 آن چه بدان دستور داده است کمک مي نمايد، ولي همواره ضعيف و ناتوان هستيد.
پس، از آنجا که خداوند به اين حالات شما آگاه است حکمت الهي و کَرَم ربّاني اقتضا نموده تا شما را غرق رحمت و آمرزش و عفو خويش گرداند و با احسان خود شما را بپوشاند و گناهان را از شما دور کند. به خصوص اگر بنده در همه اوقات به دنبال خشنودي پروردگارش باشد و در اکثر اوقات بکوشد تا کارهايي انجام دهد که او را به پروردگارش نزديک نمايد و از گناهان بگريزد؛ گناهاني که پروردگارش را از او ناخشنود مي گرداند. 
امّا گاهي گناهاني از آدمي سر مي زنند پس خداوندت بخشنده ترين بخشندگان است و نسبت به بندگانش از مادر به فرزندش مهربانتر است. پس قطعا چنين فردي همواره به آمرزش پروردگارش نزديک است و خداوند همواره او را اجابت مي کند. بنابراين فرمود:« فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْم پس، از پاک بودن خود سخن مگوييد.
يعني با ستودن خويش نزد مردم از پاکيزگي خود سخن مگوييد.« هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى» خداوند به پرهيزگاران داناتر است، چون تقوي و پرهيزگاري در قلب جاي دارد و خداوند از قلب آگاه است و مطلع است و انسان را طبق نيکي و پرهيزگاري که در دل دارد جزا مي دهد. و مردم هيچ چيزي از عذاب خدا را از شما دور نمي کنند.زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ ، برای مردم دوستی شهوت آراسته شده است از قبیل زنان و فرزندان و ثروت های هنگفت، از طلا و نقره و اسب های نشان دار، و چهارپایان و کشتزار، این کالای زندگی دنیاست؛ و سرانجام نیک در پیشگاه خداوند است.
قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، بگو: « آیا شما را به بهتر از این آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگاری پیشه کرده اند، نزد پروردگارشان باغهایی است که از زیر آن جویها روان است، آنان در آن جاودانه هستند، و همسرانی پاکیزه و خشنودی خداوند را دارند، و خداوند به بندگان بیناست.»
خداوند در این دو آیه از حالتِ مردمی خبر می دهد که دنیا را در آخرت ترجیح می دهند و تفاوت بین دنیا و آخرت را بیان کرده است، پس خبر داده که این چیزها برای مردم زیبا جلوه کرده و به آن چشم دوخته و بدان دل بسته اند و دل را در گرو لذایذ آن گذاشته اند. هر گروه از مردم به یکی از این چیزها علاقمند است و آنرا بزرگترین هدف و  اندیشه خود قرار داده است، هرچند که تمام این خواستنی ها کالایی اندک بوده و در مدت کوتاهی از بین می رود. خلاصه مطلب اینکه : « مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ» همه اینها  کالای اندک دنیا هستند و سرانجام نیک نزد خداوند است.
سپس خداوند خبر داد کسانی که از وی می ترسند و بندگی او را انجام می دهند چیزهایی بهتری به آنان می رسد، و انواع خ وبی ها، و نعماتِ جاودانی که هیچ چشمی نظیر آن را ندیده و هیچ گوشی آن را نشنیده و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است به آنان خواهد رسید، و خشنودی خداوند را که بزرگترین پاکیزه ای دارند که از هر آسیب و نقصی پاک هستند، اخلاقشان زیبا و اندامهایشان کامل است. زیرا نفی چیزی مستلزم ضد آن است، پس پاک قرار دادن آنها از آفات، مستلزم موصوف بودنشان به کمالات است. « وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ» پس هرکس را یاری میدهد تا به آنچه که برای آن آفریده شده است، برسد. بنابراین اهل سعادت را توفیق می دهد تا از این دنیای فانی برای دنیای جاودان توشه بر گیرند، و انجام اعمال صالح را برای آنان میسر می گرداند، تا از این دنیا به اندازه آنچه که آنان را بر عبادت و طاعت خدا یاری می کند، استفاده کنند. 
اما اهل شقاوت و بدبختی را توفیق می دهد تا کارهایی را انجام دهند که شقاوت و بدبختی اخروی آنان را مسجل تر گرداند، و کاری خواهد کرد که به زندگی دنیا راضی شوند، و به آن اطمینان پیدا نمایند، و آن را جایگاه همیشگی خویش قرار دهند.أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى آيا آن  را که  از تو رويگردان  شد ديدي  ?
وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى اندک  مي  بخشيد و در انفاق  بخل  مي  ورزيد
أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى آيا علم  غيب  دارد و مي  بيند، ?
أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى يا از آنچه  در صحيفه  هاي  موسي  آمده  بي  خبر مانده  است  ?
وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى يا از ابراهيم  ، که  حق  رسالت  را ادا کرد ?
أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى که  هيچ  کس  بار گناه  ديگري  را بر ندارد ?
وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى و اينکه  : براي  مردم  پاداشي  جز آنچه  خود کرده  اند نيست  ?
وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى و زودا که  کوشش  او در نظر آيد
ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى سپس  به  او پاداشي  تمام  دهند
وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى و پايان  راه  همه  ، پروردگار توست
وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى و اوست  که  مي  خنداند و مي  گرياند
وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا و اوست  که  مي  ميراند و زنده  مي  کند
وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى و اوست  که  جفتهاي  نر و ماده  را آفريده  است  ،
مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى از نطفه  ، آنگاه  که  در، رحم  ريخته  مي  شود
وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى و بر خداوند است  که  آن  را بار ديگر زنده  کند
وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى و اوست  که  بي  نياز کند و روزي  دهد
وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى و اوست  پروردگار ستاره  شعري
وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى و اوست  که  عاد ، آن  قوم  پيشين  را هلاک  کرد ،
وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى و از ثمود هيچ  باقي  نگذاشت
وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى و پيش  از آنها قوم  نوح  را ، که  ستمکارتر و سرکش  تر بودند ،
وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى و نيز مؤتفکه  را نابود کرد
فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى و فرو پوشيد آن  قوم  را ، هر چه  بايد فرو پوشد
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى پس  به  کدام  يک  از نعمتهاي  پروردگارت  شک  مي  کني  ?
هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى اين  بيم  دهنده  اي  است  همانند بيم  دهندگان  پيشين
أَزِفَتْ الْآزِفَةُ قيامت  فرا رسيد،
لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ کس  جز خداوند آشکارش  نکند
أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ آيا از اين  سخن  در شگفت  افتاده  ايد ?
وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ و مي  خنديد و نمي  گرييد ?
وَأَنتُمْ سَامِدُونَ و شما غافل  شده  ايد
فَاسْجُدُوا لِلَّ