ندگان بهشت را مي ديدند و به نعمت هايي که در آن هست نگاه مي کردند هيچ کس از رسيدنِ به آن ها باز نمي ماند، و زندگي دنيا که نعمت هايش با رنج ها ناگوار و ناخوش مي شود برايشان حلاوتي در برنداشت. و « جنّت»، عدن ناميده شده، چون اهل جنت براي هميشه در آن مي مانند و هرگز از آن بيرون نمي شوند و جايگزيني براي آن نمي جويند. اين  است پاداش بزرگ و زيبا و همين است رستگاري بزرگ که هيچ رستگاري مانند آن نيست. و اين پاداش جهان آخرت است.
امّا پاداش اين تجارت در دنيا را چنين بيان داشت:« وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا» و چيزي ديگر را که دوست مي داريد به دست مي آوريد که « نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ» اين است که خداوند شما را بر دشمنانتان پيروز مي گرداند و با پيروزي بر دشمنان عزت و شادي به دست مي آوريد. « وَفَتْحٌ قَرِيبٌ» و فتح نزديکي که به وسيله آن قلمرو و دايره اسلام گشايش مي يابد و به وسيله  آن روزي فراوان به دست مي آيد. پس اين پاداش مومنان مجاهد است.
امّا مومنان ديگري که جهاد نکرده اند به شرطي که ديگران به جهاد بپردازند، خداوند آن ها را نيز از فضل و احسان خودش نااميد نمي گرداند، و فرموده است:« وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ» و مومنان را به  پاداش دنيا و آخرت مژده بده که به هريک طبق ايمانش پاداش داده خواهد شد گرچه آن ها به  اندازه مجاهدان در راه خدا نمي رسند. همان طور که پيامبر(ص) فرموده است:« هرکس خشنود باشد که خداوند پروردگارش ، و اسلام دينش، و محّمد پيامبرش باشد بهشت براي او واجب مي گردد.»
ابوسعيد خدري که راوي اين حديث است از اين تعجب  کرد و گفت: تکرار کن اي پيامبر خدا! و پيامبر همين جمله را تکرار کرد.
سپس گفت: پاداشي ديگر هست که بنده را صد درجه بالا مي برد و فاصله ي هر دو درجه با يکديگر به اندازه فاصله آسمان و زمين است. ابوسعيد خدري گفت: اين پاداش چه چيزي است؟ پيامبر فرمود: جهاد در راه خدا، مسلم.
سپس خداوند متعال فرمود:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ» اي کساني که ايمان آورده ايد ! با گفته ها و کارهايتان ياوران دين خدا باشيد و اين با انجام دادن احکام دين خدا و کوشيدن براي اجراي آن بر ديگران، و جهاد با مخالفان دين و حقيقت که مالي و جاني در مقابل آن مي ايستند تحقق مي يابد. هم چنين با جهاد با کسي تحقق مي يابد که به وسيله ي شبهات و گمان خود حقّ را رد مي کند، پس با شکستن دليل چنين کسي و  اقامه حجّت بر او برحذر داشتن مردم از وي بايد دين خدا را ياري کرد.
و از جمله ياري کردن دين خداوند ياد گرفتن کتاب خدا و سنت پيامبر و تشويق ديگران به آن، و امر به معروف و نهي از منکر مي باشد. سپس خداوند مومنان را تشويق نمود تا از گذشتگان صالح الگوبرداري نمايند و فرمود:« كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ» عيسي آن ها را گوشزد کرد و گفت: چه کسي مرا ياري مي کند و در ياري کردن دين خدا همراه من به پا مي خيزد. 
و هرکاري بکنم همراهم باشد و به هرجا که حرکت  کنم همراه من بيايد؟! حواريان شتابان گفتند:« نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ» ما ياوران دين خدا هستيم، پس عيسي و کساني از حواريان که همراه او بودند دين خدا را ياري کردند.« فَآَمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ» پس گروهي از بني اسرائيل به سبب دعوت عيسي و حواريان ايمان آوردند، « وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ» و گروهي از بني اسرائيل کفر ورزيدند و دعوت آن ها را نپذيرفتند آن گاه مومنان با کافران جهاد کردند.
« فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ» پس مومنان را بر دشمنانشان توان داديم و آن ها را بر دشمنانشان پيروز گردانديم. « فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ  » و مومنان بر دشمنانشان چيره گشتند. پس شما اي امّت محّمد! ياوران خدا باشيد و به سوي دين او دعوت کنيد، و خداوند نيز شما را ياري خواهد کرد و شما را بر دشمنانتان چيره خواهد نمود. همان طور که کساني راکه قبل از شما بودند ياري کرد. 
پايان تفسير سوره ي صف<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1815.txt">آيه 1</a><a class="text" href="w:text:1816.txt">آيه 4-2</a><a class="text" href="w:text:1817.txt">آيه 8-5</a><a class="text" href="w:text:1818.txt">آيه 11-9</a></body></html>مدني و 11 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 1:
يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ خدا را تسبيح  مي  گويند هر چه  در آسمانها، و هر چه  در زمين  است  ، آن   فرمانرواي  پاک  از عيب  را ، آن  پيروزمند حکيم  را.
همه آن چه که در آسمان ها و زمين است خداوند را به پاکي ياد مي کنند و مطيع فرمان او هستند و او را پرستش مي نمايند چون کامل و فرمانرواست، و فرمانروايي و پادشاهي جهان بالا و پائين از آن اوست، پس همه تحت تدبير او هستند. 
« الْقُدُّوسِ» معظّم و پاک از هر عيب و نقصي است، « الْعَزِيزِ» و بر همه چيزها چيره مي باشد. « الْحَكِيمِ» و در آفرينش و فرمان خود حکيم است. پس اين صفت هاي بزرگ آدمي را به پرستش خداوند يگانه و بي شريک فرا مي خوانند.هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ اوست  خدايي  که  به  ميان  مردمي  بي  کتاب  پيامبري  از خودشان  مبعوث   داشت تا، آياتش  را بر آنها بخواند و کتاب  و حکمتشان  بياموزد  اگر چه   پيش  ازآن  در گمراهي  آشکار بودند ،
وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ  و بر گروهي  ديگر که  هنوز به  آنها نپيوسته  اند  و اوست  پيروزمند و حکيم
ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ اين  نعمت  خداست  که  به  هر که  خواهد ارزانيش  دارد و خدا را بخشايشي   بزرگ  است.
« هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ» اوست کسي که در ميان بي سوادان پيامبري از خودشان مبعوث کرد. منظور از «اميين» کساني است که کتاب و رسالتي نداشتند. اين ها عرب ها و ديگر کساني بودند که از اهل کتاب نبودند.
پس خداوند با دادن اين نعمت بزرگ بر آن ها منّت نهاد چون آن ها فاقد دانش و خبر بودند و قبل از اين در گمراهي آشکاري به سر مي بردند و بت ها و درختان و سنگ ها را پرستش مي کردند و خوي و رفتار حيوانات درنده را دارا بودند؛ نيرومندشان ناتوان را مي خورد و آن ها نسبت به علوم و دانش هاي پيامبران کاملا ناآگاه بودند. 
پس خداوند پيغمبري از خودشان را در ميان آن ها مبعوث کرد که آن ها نسب و  اوصاف زيباي او و صداقتش را مي دانستند. و خداوند کتابش را بر اين پيغمبر نازل فرمود:« يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ» و آيات قاطع او را که موجب ايمان و يقين مي گردند بر آن ها مي خواند. « وَيُزَكِّيهِمْ» و آنان را پاک مي دارد و اخلاق فاضله را براي آن ها به صورت هاي گوناگون بيان مي کند و آن ها را بر آن تشويق مي ن