 نيز گياهان  خوشبو
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ پس  کدام  يک  از نعمتهاي  پروردگارتان  را انکار مي  کنيد ?
اين سوره بزرگ و گران قدر را خداوند با نام خويش « الرَّحْمَنُ» آغاز کرده است. همان اسمي که نشانگر گستردگي رحمت و فراگير بودن احسان و فراواني لطف و فضل اوست.
سپس آن چه را که بر رحمت او و آثار آن دلالت مي نمايد بيان کرد؛ نعمت هاي ديني و دنيوي و اخروي که خداوند به لطف و مرحمت خويش بندگان را از آن ها برخوردار کرده است. و بعد از بيان هر نوع از نعمت هايش انسان ها و جن ها را گوشزد مي کند تا شکر او را به جاي آورند، و مي فرمايد:« فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ» پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را تکذيب و انکار مي کنيد؟!
« عَلَّمَ الْقُرْآنَ» پس بيان نمود که او کلمات و معاني قرآن را به بندگانش آموخته و آن را برايشان آسان گردانده است. و اين بزرگترين منّت و مرحمتي است که با آن بر بندگان رحم نموده و قرآني را به زبان عربي و با بهترين کلمات و واضح ترين مفاهيم که هر نوع خير و خوبي را در بردارد و از همه انواع شرّ و بدي برحذر مي دارد براي آن ها نازل کرده است.
« خَلَقَ الْإِنسَانَ» انسان را در بهترين شکل و با اعضايي کامل و اسکلتي محکم آفريده و به سبب گوياي ويژه اش بر همه حيوانات برتري داده است. « عَلَّمَهُ الْبَيَانَ» به او آموخته است تا آن چه را که در دل داريد بيان کند. و اين شامل تعليم بياني و تعليم نوشتاري است. پس گويايي که خداوند با آن انسان را بر ديگر حيوانات برتري داده است از بزرگترين نعمت هاي الهي است که به انسان ارزاني داشته است.
« الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ» خداوند از آن جا که نسبت به بندگان مهربان است و به آن ها عنايت دارد ماه و خورشيد را آفريده و آن ها را چنان مسخر نموده است که طبق حسابي دقيق و مقّرر شده آفريده و آن دو را به حرکت درآورده تا با گردش آن ها منافع بندگان تامين شود و شمارگان سال ها و حساب را بدانند.
« وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ» و ستارگان آسمان و درختان زمين پروردگارشان را مي شناسند و براي او سجده مي برند و کرنش و فروتني مي کنند و براي تامين منافع بندگان که خداوند آن ها را براي آن مسّخر کرده است عمل مي کنند.
« وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ» و آسمان را برافراشته و سقفي براي آفريده هاي زمين قرار داده است و عدالت و دادگري در گفتارها و کردارها را در ميان بندگانش مقّرر کرده است . و منظور از ميزان تنها ترازوي معروف نيست، بلکه همان گونه که ذکر کرديم منظور عدالت است ، و ترازوي معروف نيز در آن داخل مي باشد ؛ ترازويي که با آن اشيا وزن کرده مي شود و مساحت هايي که به وسيله آن امور ناشناخته ثبت و کنترل مي گردند، و حقايقي که به وسيله آن امور ناشناخته ثبت و کنترل مي شوند و حقايقي که به وسيله آن ميان مخلوقات داوري مي شود و با آن ميان آن ها عدالت برقرار مي گردد. همه در «ميزان» داخل است. بنابراين فرمود:« أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ» يعني خداوند ترازو را مقّرر کرده تا شما در حقوق و کارها از حدّ  تجاوز نکنيد. و اگر خداوند داد و سنجش را مقّرر نمي کرد و کارها به عقل شما واگذار مي گرديد فساد و تباهي؛ آسمان ها و زمين و آن چه را که در اين ميان است فرا مي گرفت.
« وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ» و تا آن جا که مي توانيد در ترازو و سنجش به عدالت رفتار کنيد.« وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ» و در ترازو کاستي در ميان نياوريد. يعني آن را ناقص نکنيد، و به خلاف و ضد آن عمل نکنيد، که آن جور و ستم و طغيان است. « وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ» و زمين را با ضخامت و حالات مختلف آن براي خلق گستراند تا بر آن قرار بگيرند و برايشان بستري باشد، و روي آن خانه بسازند. و آن ها را شخم بزنند و در آن نهال بکارند و چاره حفر کنند در راه هاي آن حرکت نمايند و از معادن آن و از همه آن چه که در آن هست و به آن نياز دارند استفاده ببرند.
سپس خوراکي هاي ضروري را که در آن وجود دارد نام برد و فرمود:« فِيهَا فَاكِهَةٌ» در زمين  ميوه هايي هست و آن همه درختاني هستند که ميوه مي دهند از قبيل انگور انجير و انار و سيب و غيره. « وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ» و درخت هاي خرماي پوشش دار . پوششي که خوشه خرما آهسته و کم کم از آن بيرون مي آيد و تبديل به ميوه مي شود و از آن مي خورند و ذخيره مي کنند و مقيم و مسافر آن را به عنوان توشه خود نگهداري مي نمايند. خرما  ميوه لذيذي است و از بهترين ميوه ها محسوب مي شود. 
« وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ» و دانه که ساقه و خوشه دارد و از آن قسمت دور مي شود و از کاه آن چهارپايان و غيره استفاده مي کنند. و اين شامل دانه گندم و جو و ذرّت و برنج و ارزن مي شود.
« وَالرَّيْحَانُ» و ريحان. احتمال دارد که منظور همه خوراکي هايي باشد که  انسان ها مي خورند، و آن  گاه در اين جا عام بر خاص عطف شده است. و خداوند به طرز عام و خاص روزي را به بندگانش  ارزاني مي دارد. و احتمال دارد که منظور همين ريحان معروف است و خداوند با فراهم آوردن انواع بوهاي خوشي که به مشام مي رسد و باعث شادي مي گردند بر بندگانش منّت گذارده است.
وقتي که بسياري از نعمت هايش را که با چشم و بصيرت مشاهده مي شوند بيان کرد و انسان و جن را مخاطب  قرار داد، مجدّدا خداوند نعمت هايش را به آن ها گوشزد نمود و فرمود:« فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ» کدام يک از نعمت هاي ديني و دنيوي خداوند را تکذيب مي کنيد ؟ به راستي که جن ها پاسخ خوبي دادند آن گاه که پيامبر(ص) اين سوره را براي آن ها خواند. ايشان هر وقت اين گفته الهي را تکرار مي کرد« فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ» جن ها مي گفتند:« پروردگار! هيچ چيزي از نعمت هايت را تکذيب نمي کنيم، پس ستايش تو را سزاست». بنابراين شايسته است که بنده هرگاه نعمت هاي خداوند براي او ذکر شوند به آن اعتراف نمايد و سپاس گزارد و خداوند را به خاطر اين نعمت ها ستايش کند.خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ آدمي  را از گل  خشک  شده  اي  چون  سفال  بيافريد
وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ و جن  را از شعله  اي  بي  دود
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ پس  کدام  يک  از نعمتهاي  پروردگارتان  را انکار مي  کنيد ?
سپس خداوند متعال فرمود:« خَلَقَ الْإِنسَانَ» تا « تُكَذِّبَانِ» اين از نعمت هاي خداوند بر بندگانش است و آثار قدرت و آفرينش شگفت انگيز خود را به آن ها نشان مي دهد. « خَلَقَ الْإِنسَانَ» پدر انسان ها آدم عليه السلام را « مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ» از گِل خمير شده اي که خشک شده بود آفريد، و آن گاه صدايي مي داد که مانند صداي سفال بود.
« وَخَلَقَ الْجَانَّ» و پدر جن ها ابليس لعنت خدا بر او باد را « مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ» از زبانه صاف و خالص آتش يا زبانه اي که آغشته به دود بود آفريد. و اين بر شرافت ماده انسان دلالت مي نمايد که ا