار شده باشد. پس آيا خر از کتاب هايي که بر پشت دارد استفاده مي کند؟!
و آيا به خاطر اين که بارش کتاب است داراي فضيلت است؟ يا اين که بهره اش از اين کتاب ها فقط اين است که آن ها را حمل مي کند؟ پس اين مثال علماي يهود است که به آن چه در تورات است عمل  نکردند که بزرگترين حکم آن پيروي  کردن از محمّد(ص) و قرآني است که محمّد آورده است. پس آيا کسي که چنين است بهره اي جز ناکامي و زيان و اقامه ي حجّت از توران دارد؟ به همين جهت اين مثال با حالات آن ها مطابقت دارد.
« بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ » چه بد است مثال گروهي که آيات خدا را دروغ انگاشتند؛ آياتي که بر صداقت پيامبر ما و صحّت آن چه آورده است دلالت مي کند. 
« وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» و خداوند گروه ستمکاران را هدايت نمي کند. يعني تا وقتي که ستمگري و عناد صفت آن هاست خداوند آن ها را به سوي منافعشان هدايت نمي کند.
و از جمله ستمگري و  عناد يهود اين  است که آن ها مي دانند بر باطل هستند و ادعا مي کنند که خودشان بر حقّ و دوستان خدا هستند ، نه ديگر مردمان. بنابراين خداوند پيغمبرش را فرمان داد تا به آن ها بگويد: اگر راست مي گوييد که حقيقتا دوستان خدا هستيد« فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ» آرزوي مرگ  کنيد، و اين امر ساده است چون آن ها اگر مي دانستند که بر حق هستند از مبارزه طلبي باز نمي ماندند و به مبارزه طلبي اي که خداوند آن را دليل راستگويي اشان قرار داد روي مي آوردند. و اگر مرگ را آرزو نکنند پس اين نشانه آن است که دروغ مي گويند. 
وقتي آن ها آرزوي مرگ نکردند معلوم شد که به باطل بودن آن چه بر آن هستند آگاه مي باشند. بنابراين فرمود:« وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ» و به خاطر گناهاني که م رتکب شده اند هرگز مرگ را آرزو نخواهند کرد؛ گناهاني که به خاطر آن از مرگ وحشت دارند. « وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ» و خداوند به ستمکاران آگاه است.پس امکان ندارد چيزي از ستمکاري هايشان بر او پوشيده بماند.
آن ها گرچه به خاطر کارهايي که کرده اند آرزوي مرگ نخواهند کرد بلکه به شدت از مرگ مي گريزند، امّا اين آن ها را نجات نمي دهد، بلکه حتما بايد مرگ به سراغشان بيايد، مرگي که خداوند آمدن آن را بر بندگان قطعي کرده است. سپس بعد از مردن و کامل شدن اجل ها همه خلايق در روز قيامت به سوي خداوند داناي پيدا و پنهان بازگردانده مي شوند آن گاه خداوند آن ها را از خير و شري که کرده اند با خبر مي کند.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلَاةِ مِن 