 دادن کارهايي که انسان را به بهشت مي رسانند کوشش خواهند نمود و از آن چه که مانع رسيدن به بهشت مي شود و يا آن ها را از حرکت در مسير آن باز مي دارد دوري خواهند کرد. 
نيز وقتي که بدانند خداوند به آن چه آن ها انجام مي دهند، آگاه است و اعمالشان بر خداوند پوشيده نمي  ماند و نزد او ضايع نمي گردد و  خداوند آن را فراموش نمي کند اين باعث مي شود تا بکوشند و تلاش نمايند. اين آيه کريمه اصل و قاعده ايست براي اين که انسان خودش را محاسبه کند و به خويشتن بپردازد، پس اگر در خود لغزشي يافت با دست کشيدن از آن، و توبه نصوح و روي گرداني از اسبابي که او را به آن لغزش مي رساند آن را جبران نمايد. و اگر ديد که در انجام  امري از اوامر الهي کوتاهي ورزيده است تلاش نمايد آن را جبران کند و فضايل را در وجود خويش رشد دهد ، و براي انجام دادن اوامر الهي از پروردگارش کمک بخواهد.
و منّت ها و نعمت هايي که خداوند به او ارزاني داشته است با تقصير و کوتاهي هايي که از او سر زده است مقايسه  کند، و اين کار باعث مي شود تا او قطعا شرم  کند. محرومّيت حقيقي آن است که بنده را از ياد برده و از ذکر او و اداي حقّ او غافل شده و به اميال و خواسته هاي نفس خود روي آورده باشند. 
قطعا چنين کساني فايده اي به خود نرسانده اند. بلکه خداوند آن ها را از آن چه که به مصلحتشان مي باشد  غافل گردانده  است و در هر دو جهان زيان مند شده اند. و چنان کلاهي بر سرشان رفته است که امکان جبران آن نيست چون آنان بدکارند و از اطاعت پروردگارشان منحرف شده و به نافرماني هاي خداوند گرفتار آمده اند.
پس آيا کسي که تقواي الهي را رعايت کرده و از آن چه که براي فردي قيامتش از پيش فرستاده فکر کرده و سزاوار برخورداري از باغ هاي بهشت و زندگي سالم با کساني که خداوند بر آن ها انعام نموده از قبيل پيامبران و صديقان و شهيدان و صالحان شده است با کسي يکسان است که از ذکر خدا غافل بوده و حقوق الهي را فراموش کرده و در دنيا بدبخت شده و سزاوار عذاب آخرت گرديده است؟! ترديدي نيست که گروه اوّل رستگارانند و گروه دوّم زيانکاران مي باشند.
وقتي  خداوند مطالبي را براي بندگانش بيان  کرد و آن ها را در کتاب بزرگ خويش امر و نهي نمود، اين ايجاب مي کند تا آن ها به آن چه خداوند آنان را به سوي آن فرا خوانده و بر آن تشويق نموده است بشتابند، هرچند که دل هايشان چون کوه سخت باشد. چون اين قرآن اگر بر کوهي نازل شود از ترس خداوند کرنش کنان از هم پاشيده خواهد شد.
يعني تأثير قرآن بر دل ها چنان زياد است که حتّي  کوه ها هم نمي توانند در برابر آن مقاومت کنند. زيرا مواعظ و اندرزهاي قرآن به طور مطلق بزرگ ترين مواعظ هستند و اوامر و نواهي قرآن مشتمل بر حکمت ها و مصالحي فراوان مي باشد و انجام اين اوامر و نواهي براي انسان بسيار آسان است و هيچ تکلّف و تناقض و دشواري در آن نيست و براي هر زمان و مکاني و براي هر کسي مناسب مي باشند.
سپس خداوند متعال خبر داد که او براي مردمان مثال ها مي زند و حرام و حلال را براي بندگانش توضيح ميدهد تا در آيات او بينديشند و تدبّر نمايند، چون انديشيدن در آيات خداوند گنجينه هاي علم و دانش را براي انسان مي گشايد و راه هاي خير و شرّ را براي او روشن مي گرداند و او را بر انجام فضايل اخلاقي باز مي دارد. پس هيچ چيزي براي بنده از انديشيدن در قرآن و تدبّر در معاني آن سودبخش تر نيست.هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ اوست  خدايي  يگانه   هيچ  خدايي  جز او نيست   داناي  نهان  و آشکار و بخشاينده  و مهربان  است
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ اوست  خداي  يگانه  که  هيچ  خداي  ديگري  جز او نيست  ، فرمانروا است  ،  پاک است ، ، عاري  از هر عيب  است  ، ايمني  بخش  است  ، نگهبان  است  ،  پيروزمند است  ، با جبروت  است  و بزرگوار است   و از هر چه  براي  او  شريک  قرارمي  دهند منزه  است
هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ  اوست  خدايي  که  آفريدگار است  ، صورت  بخش  است  ، اسمهاي  نيکو از آن   اوست  هر چه  در آسمانها و زمين  است  تسبيحگوي  او هستند و او پيروزمند  و حکيم  است.
اين آيات کريمه مشتمل بر بسياري از نام هاي نيکوي خداوند و صفات والاي او هستند. پس خداوند خبرداد که  معبود به حقّ و راستين تنها اوست؛ خدايي که هيچ معبود به حقّي جز او نيست. و اين به خاطر کمال و احسان فراگير و تدبير فراگيرش مي باشدو هر معبودي غير از او باطل و پوچ است و سزاوار ذرّه اي از عبادت و پرستش نمي باشد، چون ناتوان و ناقص است و براي خودش اختيار کوچک ترين سود و زياني را ندارد . 
سپس خودش را به علم و آگاهي فراگير توصيف نمود که به آن چه از نگاه مخلوق پنهان است و آن چه که مخلوق مشاهده مي کنند آگاه و داناست. و خويشتن را به رحمت فراگيرش که همه چيز را در بر گرفته است ، و اين که رحمت او به هر موجود زنده اي مي رسد توصيف نمود.
سپس اين را بيان داشت که او معبود همه است، و تنها او معبود به حقّ است و او صاحب و پادشاه همه هستي است. پس جهان بالا و پايين همه مملوک خدا هستند و همه به او نيازمندند و تحت تدبير او قرار دارند.
« الْقُدُّوسُ السَّلَامُ» خداوند منّزه و سالم از هر عيب و نقص مي باشد، و خداوند بزرگ و داراي مجد و عظمت است، چون «قدُوس» بر پاک بودن از هر عيب و نقصي و بر عظمت خداوند در صفات و شکوهش دلالت مي نمايد. « الْمُؤْمِنُ» خداوندي که  پيامبرانش را به وسيله  معجزات روشن و دلايل قاطع و حجتّ هاي واضح تصديق مي نمايد. « الْعَزِيزُ» توانمند است و هرگز مغلوب نمي شود  و کسي نمي تواند جلوي او را بگيرد، بلکه او بر همه چيز چيره است و همه چيز در برابر او فروتن است.
« الْجَبَّارُ» خداوند جبار و چيره که درهمه بندگان چيره است و همه آفريده ها در برابر او مغلوب و فروتن اند. خداوندي که شکست خورده را جبران مي نمايد و فقير را توانگر مي کند. « الْمُتَكَبِّرُ» خداوندي که داراي کبريا و عظمت است و از همه عيب ها و ستم ها پاک است. « سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ» پاک است خداوند از آن چه انباز او مي کنند. و اين منّزه قرار دادن خداوند از همه چيزهايياست که مشرکان او را بدان وصف کرده اند.
« هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ» اوست خداوند، آفريننده همه مخلوقات وتصويرگر همه تصويرها . و اين نام هاي نيکو: « خالق» و «باريء» و «مصور» به صفات «خلق» و «تدبير» و «تقدير» تعلق دارند که صفاتي مختص به خداوند مي باشند و هيچ کس در آنها با خدا شريک نيست.
« لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى» او نام هاي نيک دارد، نام هاي زياد و بي شماري دارد که کسي ج