 آفريده ايد؟ يا خداوندي آفريدگار است که شهوت را در وجود زن و مرد قرار داده و ميان زن و شوهر دوستي و محبّت برقرار کرده که سبب توليد مثل مي گردد؟!
بنابراين خداوند آن ها را فراخواند تا از آفرينش نخستين بر آفرينش دوباره استدلال کنند و فرمود:« وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذكَّرُونَ» و به راستي شما آفرينش نخستين را دانسته ايد، پس چرا پند نمي پذيريد؟ چرا ايمان نمي آوريد به اين که کسي که بر آغاز آفرينش شما توانا بوده است بر آفرينش دوباره تان نيز تواناست؟أَفَرَأَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ آيا چيزي  را که  مي  کاريد ديده  ايد ?
أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ آيا شما مي  رويانيدش  يا ما روياننده  ايم  ?
لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ اگر مي  خواستيم  خاشاکش  مي  ساختيم  تا در شگفت  بمانيد.
إِنَّا لَمُغْرَمُونَ گويند : ما ثروت  بر باد دادگانيم  ،
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ما بي  نصيب  ماندگانيم.
اين منّت الهي بر بندگانش است و آن ها را به وسيله اين نعمت به توحيد و  عبادت خويش و بازگشت به سوي خود فرا مي خواند که با فراهم کردن درختان و کشتزارها به آن ها نعمت داده است، چرا که از اين کاشتن رزق و روزي فراهم مي شود و نيازهاي انسان برآورده مي شود. انسان ها نمي توانند منافع و نيازهاي برآورده شده خود را بشمارند چه رسد به اين که بتوانند شکر آن را ادا نمايند و حق آن را به جاي آورند. پس منّت خويش را به آن ها گوشزد نمود و فرمود:« أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ» آيا شما آن را از زمين بيرون مي آوريد؟ يا آيا شما آن را رشد مي دهيد؟ و آيا شما خوشه و ميوه آن را بيرون مي آوريد تا دانه و ميوه اي رسيده گردد؟ 
يا اين که خداوند به تنهايي اين کار را انجام داده و اين نعمت را به شما بخشيده است؟ تنها کاري که شما انجام مي دهيد اين است که زمين را شخم مي زنيد و در آن تخم مي کاريد سپس نمي دانيد که بعد از اين چه کارهايي صورت مي گيرد و بيش از اين نيز توانايي کار ديگري نداريد. با وجود اين به آن ها گوشزد نمود که اين کشتزارها در معرض بسياري از خطرها قرار دارد امّا خداوند آن را حفاظت مي نمايد و برايتان باقي مي گذارد تا مدّت زماني از آن استفاده نماييد. بنابراين فرمود:« لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا» اگر بخواهيم کشتزار و ميوه هاي آن را به گياهي خشک و پرپر شده که سود و فايده اي ندارد تبديل مي کنيم. « فَظَلَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ» آن گاه به سبب خشکيده شدن آن بعد از آن که برايش رنج برده ايد و مخارج زيادي را خرج کرده ايد حسرت مي خوريد و پشيمان مي شويد و شادي تان از ميان مي رود و مي گوييد:
« إِنَّا لَمُغْرَمُونَ» همانا ما دچار نقصان و زيان شديم. و بلايي به ما رسيد که ما را از پاي درآورد. آن گاه مي دانيد که از کجا آمده ايد و دچار زيان شده ايد، و مي گوييد:« بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ» بلکه ما بي بهره هستيم. پس خداوند را با ستايش بگوييد که آن ها را برايتان رويانده و باقي گذارده و آن را کامل مي نمايد و کشتزارتان را به آفتي مبتلا نمي کند که از خير و سود آن بي بهره باشيد.أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاء الَّذِي تَشْرَبُونَ آيا آبي  را که  مي  نوشيد ديده  ايد ?
أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ آيا شما آن  را از ابر فرو مي  فرستيد يا ما فرو فرستنده  ايم  ?
لَوْ نَشَاء جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ اگر، مي  خواستيم  آن  را تلخ  مي  گردانيديم   پس  چرا سپاس  نمي  گوييد ?
وقتي خداوند متعال نعمت خويش را مبني بر خوراک دادن به بندگانش بيان کرد، نعمت آب شيريني که مي نوشند را نيز يادآور شد. فرمود: اگر خداوند اين آب را در دسترس قرار نمي داد و برايتان فراهم نمي کرد شما انسان ها نمي توانستيد آن را به دست آوريد. اين خداوند است که آب را از ابر پايين مي آورد و آن گاه به سبب باران، رودبارهايي در روي زمين پديد مي آيند و در داخل زمين آب ذخيره مي شود و چاه ها و چشمه هاي جوشان روان مي شوند . و از نعمت هاي الهي اين است که آب را شيرين و گوارا کرده است و اگر آن را شور و تلخ مي گرداند استفاده اي از آن برده نمي شد. « فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ» پس چرا خداوند متعال را به خاطر نعماتي که به شما داده است شکر نمي گزاريد؟أَفَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ آيا آن  آتشي  را که  مي  افروزيد ديده  ايد ?
أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِؤُونَ آيا درختش  را شما آفريده  ايد يا ما آفريننده  ايم  ?
نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْكِرَةً وَمَتَاعًا لِّلْمُقْوِينَ ما آن  را هشداري  و براي  مسافران  رهنورد ، متاعي  ساختيم.
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ به  نام  پروردگار بزرگ  خود تسبيح  گوي.
و اين يکي از نعمت هاي ضروري است که مردم نمي توانند از آن بي نياز باشند. مردم در بسياري از کارها و براي رفع بسياري از نيازهايشان به آتش احتياج دارند، پس خداوند آن ها را به آتشي که از درختان پديد آورده گوشزد مي نمايد و مي فرمايد: مردم نمي توانند درخت آتش را پديد آورند و خداوند آتش را از درخت سبز آفريده است. مردم چوب هاي درختان را بر مي افروزند و به آتش تبديل مي شود و چون نياز خود را برآورده سازند آن را خاموش مي کنند.
« نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْكِرَةً» ما آن را تذّکري براي بندگان قرار داده ايم تا نعمت پروردگارشان و آتش جهّنم را که خداوند براي گناهکاران آماده  کرده است به ياد آوردند . و اين را هشداري قرار داده تا بندگانش را به سوي سراي ناز و نعمت بهشت سوق دهد. 
« وَمَتَاعًا لِّلْمُقْوِينَ» و آتش را وسيله و منفعتي براي رهگذران قرار داده ايم . خداوند به طور ويژه بيان کرد که آن را براي استفاده مسافران قرار داده، چون مسافر بيش تر از ديگران از آن استفاده مي نمايد. شايد به خاطر اين است که دنيا همه سراي سفر و گذر است و بنده از زماني که متوّلد مي شود به سوي پروردگارش مسافر است.
پس خداوند اين آتش را کالا و وسيله اي براي مسافران در اين دنيا قرار داده و آن را پند و يادآوري گردانده که آن ها را به ياد سراي جاويدان آخرت مي اندازد. 
وقتي شماري از نعمت هايش را بيان کرد که بر بندگان ايجاب مي نمايند. سپاس و عبادت او را به جاي آورند؛ فرمان داد تا او را به پاکي و بزرگي ياد کنند و فرمود:« فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ» پاکي و ستايش پروردگار بزرگت را بيان کن که اسماء و صفاتش کامل و خير و احسانات او فراوان است.  او را با قلب و زبان و اعضاي بدنت ستايش بگو، چون  او سزاوار ستايش است وسزاوار است که شکر او به جاي آورده شود و ناسپاسي او نشود؛ به يادآورده شود و فراموش نگردد و اطاعت شود و نافرماني اش انجام نگيرد.فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ پس  سوگند به  غروبگاه  ستارگان
وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ و اين  سوگندي  است  اگر بدا