رمانروایی هستی در دست آنهاست، زیرا می گفتند: « لَن یَدخُلَ الجَنَّةَ إِلَّا مَن کَانَ هُوداً أَو نَصَرَی» هرگز به بهشت نمی رود مگر کسی که یهودی یا نصرانی باشد. و معلوم است که اینها آرزوهایی است که از نظر شرع و عقل باطل اند.
و علت دوم این است که آنها وقتی آیات خدا را تکذیب کردند، و بر خدا افترا بستند، شیطان زشتی کارشان را برای آنها زیبا جلوه داد، و فریب خوردند، و شیطان چنان به آنها نمایاند که کارشان حق است، و این سزای روی گردانی آنان از حق است. پس در روز قیامت حالت آنها چگونه خواهد بود آنگاه که خداوند آنها را جمع می کند و مطابق با اعمالی که انجام داده اند آنان را سزا و جزای کامل می دهد، و عدالت الهی در مورد بندگان به اجرا در می آید؟! زیرا به سبب اعمال زشتی که انجام داده اند به عذابی سخت گرفتار می شوند، و از خیر و پاداشی عظیم محروم می مانند. « وَمَا رَبُّکَ بِظَلَّمِ لّلعَبِِیدِ» و پروردگارت بر بندگان ستم نمی کند.كَمَثَلِ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَرِيبًا ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ همانند آنهايي  هستند که  چندي  پيش  وبال  گناه  خويش  را چشيدند  و به   عذابي  دردآور نيز گرفتار خواهند شد
كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ همانند شيطان  که  به  آدمي  گفت  : کافر شو  چون  کافر شد ، گفت  : من  از  تو بيزارم   من  از خدا ، آن  پروردگار جهانيان  مي  ترسم
فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِينَ سرانجامشان  آن  شد که  هر دو به  آتش  افتند و جاودانه  در آن  باشند  اين ، است  کيفر ستمکاران
داستان اين خوارشدگان اهل کتاب که خداوند انتقام پيامبرش را از آنها گرفت و طعم  خواري و ذلت را در دنيا به آنها چشاند و از سوي  کساني که به آنها وعده داده بودند ياري شان کنند، ياري نشدند، همچون داستان کساني است که اندکي پيش از اينان بودند. آن ها کفّار قريش بودند که شيطان کارهايشان را برايشان زيبا جلوه داد و گفت:« لَا غَالِبَ لَکُم اليومَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارُ لَّکُم فَلَمَّا تَرَآءَتِ الفَئَتَانِ نَکَصَ عَلَي عَقِبَيهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِي ءُ مِّنکُم إِنّي أَرَي مَا لَا تَرَونَ» امروز هيچ کس از مردم بر شما چيره نخواهد شد و من همراه شما هستم. 
 وقتي دو گروه رو در روي هم قرار گرفتند شيطان به عقب فرار کرد و گفت: «من از شما بيزارم، من چيزي مي بينم که شما نمي بينيد.» پس آنان فريب خودشان را خوردند، نيز کساني ديگر آن ها را فريب دادند که به آنان سودي نرساندند و عذاب را از آنان دور نکردند تا اين که با تکبّر و غرور به محل«بدر» وارد شدند به گمان اين که آن ها به آرزويي که درباره پيامبر و مومنان داشتند مي رسند.
امّا خداوند پيامبرش و مومنان را بر آن ها پيروز گرداند و بزرگان و سرانشان  کشته شدند و تعدادي از آن ها به اسارت در آمدند و برخي پا به فرار گذاشتند. از اين رو« ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ» طعم کارشان و سرانجام شرک و تجاوز خويش را چشيدند. اين عذابشان در دنيا بود، « وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» و در آخرت عذاب دردناکي دارند. 
مثال منافقاني که برادران اهل کتاب خود را فريب دادند، « كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ» مانند مثال شيطان است که به انسان گفت: کافر شو. يعني کفر را براي او زيبا جلوه داد و او را بر آن فراخواند. وقتي انسان فريب شيطان را خورد و کافر شد و به بدبختي گرفتار آمد، شيطاني که با او دوست بود و او را به اين کارها فرا مي خواند، به او فايده اي نرساند بلکه از او گريزان شد و بيزاري جست، و « قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ» گفت: من از تو بيزارم، من از خداوند ، پروردگار جهانيان مي ترسم. يعني من براي دور  کردن  عذاب از تو قدرتي ندارم و به اندازه يک ذره نمي توانم به تو سود برسانم.
« فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا» و سرانجام دعوت دهنده که شيطان  است و دعوت داده شده که انسان است اين شد که « أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا» هر دوي آنان در آتش دوزخ هستند و در آن جاودانه خواهند بود. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« إِنَّماَ يدعُو حِزبَهُ لِيکُونُوا  مِن أَصحَبِ السَّعيرِ» بي گمان شيطان گروهش را دعوت مي دهد تا از دوزخيان باشند.
« وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِينَ» و اين سزاي ستمکاران است؛ کساني که در ستمگري و کفر ورزيدن با همديگر مشارکت دارند، گرچه در شدت عذاب با يکديگر متفاوت هستند. و اين عادت و شيوه شيطان با همه دوستانش مي باشد؛ او آن ها را فرا مي خواند و با حيله و فريب، آن ها را به سوي آن چه که به زيانشان است مي کشاند تا اين که در دام مي افتند و  اسباب هلاکت و نابودي، آن ها را فرا مي گيرد. در اين هنگام از آن ها بيزاري مي جويد و از آن ها دست مي  کشد. 
و کسي که از شيطان اطاعت کند قابل سرزنش است چون خداوند آدمي را از او برحذر داشته است. پس کسي که اقدام به اطاعت از او  نمايد از روي بينش مرتکب گناه مي شود و چنين کسي عذري ندارد.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، از خدا بترسيد  و هر کس  بايد بنگرد  که براي  فردايش  چه  فرستاده  است   از خدا بترسيد که  خدا به  کارهايي  که   مي  کنيد آگاه  است
وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ از آن  کسان  مباشيد که  خدا را فراموش  کردند و خدا نيز چنان  کرد تا خود  را فراموش  کنند  ايشان  نافرمانند
لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ اهل  آتش  و اهل  بهشت  با هم  برابر نيستند  اهل  بهشت  خود کاميافتگانند.
لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ اگر اين  قرآن  را بر کوه  نازل  مي  کرديم  ، از خوف  خدا آن  را ترسيده  و  شکاف  خورده  مي  ديدي   و اين  مثالهايي  است  که  براي  مردم  مي  آوريم  ،  شايد به فکر فرو روند.
خداوند متعال بندگان مومن خويش را به آن چه که ايمان اقتضا مي نمايد، و آن ترس از خدا در همه حالات و در پنهان و پيداست امر مي نمايد، و به آن ها فرمان مي دهد تا آن چه را که خداوند به آن امر نموده و يا از آنهي به  عمل آورده است رعايت کنند، و به آن چه که سود يا زيانشان در آن است بنگرند و در آن بيانديشند، چون آن ها وقتي آخرت را نصب العين خود قرار دهند و براي جاي گرفتن در بهشت اهمّيت بدهند بيش تر در انجا