 هيچ رخداد و بلايي در زمين به وقوع نمي پيوندد و به شما دست نمي دهد مگر پيش از آن که آن را پديد آوريم در کتابي نوشته شده است. و اين همه مصيبت هايي را شامل مي شود که به  انسان ها دست مي دهد از قبيل خير و شر.  و همه آن ها اعم از کوچک و بزرگ در لوح محفوظ ثبت گرديده است. و اين امر بزرگي است که در عقل ها نمي گنجد بلکه خردمندان را حيران مي گرداند امّا اين کار براي خداوند آسان است.
خداوند بندگان را از اين آگاه کرد تا اين قاعده نزد آن ها جاي بگيرد و خير و شرّي را که برايشان پيش مي آيد در چارچوب اين قاعده بسنجند و و ارزيابي کنند. پس براي آن چه از دست داده اند اندوهگين و ناراحت نشوند؛ چيزي که به آن علاقمند بوده و به آن چشم دوخته بودند، چون مي دانند که اين در لوح محفوظ نوشته شده است و بايد انجام پذيرد. پس راهي براي دور کردن آن نيست. و به آن چه خداوند به آن ها داده از روي خودستايي و تکّبر شاد نشوند چون مي دانند که آن ها با قدرت و فعّاليت خود آن را به دست نياورده اند بلکه در پرتو فضل و منّت خدا آن را کسب کرده اند. بلکه بايد به شکرگزاري کسي مشغول شدند که نعمت ها را ارزاني نموده و رنج ها را دور کرده است . بنابراين فرمود:« وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ» خدا هيچ خودپسند خودستايي را که به نعمت هاي الهي فخر مي کند و آن را به خود نسبت مي دهد و نعمت ها او را سرکش و غافل مي گردانند دوست ندارد. همان طور که خداوند متعال فرموده است :« ثُمَّ إِذا خَوَّلنَهُ نِعمَةَ مِّنَّا قَالَ إِنَّما أُوتِيتهُ عَلَي عِلمِ عِلم بَل هَي فِتنَهُ » و هرگاه طعم رحمتي به او بچشانيم مي گويد: اين را از روي دانشي که داشته ام به من داده شده است ، خير چنين نيست بلکه اين آزمايشي است.
« الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ» کساني که دو کار زشت را با هم انجام مي دهند که انجام دادن يکي از اين دو کار براي بدنامي و بدي انسان کافي است؛ يکي بخل ورزيدن و ندادن حقوقي است که بر آدمي واجب است. و ديگر اين که آدمي به بخل ورزيدن خود بسنده نکند بلکه مردم را هم به آن امر نمايد و با گفتار و کردار خويش مردم را هم به آن امر نمايد و با گفتار و  کردار خويش مردم را به اين رفتار و خوي زشت تشويق کند و اين به خاطر آن است که او از اطاعت پروردگارش روي برتافته است امّا بداند که « وَمَن يَتَوَلَّ» هرکس از اطاعت خدا روي بگرداند به کسي جز خودش زياني نمي رساند و کوچک ترين زياني به خداوند نخواهند رساند.
« فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ» چرا که خداوند بي نياز و ستوده است و بي نيازي اش از لوازم ذات اوست و پادشاهي و فرمانروايي آسمان ها و زمين از آن اوست. اوست که بندگانش را بي نياز گردانده است . او ستوده است و داراي هر اسمي نيکو و هر صفتي کامل و هر  کاري زيبا مي باشد و بر اين چيزها سزاوار ستايش است و بايد مورد ستايش و بزرگداشت و تمجيد قرار بگيرد.لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ما پيامبرانمان  را با دليلهاي  روشن  فرستاديم  و با آنها کتاب  و ترازو، رانيز نازل  کرديم  تا مردم  به  عدالت  عمل  کنند  و آهن  را که  در آن   نيرويي سخت  و منافعي  براي  مردم  است  فرو فرستاديم  ، تا خدا بداند چه  کسي   به  ناديده  ، او و پيامبرانش  را ياري  مي  کند  زيرا خدا توانا و  پيروزمند است.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ فَمِنْهُم مُّهْتَدٍ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ما نوح  و ابراهيم  را به  رسالت  فرستاديم  و در ميان  فرزندانشان  نبوت  و، کتاب  نهاديم   بعضيشان  هدايت  يافتگان  بودند ولي  بيشترينشان  نافرمانان
ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ سپس  پيامبرانمان  را پس  از ايشان  فرستاديم   و عيسي  بن  مريم  را از پي ، آنها روانه  کرديم  و به  او انجيل  را داديم  ، و در دل  پيروانش  رافت  و  رحمت  نهاديم   و رهبانيتي  که  به  بدعت  آورده  اند ما بر آنها مقرر نکرده   ايم ، اما در آن  خشنودي  خدا مي  جستند ، ولي  حق  آن  را بسزا نگزاردند  ما  از آن  ميان  به  کساني  که  ايمان  آورده  بودند ، پاداش  داديم  ولي   بيشترينشان  نافرمان  بودند.
خداوند متعال مي فرمايد:« لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ» به راستي که ما پيغمبران خود را با دلايل روشن فرستاديم و آن دلايل و نشانه هايي است که بر راست و حقّ بودن آن چه پيامبران آورده اند دلالت مي کنند .« وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ» و همراه آنان کتاب را فرستاديم. کتاب اسم جنس است و شامل همه کتاب هايي مي شود که خداوند براي ارشاد و هدايت  مردم و کسب منافع ديني و دنيوي شان نازل کرده است.
« وَالْمِيزَانَ» و ميزان را فرو فرستاديم. ميزان به معني عدالت در گفتارها و  کردارهاست. ديني که پيامبران با خود آورده اند سراسر عدالت است و اوامر و نواهي آن در معاملات با مردم و در امور جزايي و قصاص و حدود و قانون ارث و غيره دادگرانه است. « لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» تا  مردم به داد رفتار کنند. يعني تا مردم به خاطر اجراي آئين الهي و تحصيل منافع بي شمار خود عدالت را اجرا کنند.
اين دليلي است بر اين که پيامبران در اصل و اساس شريعت که اجراي عدالت است متّفق هستند گرچه اجراي عدالت با توّجه به زمان ها هستند گرچه اجراي عدالت با توّجه به زمان ها و احوال گوناگون، صورت هاي مختلفي دارد. « وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ» و آهن را پديدار نموده ايم که در آن نيروي فراواني است و آلات جنگي همانند سلاح و زره و غيره از آن ساخته مي شود. « وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ» و سودهايي براي مردم دارد. مانند انواع صنعت ها و حرفه ها و ظروف و آلات کشاورزي که همه از آهن هستند تا جايي که کم ترين چيزي وجود دارد، که به آهن نياز نداشته باشد.
« وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ» و تا خداوند بازار امتحان و آزمايش را با کتاب هايي که نازل فرموده و يا آهن که آن را آفريده است که نازل فرموده و با آهن که آن را آفريده است برپا دارد و کسي را که او و پيامبرش را در نهان يعني قبل از مشاهده ي حقايق ياري مي نمايد مشخّص گرداند. 