ن  لوط که  آنها را  سحرگاه  رهانيديم.
نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ نعمتي  بود از جانب  ما و آنان  را که  سپاس  گويند چنين  پاداش  دهيم.
وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ از، انتقام  سخت  ما ترسانيدشان  ولي  با بيم  دهندگان  به  جدال  برخاستند
وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ از مهمان  او کاري  زشت  خواستند  ما نيز چشمانشان  را کور گردانيديم   پس  بچشيد عذاب  و بيم  دادنهاي  مرا
وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ هر آينه  بامدادان  عذابي  پايدار به  سر وقتشان  آمد
فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ پس  عذاب  من  و بيم  دادنهاي  مرا بچشيد
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و اين  قرآن  را آسان  ادا کرديم  تا از آن  پند گيرند  آيا پند گيرنده  اي   هست  ?
« كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ» لوط عليه السلام وقتي قومش را به پرستش خداوند يگانه که شريکي ندارد فرا خواند و آنان را از شرک و کار زشتي که پيش از آنان هيچ يک از جهانيان مرتکب آن نشده بود نهي کرد، او را تکذيب کردند و دروغگوش انگاشتند و به شرک ورزيدن و زشتي هاي خود ادامه دادند، حتي فرشتگاني که به صورت مهمان پيش لوط آمدند وقتي قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آن ها کار زشت انجام دهند.
خداوند آن ها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آن ها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آن گاه خداوند به جبرئيل عليه السلام دستور داد که چشمانشان را کور گرداند و پيامبرشان آن ها را از گرفتار شدن به  عذاب خدا و کيفر الهي ترسانده بود.« فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ» امّا آن ها درباره هشدارها شک کردند.
« وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ» و بامدادان عذابي کوبنده و پايدار آن ها را فرا گرفت، و خداوند ديارشان را زيرو رو کرد و با سنگ هاي نشان دار آن ها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانواده اش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را به جاي آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد.وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ بيم  دهندگان  نزد خاندان  فرعون  آمدند
كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ همه  آيات  ما را تکذيب  کردند  ما نيز آنها را فرو گرفتيم  چون  فرو  گرفتن ، پيروزمندي  مقتدر
أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ آيا کافران  شما از ايشان  نيرومندترند يا در کتابها آمده  است  که  در  امان هستيد ?
أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ يا مي  گويند که  ما همگي  به  انتقام  بر مي  خيزيم  ?
سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ زودا که  آن  جمع  منهزم  شود و پشت  کرده  بازگردند
بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ بلکه  وعده  گاه  آنها قيامت  است  و قيامت  بلاخيزتر و تلختر است
إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ مجرمان  در گمراهي  و جنونند
يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ روزي  که  آنها را ، به  صورت  ، در جهنم  کشند که  : بچشيد عذاب  سقر را
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ما هر چيز را به  اندازه  آفريده  ايم
وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ فرمان  ما تنها يک  فرمان  است  ، آن  هم  چشم  بر هم  زدني  است
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ کساني  را، که  همانند شما بودند ، هلاک  کرديم   آيا پند گيرنده  اي  هست  ?
وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ هر کاري  که  کرده  اند در دفترهاست
وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ هر کار بزرگ  و کوچکي  مکتوب  است
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ پرهيزگاران  در باغها و کنار جويبارانند
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ در جايگاهي  پسنديده  ، نزد فرمانرايي  توانا
« وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ» و به درستي که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسي را به سوي آن ها فرستاد و او را با نشانه ها و معجزات روشن تاييد کرد و عبرت ها و آموختني هايي را به آن ها نشان داد که به ديگران نشان نداده بود. امّا آن ها همه آيات و نشانه هاي الهي را تکذيب کردند آن گاه خداوند آن ها را کيفر دادن پيروزمندي توانا ، پس او و لشکريانش را در دريا غرق نمود.
منظور از بيان اين داستان ها برحذر داشتن مردم وتکذيب کنندگان محّمد(ص) است. بنابراين فرمود:« أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ» آيا اين بت هايي که برترين پيامبر را تکذيب کرده اند از آن تکذيب کنندگان بهتر هستند، آن هايي که خداوند هلاک شدنشان را بيان کرد؟! پس اگر اينان از آن ها بهترند ممکن است از عذاب نجات يابند و به عذابي گرفتار نشوند که آن انسانهاي شرور بدان گرفتار شدند . ولي در حقيقت چنين نيست و اين ها اگر از آن ها بدتر نباشند بهتر نيستند.« أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ» با اين که خداوند در کتاب هايي که بر پيامبران نازل کرده است به شما عهد و پيماني داده است و آن گاه شما بر اين باوريد که طبق آن چه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات يافتگان هستيد؟
چنين نيست، بلکه  عقلا و شرعاً امکان ندارد که در کتاب هاي الهي که متضمنّ حکمت و  عدالت هستند براي آن ها برائت و نجاتي ثبت شده باشد، چون نجات يافتن چنين معاندان تکذيب کننده اي که برترين و محترم ترين پيامبر خدا را دروغگو انگاشته اند مطابق حکمت نيست.
پس تنها اين احتمال باقي مي ماند که آن ها قدرتي داشته باشند و به وسيله آن چيره و پيروز گردند. بنابراين خداوند خبر داد که آن ها مي گويند:« نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ» ما گروهي شکست ناپذير هستيم و يک ديگر را ياري ميدهيم.
خداوند متعال با بيان ناتواني آن ها و اين که شکست خواهند خورد فرمود:« سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ» اين گروه شکست خواهند خورد و پشت مي کنند. و همان گونه که خداوند خير داده بود اتفّاق افتاد و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد و سران و بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد و سران و بزرگشان کشته شدند و خوار گرديدند و خداوند دين و پيامبرش و گروه مومنان را ياري نمود و پيروز گرداند.
با وجود اين، همه ي آن ها موعدي دارند که در آن گردآورده مي شوند؛ آن هايي که در دنيا گرفتار عذاب شدند، و آن هايي که از لذّت هاي دنيا بهره مند شدند. بنابراين فرمود:« بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ» بلکه قيامت وعده گاه آنان است و در آن جزا داده مي شوند و دادگرانه حق از آن ها گرفته مي شود.« وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ» قيامت بزرگ تر و دشوارتر از همه آن چيزي است که تصوّر مي شود.
« إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ» کساني که مرتکب جنا