ي هاي جهالت به وسيله آن حرکت مي کنيد و گناهانتان را مي آمرزد.
« وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ  » و خداوند داراي فضل و بخشش فراوان است. پس چنين پاداش فراواني در برابر کسي که فضل فراوان دارد زياد نيست؛ خداوندي که فضل و لطف او آسمان ها و زمين را فراگرفته است. پس هيچ مخلوقي به اندازه يک چشم به هم زدن و يا کمتر از آن نمي تواند از فضل الهي بي بهره باشد.
« لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّن فَضْلِ اللَّهِ» ما برايتان بيان کرديم که هرکس ايمان بياورد و از خدا بترسد و به پيامبرش ايمان آورد از فضل و احسان خدا برخوردار خواهد شد تا اهل کتاب بدانند که هيچ چيزي از فضل خدا را در اختيار ندارند. يعني طبق عقل ها و خواست هاي فاسد خودشان نمي توانند جلوي فضل و لطف الهي را بگيرند. آن ها مي گويند:« لَن يدخُلَ الجَنَّةَ إِلَّا مَن کَانَ هُوداً أَو نَصَري» هرگز وارد بهشت نخواهد شد مگر کسي که يهودي يا نصراني باشد. و گمان ها و خيالات فاسدي درباره فضل الهي در سر مي پرورانند. 
پس خداوند متعال خبر داد کساني که به محمّد (ص) ايمان آورده و  تقواي الهي را پيشه کرده اند دو پاداش از رحمت الهي دارند و به آن ها نوري داده خواهد شد و آمرزش الهي نصيب آن ها مي گردد. و تا اهل  کتاب بدانند که « وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء» فضل در دست خداوند است و آن را به هرکس که بخواهد مي دهد؛ هرکس که حکمت الهي اقتضا نمايد تا به او از فضل خويش عطا کند. « وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ » و خداوند داراي آن چنان فضل بزرگي است که اندازه و مقدار آن را نمي توان تعيين کرد. 
پايان تفسير سوره ي حديد<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1787.txt">آيه 4-1</a><a class="text" href="w:text:1788.txt">آيه 5</a><a class="text" href="w:text:1789.txt">آيه 7-6</a><a class="text" href="w:text:1790.txt">آيه 9-8</a><a class="text" href="w:text:1791.txt">آيه 10</a><a class="text" href="w:text:1792.txt">آيه 11</a><a class="text" href="w:text:1793.txt">آيه 13-12</a><a class="text" href="w:text:1794.txt">آيه 19-14</a><a class="text" href="w:text:1795.txt">آيه 21-20</a><a class="text" href="w:text:1796.txt">آيه 22</a></body></html>مدني و 22 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 4-1:
قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ خدا سخن  زني  را که  در باره  شوهرش  با تو، به  مجادله  آمده  است  و به  خدا  شکوه  مي  کند ، شنيد  و خدا گفت  و گوي  شما را مي  شنود ، زيرا شنوا و  بيناست.
الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ از ميان  شما کساني  که  زنانشان  را ظهار مي  کنند بدانند که  زنانشان ، مادرانشان  نشوند ، مادرانشان  فقطزناني  هستند که  آنها را زاييده  اند ، و سخني  ناپسند و دروغ  است  که  مي  گويند  و خدا از گناهان  در گذرنده  است   و آمرزنده  است.
وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ آنهايي  که  زنانشان  را ظهار مي  کنند ، آنگاه  از آنچه  گفته  اند پشيمان   مي شوند ، پيش  از آنکه  با يکديگر تماس  يابند ، بايد بنده  اي  آزاد کنند اين  پندي  است  که  به  شما مي  دهند و خدا به  کارهايي  که  مي  کنيد آگاه   است.
فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا فَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ اما کساني  که  بنده  اي  نيابند ، پيش  از آنکه  با يکديگر تماس  يابند ،  بايد، دو ماه  پي  در پي  روزه  بدارند  و آن  که  نتواند ، شصت  مسکين  را  طعام  دهد  و اين  بدان  سبب  است  که  به  خدا و پيامبرش  ايمان  بياوريد  اينها حدود خداست   و براي  کافران  عذابي  است  دردآور.
اين آيات کريمه درباره مردي از انصار نازل شده اند،؛ مردي که زنش از او به خدا شکايت برد و درباره شوهرش با پيامبر به بحث و مجادله پرداخت، چون شوهرش بعد از زندگاني طولاني و بعد از آن که از آن زن صاحب فرزنداني شده و به پيرمردي سالخورده تبديل شده بود او را بر خود حرام کرد. پس زن شکايت را به خدا و پيامبرش رساند و در اين باره سخن گفت و چندين بار درخواستش را تکرار کرد. پس خداوند متعال فرمود:« قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا» به راستي خداوند سخن زني را شنيد که درباره همسرش با تو بحث و مجادله مي کرد و به خدا شکايت مي برد، و  خداوند گفتگوي شما دو تا را مي شنود. « إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ» بي گمان خداوند شنواست و همه ي صداها را در همه اوقات و علي رغم گوناگون بودن نيازها مي شنود. « بَصِيرٌ» و بيناست و خزيدن مورچه سياه را بر صخره سنگي در شبي ظلماني و تاريک مي بيند. دراين جا خداوند از کمال شنوا و بينا بودن خود خبر مي دهد و مي فرمايد: شنوايي و بينايي  خداوند همه امور کوچک و بزرگ را احاطه کرده است، و در ضمن اشاره به اين است که خداوند شکايت و بلايي را که اين زن بدان گرفتار شده است دفع مي کند. بنابراين، حکم آن زن و حکم زنان ديگر را به طور  عام بيان کرد و فرمود:« الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ» کساني از شما که با زنانشان ظهار مي کنند. ظهار عبارت از اين که شوهر به زنش بگويد: «أنتِ عَلَي کَظَهرِ أُمَّي» تو بر من هم چون پشت مادرم هستي. يا هر زن ديگري از محارمش. يا بگويد:« أنتِ عَلَي حَرَامُ» تو بر من حرام هستي.
و چون آن ها مي گفتند تو براي من همانند پشت «ظهر» مادرم هستي خداوند اين عمل را ظهار ناميد، پس فرمود:« الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ» کساني از شما که با زنانشان ظهار مي کنند، آنان مادرانشان نيستند. يعني چگونه اين سخن را مي گويند! سخني که آن ها مي دانند حقيقت ندارد؟! پس آن ها چگونه آن را بر زبان مي آورند و همسرانشان را به مادرانشان که آن ها را زاده اند تشبيه مي کنند؟ 
بنابراين خداوند اين را کاري بزرگ و زشت قرار داد و فرمود:« وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورًا» و بي گمان آن ها سخن زشت و دروغ مي گويند.« وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ» و خداوند بخشنده آمرزنده است و هرکسي که مخالفتي از او سرزده باشد و آن را با توبه نصوح جبران نمايد خداوند او را مي آمرزد. 
« وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّ