ي نضير وقتي که به پيامبر خيانت کردند پيروز گردانيد، و آن ها را از سرزمين و وطنشان که به آن انُس گرفته بودند بيرون راند. و بيرون راندنشان اوّلين خروج و جلاي وطني بود که خداوند به دست پيامبرش(ص) بر آن ها مقّرر داشت. آن ها از مدينه به سوي خيبر بيرون رفتند.
اين آيه کريمه دلالت مي کند که آن ها علاوه بر اين بار، باري ديگر نيز از وطن خود بيرون رانده خواهند شد. و آن اين بود که پيامبر(ص) آن ها را از خيبر نيز بيرون راند و بعد از ايشان عمر(ص) بازمانده هاي يهوديان را هم بيرون راند. « مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا» شما مسلمان ها گمان نمي کرديد که يهوديان از سرزمين و خانه هايشان بيرون بروند، چون آن ها دژهاي محکمي داشتند و قدرتمند بودند. « وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ» و گمان بردند که دژهايشان آنان را از عذاب خدا محافظت مي  کند. بنابراين به دژهاي خود باليدند و دژهاي محکم آن ها را فريب داد و گمان بردند که در آن جا گزندي به آن ها نخواهد رسيد و هيچ کس توانايي دسترسي به آن ها را نخواهد داشت. امّا خداوند چنين مقّرر کرده بود که دژها و قلعه ها چيزي از عذاب خداوند را از آن ها دور نخواهد کرد و در برابر فرمان  الهي ، قدرت و دفاع فايده اي نخواهد داشت. بنابراين فرمود:« فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا» پس خداوند از جايي که به سراغشان آمد که گمان نبرده بودند از آن جا گرفتار مي شوند. و آن اين بود که « وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ» خداوند در دل هايشان ترس و هراس انداخت.
رعب يعني ترس و هراس شديد، که به مثابه بزرگ ترين لشکر خداوند است و اگر دشمن را فرابگيرد هيچ ساز و برگ و نيرويي افاقه نخواهد کرد. آن چه آن ها گمان مي بردند که خطر را از آنان دور مي کند قلعه و دژهايي بودکه خود را در آن حفاظت نموده و در آن سنگر گرفته بودند و در پناه آن آسوده به سر مي بردند. امّا هرکس که به غير از خداوند  اعتماد کند خوار و ذليل خواهد گشت، و هرکس به غير از خداوند تکيه نمايد همان چيز بلاي جانش خواهد شد.
پس امري آسماني بر دل هاي يهوديان فرود آمد. دل ها محل پايداري و شکيبايي و يا ترس و ضعف مي باشند. پس اين امر آسماني و هراس، قدرت و توانمندي دل هايشان را از بين برد و به جاي آن ضعف و ترس و بزدلي قرار داد و براي دفع آن چاره اي نداشتند . و اين ترس، دشمني ديگر براي آن ها گرديد. بنابراين فرمود:« يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ» خانه هايشان را با دست هاي خود و دست هاي مومنان ويران مي کردند چون آن ها با پيامبر بر اين چيز صلح کردند که فقط به اندازه بار شترهايشان با خود ببرند. از اين رو بسياري از خانه هايشان را منهدم و خراب کردند.
خانه هايي که آن را بسيار خوب ساخته بودند، و مومنان بر آن ها چيره شدند. خانه هايشان را خراب و دژها و قلعه هايشان را منهدم کردند. پس آن ها بودند که بر خود جنايت کردند  و به خود ضربه زدند.
« فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ » پس اي صاحبان خرد و بصيرت! و اي کساني که داراي عقل هاي کامل هستيد! پند و عبرت بگيريد. چون اين درست عبرتي است که چگونگي برخورد خداوند با کساني که مخالف حقّ هستند و از هوي و هوس خود پيروي مي  کنند از آن شناخته مي شود، آن هايي که قدرتشان به آنان سودي نبخشيد و قلعه هايشان نتوانست آنها را حفاظت کند، بدانگاه که فرمان الهي به سراغشان آمد. پس آن ها به سبب گناهانشان مورد شکنجه و عذاب قرار گرفتند. و اين موضوع امري کلّي است ، و آن چه اعتبار دارد عموم مفهوم و  موضوع است نه سبب و دليل خاص آن. 
اين  آيه امر مي نمايد که از سرنوشت بني نضير درست عبرت گرفته شود، و اين که  امور مشابه با  يکديگر مقايسه گردند و در مفاهيم و حکمت هايي که جاي خردورزي و انديشيدن است، و با اين کار عقل کامل مي گردد و بصيرت نافذ مي شود و ايمان فزوني مي يابد و انسان را به فهم و درک حقيقي مي رساند تامل و انديشه صورت گيرد. 
سپس خداوند متعال خبر داد که يهوديان به همه کيفرهايي که سزاوار آن بودند نرسيدند بلکه خداوند به  آن ها تخفيف داد. بنابراين فرمود:« وَلَوْلَا أَن كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلَاء» و اگر خداوند ترک ديار و آوارگي را بر آنان مقّرر نمي کرد به عذاب ديگري در دنيا گرفتار مي شدند. ولي آن ها گرچه عذاب سخت دنيوي به آن ها نرسيد در آخرت عذاب آتش دوزخ را دارند که شدّت و سخ تي آن را کسي جز خداوند نمي  داند. پس آن ها نبايد چنين کنندکه  عذاب و کيفرشان به آن ها رسيده و تمام شده است، زيرا عذابي که خداوند در آخرت براي آن ها آماده کرده بزرگ تر و کامل تر است.
« ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ» اين بدان خاطر است که آنان با خدا و پيغمبرش دشمني ورزيده و به مبارزه برخاسته اند و براي سرپيچي از خدا و رسولش کوشيده اند، و هرکس ه با خدا دشمني روزد سنت الهي درباره  او همين است. « وَمَن يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ» و هر کس با خداوند  دشمني ورزد بداند که خداوند سخت  کيفر است. 
قبيله بني نضير، پيامبر(ص) و مسلمان ها را سرزنش کردند که چرا درختان خرما و  ديگر درختان را قطع کرده است، و  ادعا نمودند که اين کار فساد و  تباهي است، از اين رو مسلمين را  مورد طعنه و عيب جويي قرار دادند. خداوند متعال خبر داد که بريدن درختان خرما و بر جاي گذاشتن آن از سوي مسلمانان « فَبِإِذْنِ اللَّهِ» به فرمان و اذن خداوند بوده است. « وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ» و براي آن بوده تا خداوند بدکاران را خوار و رسوا بگرداند. 
شما را مسلّط کرد تا درختانشان را قطع کنيد و بسوزانيد تا اين کار عذابي باشد براي آن ها و مايه خواري و رسوايي شان در دنيا گردد. و تا ضعف و ناتواني کاملشان مشخّص شود. اين بود حالت قبيله بني نضير و اين که خداوند چگونه آن ها را در دنيا کيفر داد. 
سپس بيان کرد که اموال و کالاهايشان به چه کسي مي رسد. پس فرمود:« وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ» چيزهايي از دارائي اهل اين آبادي يعني بني نضير که خداوند به پيامبرش ارزاني داشت، « فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ» شما اي گروه مسلمان ها! براي من دست آوردن آن اسبان و شتراني را نتاخته بوديد. 
يعني براي به دست آوردن آن رنجي نبرده ايد؛ نه خودتان و نه چهارپايانتان بلکه خداوند در دل هاي يهوديان ترس و هراس انداخت و  اين اموال بدون زحمت به دست شما رسيد. بنابراين  فرمود:« وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ولي خداوند پيغمبرانش را بر هرکس که خداوند چيره مي گرداند  و خداوند بر هر چيزي تواناست. و از کمال قدرت الهي اين  است که هيچ امر محال و ناممکني براي او ناممکن نيست، و هيچ قدرتمندي در برابر او نيرويي ندارد. 
«فيء» در اصطلاح فقها به اموالي گفته مي شود که بدون جنگ و به حق از کافران ستانده مي شود. مانند مال و د