 شود و با آنها چه خواهد شد؛ هر کس به خودش مشغول است و به فکر پدر و برادر و دوستش نيست. 
(لکل امري منهم يومئذ شان يغنيه) هر شخصي از آنان در آن روز مشغوليتي دارد که او را [از انديشيدن به ديگران] بي نياز مي کند. 
و سرانجام، حاکم عادل و جزا دهنده حکم مي نمايد، و نيکوکار را در برابر نيکي اش پاداش مي دهد و بدکار را محروم و ناکام مي گرداند. اما همۀ مخلوقات از پروردگار بزرگوار و بخشنده و مهربان اميد دارند که آنان را از فضائل و احسان و آمرزش خود که زبانها نمي توانند آن را تعبير نمايند و افکار، توان تصور آن را ندارند بهره مند سازد، و در آن روز همه خلائق به رحمت او چشم مي دوزند، پس او کساني را که به وي و به پيامبرانش ايمان آورده اند به رحمت خويش اختصاص مي دهد. پس او گفته شود چگونه چنين اميدي را دارند؟ و يا از کجا مي دانيد که چنين مي شود؟ مي گوييم: چون مي دانيم که رحمت خداوند فراوان است و رحمتش بر خشم او غالب است. نيز از گستردگي بزرگواري و بخشش او که همۀ خلائق را فرا گرفته است،  واز نعمت هاي فراوني که در اين دنيا وجود دارد مشاهده مي کنيم که چقدر اهل فضا و کرم است! به ويژه فضل الهي در روز قيامت بسيار گسترده تر است، زيرا فرموده ي الهي که مي فرمايد: (وَخَشَعَت الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ ) و صداها در برابر خداوند رحمان فروکش مي کند، (الا من اذن له الرحمن ) مگر کسي که خداوند رحمان به او اجازه داده باشد و مي فرمايد: (الملک يومئذ الحق للرحمن) فرمانروايي حقيقي در آن روز از آن خداوند رحمان است . و فرموده پيامبر عليه السلام که مي فرمايد: «خداوند را صد رحمت است که براي بندگانش يک رحمت فرو فرستاده است تا با آن بر يکديگر رحم نمايند و با يکديگر مهرباني ورزند، حتي حيوان زبان بسته سم خود را بلند مي کند تا مبادا فرزندش را لگد مال کند، و اين از رحمتي است که خداند در دلش نهاده است؛ پس وقتي که روز قيامت مي آيد اين رحمت با نود و نه حرمت ديگر مي پيوندد و خداوند با آن بر بندگان رحم مي نمايد». و مي فرمايد: «خداوند نسبت به بندگانش از مادر به فرزندش مهربانتر است». همه اي اينها دليلي است بر فضل و احسان و رحمت خدا نسبت به بندگانش، به ويژه در روز قيامت 
پس هر چه مي تواني از رحمت او بگو، و رحمت خدانود بالاتر از آن پيزي است که مي گويي، و تا آنجا که مي تواني رحمت الهي را تصور کن، باز هم رحمت الهي بالاتر از آن است. پس پاک است خداوندي که در دادگري و کيفرش به خلايق رحم مي کند، همچنانکه در فضل و احسان و پاداش دادن خود به آنان رحم مي نمايد. 
و بسي بلند و بالا و بزرگ و با شکوه و مهربان است خدايي که رحمت او همه چيز را فرا گرفته و بخشش او هر موجود زنده اي را دربرگرفته، و آنان همواره و هميشه و در همۀ احوال به او نيازمندند. پس بندگان به اندازۀ يک چشم به هم زدن نمي توانند از او بي نياز باشند. 
(يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا)  در آن روز هيچ کسي از مردم نزد او شفاعت نمي کند مگر اينکه به او اجازۀ شفاعت داده شود، و خداوند اجازۀ شفاعت را به کسي نمي دهد مگر اينکه سخنش را بپسندد، يعني شفاعتش را بپسندد، از قبيل پيامبران و بندگان مقربش که به آنها اجازه مي دهد تا در مورد کسي که سخن و کردارش پسنديده است شفاعت کنند، و آن مومن مخلص است. پس اگر در يکي از اين کارها خلل ايجاد شود، هيچ کس راهي براي شفاعت کردن ندارد. 
و مردم در آن جايگاه به دو گروه تقسيم مي شوند: آنان که به سبب کفر ورزيدنشان ستم کرده اند، پس اينها بهره اي جز ناکامي و محروميت، و عذاب دردناک جهنم و ناخشنودي خداوند ندارند. 
گروه دوم کساني هستند که ايمان آورده اند؛ ايماني که بدان امر شه است، و کار شايسته از قبيل اعمال واجب و مسنون انجام داده اند. (فَلَا يَخَافُ ظُلْمًا) پس چنين کساني از هيچ ستمي يعني از هيچ افزوده شدني بر گناهانش (وَلَا هَضْمًا ) و اينکه از نيکي هايشان کاسته شود نمي هراسند، بلکه همۀ گناهانشان بخشوده شده، و از عيبهايشان پاک مي گردند و نيکي هايشان چند برابر مي شود. 
(وان تک حسنه يضعفها و يوت من لدنه اجرا عظيما) و اگر نيکي باشد آن را چند برابر مي نمايد و از جانب خود پاداشي بزرگ مي دهد.وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا و بدينسان آن را قرآني عربي نازل کرديم و در آن بيم دادن و ترساندن را به [شيوه هايي گوناگون] بازگو کرديم، تا بپرهيزند، يا باعث يادآوري و بيداري ايشان شود.
و اين چنين قرآن را به زبان خوب عربي نازل کرديم و آن را مي فهميد، و درک مي کنيد و کلمات و معناي آن بر شماپوشيده نمي ماند. (وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ) و هشدارها را به شيوه هاي گوناگون در آن بازگو نموديم؛ گاهي با ذکر نامهاي خداوند که ب رعدالت و انتقام دلالت مي نمايند، و گاهي با ذکر عذاب هاي عبرت آموز که امت هاي گذشته به آن گرفتار شدند، نيز با سفارش امتهايي که بعد از آنان آمدند تا از آن عبرت بگيرند. و گا هي با بيان پيامدهاي گناهان و زشتي هايي که دارند. و گاهي با ذکر صحنه هاي وحشتناک و اضطراب آور قيامت، و گاهي با ذکر جهنم و انواع عذاب هايي که در آن وجود دارد. همۀ اين موارد ناشي از رحمت خدا نسبت به بندگان است، تا از او بترسند و گناهان و بديهايي را که به آنان زيان مي رساند رها سازند. (أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا) يا باعث يادآوري و بيداري شان شود. و آنچه از طاعت و نيکي که به آنان سود مي رساند، انجام مي دهند. پس عربي بودن قرآن و بيان وعيدها به شيوه هاي گوناگون در آن، بزرگترين سبب و انگيزه براي پرهيزگاري وع مل صالح مي باشد، پس اگر به زبان عربي نمي بود يا وعده، و وعيد در آن به شيوه هاي گوناگون بيان نمي شد چنين اثري نداشت.فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا پس خداوند فرمانرواي راستين بزرگ و برتر است، وپيش از آنکه وحي قرآن بر تو انجام پذيرد در [خواندن] آن عجله مکن، و بگو: «پروردگارا! بر دانشم بيافزاي».
پس از آنکه خداوند فرمان جزاي خود و حکم دستوري و ديني اش را در مورد بندگانش در کتاب نازل نمود و بيان کرد که اين از آثار فرمانروايي او مي باشد، فرمود (فَتَعَالَى اللَّهُ) خدا والا مقام و بلند و با شکوه است و از هر عيب و کاستي پاک است. خداوند (الْمَلِكُ) فرمانروا و پادشاه است؛ پادشاهي و فرمانروايي صفت اوست و خلايق همه مملوک او هستند، و احکام تقديري و شرعي وي در آن نافذ و جاري است (الْحَقُّ) يعني وجود و پادشاهي و کمالش حق است، پس صفات کمال جز براي خداوند با شکوه ثابت نمي شوند، و از جملۀ اين صفت ها پادشاهي و فرمانروايي است، و ديگر آفريده ها گرچه در بعضي اوقات شايد بهره اي از فرمانروايي بر بعضي چيزها داشته باشند، اما اين فرمانروايي کوتاه و با