زيرا ايمان در حالت غيب قبل از اين که انسان آن را با چشم خود مشاهده کند فايده مي دهد. امّا ايماني که بعد از مشاهده حقايق و دنياي غيب باشد فايده اي نخواهد داشت چون در آن وقت ايمان آوردن يک امر ضروري و اضطراري خواهد بود و به ناچار همه باور خواهند کرد. « إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ» بي گمان خداوند تواناست و هيچ چيزي او را ناتوان نمي کند و هيچ فرارکننده اي از دست او در نمي رود. و از جمله توانمندي او اين است که آهن را پديد آورده است که ابزارهاي قوي از آن ساخته مي شوند. و از نشانه هاي قدرت و توانمندي خداوند اين است که بر انتقام گرفتن از دشمنان خود تواناست ولي او و دوستان خود را به وسيله دشمنانش مي آزمايد تا کسي را که در نهان او را ياري مي کند مشّخص گرداند.
خداوند در اين جا کتاب و آهن را در کنار هم ذکر کرده است چون با اين دو دين خود را ياري مي نمايد و کلمه خويش را برتر قرار مي دهد، کتاب که به اذن خداوند پيروزي را ببار مي آورد و هر دو را خداوند براي اجراي عدالت پديد آورده است که از اين امر به حکمت و کمال الهي و کمال شريعت و آئين او که توسّط پيامبرانش آن را بيان داشته است پي برده مي شود. 
وقتي نبوّت پيامبران را به طور عموم بيان کرد از پيامبران برگزيده نوح و ابراهيم نام برد که در دودمان آن ها نبوت و  کتاب را قرار داده است. پس فرمود:« وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ» و به راستي نوح و ابراهيم را فرستاديم و در ميان فرزندانشان نبّوت و کتاب قرار داديم. يعني پيامبران پيشين و پسين همه از فرزندان به وسيله دعوت پيامبران راهياب گشته و فرمان بردار آن ها شدند و از رهنمودشان اطاعت کردند. « وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ» و بسياري از ايشان با اطاعت خداوند و پيامبرانش منحرف و خارج شدند.
همان طور که خداوند متعال فرموده است :« وَمَآ أَکثَرُ النَّاسِ وَلَو حَرَصتَ بِمُومِنينَ» و بيش تر مردم ايمان نخواهند آورد گرچه تو بر ايمان آوردن آن ها حريصي باشي. « ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ» و به دنبال آنان پيامبران خود را فرستاديم و عيسي پسر مريم را در پي آنان آورديم. خداوند عيسي عليه السلام را به طور ويژه بيان کرد چون بحث در مورد نصاري است؛ کساني که ادّعاي پيروي از عيسي را دارند. « وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ» و انجيل را که يکي از کتاب هاي برتر الهي است بدو عطا کرديم. « وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً» و در دل هاي کساني که از او پيروي کردند مهرباني و بخشايش قرار داديم. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« لَتَجِدَنَّ أشَدَّ النَّاسِ عَدَوَةَ لِلَّذينَ ءَامَنُوا اليهُودَ وَالَّذينَ أَشرَکَوا وَلَتَجِدنَ أَقرَبَهُم مَّوَدةَ لِّلَّذينَ ءَامَنُوا الَّذينَ قَالُوا إِنَّا نَصَري ذَلِکَ بِأَنَّ مِنهُم قِّسيسينَ وَرُهبَانَا وَأَنَّهُم لَا يستَکبِرُونَ » بدون شک خواهي ديد که دشمن ترين مردم براي مومنان يهوديان و مشرکان هستند. و نزديک ترين مردم به مومنان از نظر مهرباني کساني هستند که گفتند:« ما نصاري هستيم» ، چون آن ها داراي دانشمندان و ديرنشين هايي هستند و تکّبر نمي ورزند. بنابراين نصاري دل هاي نرم تر و مهربان تري از ديگران داشتند، امّا اين زماني بود که بر شريعت عيسي عليه السلام بودند.
« وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا» و رهبانّيت و عبادتي که خود آن را به وجود آوردند و آن را بر خود واجب کردند و خود را بدان ملزم نمودند، خداوند آن را بر آن ها فرض نکرده بود. بلکه آن ها خودشان خويشتن را به آن ملزم کرده بودند و هدفشان از اين کار به دست آوردن رضايت خداوند بود. با وجود اين « فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا» را انجام ندادند و حقّ آن را به جاي نياوردند. پس آن ها از دو جهت کوتاهي کردند: يکي اين که از پيش خود چنين عبادتي را به وجود آوردند و دوم اين که آن چه را که بر خود لازم و واجب کرده بودند انجام ندادند. پس غالبا حالت آن ها چنين است. و برخي از آن ها مطيع فرمان خدا مي باشند. 
بنابراين فرمود:« فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ» پس کساني که محمّد (ص) ايمان آوردند و به عيسي هم ايمان داشتند خداوند به هريک برحسب ايمانشان پاداش ميدهد. « وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ» و بسياري از ايشان بدکارند، يعني محمّد(ص) را تکذيب مي کنند و از اطاعت و صراط مستقيم خارج هستند.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، از خدا بترسيد و به  پيامبرش  ايمان  بياوريد تا شما را از رحمت  خويش  دوبار مزد بدهد  و شما را نوري  عطا  کند که در روشنايي  آن  راه  بجوييد و بيامرزدتان  که  خدا آمرزنده  مهربان   است.
لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّن فَضْلِ اللَّهِ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ  تا اهل  کتاب  بدانند که  به  بخشايش  خداوند هيچ  دسترس  ندارند و اين   بخشايش  به  دست  اوست  که  به  هر که  خواهد ارزاني  مي  دارد ، و خدا را  بخشايشي عظيم  است.
احتمال دارد که در اين جا اهل کتاب مورد خطاب باشند؛ کساني که به موسي و عيسي عليهما السلام ايمان آورده اند. خداوند در اين جا به آن ها امر مي کند تا به مقتضاي ايمانشان عمل نمايند و از خدا بترسند و از گناهان بپرهيزند و به پيامبر خدا محمد(ص) ايمان بياورند. خداوند مي فرمايد اگر آن ها اين کار را بکنند به آن ها از رحمت خويش « كِفْلَيْنِ» دو پاداش مي دهد؛ يکي پاداش ايمان به محمّد و يکي پاداش ايمان به پيغمبر خودشان. و احتمال دارد که فرمان عامّي باشد که اهل کتاب و ديگران همه در آن داخل هستند و ظاهرا همين طور است . و خداوند آنان را دستور مي دهد تا ايمان بياورند و تقوي را رعايت کنند. تقوا چيزي است که همه دين، ظاهرو باطن آن و اصول و فروعش در آن داخل هستند. و اگر آن ها از اين فرمان بزرگ اطاعت کنند، خداوند « كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ» دو بهره و دو پاداش از رحمت خويش را به آن ها مي بخشد که اندازه و حالت اين پاداش را کسي جز خداوند نمي داند. يکي پاداش ايمان و ديگري پاداش در برابر تقوا و پرهيزگاري ، و يا پاداشي به خاطر پيروي از اوامر، و ديگري به خاطر پرهيز و دوري گزيدن از آن چه خداوند از آن نهي کرده است و يا اين که منظور از دو پاداش اين است که خداوند پاداش آن ها را هر بار مي دهد. « وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ» و برايتان نوري قرار مي دهد که در پرتو آن حرکت مي کنيد. يعني به شما علم و هدايت مي دهد و نوري به شما عطا مي کند که در تاري