ِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى اينها چيزي  نيستند جز نامهايي  که  خود و، پدرانتان  به  آنها داده  ايد  و  خداوند هيچ  دليلي  بر آنها نفرستاده  است   تنها از پي  گمان  و هواي  نفس   خويش  مي  روند و حال  آنکه  از جانب  خدا راهنماييشان  کرده  اند.
أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى آيا هر چه  آدمي  آرزو کند برايش  حاصل  است  ?
فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى هم  آخرت  و هم  دنيا از آن  خداست.
وقتي خداوند آن چه را از هدايت و دين راستين و فرمان دادن به پرستش پروردگار و يگانه دانستن او، که  محمّد(ص) آورده است بيان کرد، بطلان آن چه را که  مشرکان بر آن هستند نيز بيان نمود. 
از جمله پرستش چيزهايي که هيچ چيزي از صفات کمال را دارا نيستند و سود و زياني نمي رسانند، بلکه نام هاي بي معني هستند که مشرکان و پدران گمراه و نادانشان نام گذاري نموده و نام هاي باطلي براي آن ها ايجاد  کرده اند که سزاوار آن نيستند. 
پس آن ها خود و ديگر گمراهان را با آن فريفتند. پس معبودهايي که چنين هستند به اندازه ذرّه اي سزاوار پرستش نمي باشند و انبازهايي که آنان نام گذاري کرده اند به ناحق چنين پنداشته اند از اوصافي که معبودها بدان متصف مي باشند مشتق اند. آن ها « اللات» را از «اله» که به معني سزاوار پرستش است گرفته و بر بت خود نهاده اند.  و « العزي» را از عزيز و «مناة» را از منّان گرفته اند. اين گونه نام هاي الهي را منحرف کرده و راه الحاد را در پيش گرفته و به خود جرأت داده اند که با او شرک بورزند. و اين نام ها معني ندارند. پس هرکس که کم ترين بهره از عقل و خرد داشته باشد باطل بودن اين اوصاف را مي داند.
« أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنثَى» آيا به گمان و پندار باطل خويش دختران را به خدا نسبت مي دهيد و پسران از آن شما هستند؟ « تِلْكَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِيزَى» اين تقسيم ستمگرانه اي است، و چه ستمي بالاتر از تقسيمي است که بنده مخلوق بر خداوند خالق برتري داده شود؟! بسي والا و پاک و منّزه است خداوند از آن چه مي گوييد.
« إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ» اين ها فقط نام هايي است که شما و پدرانتان آن ها را نام گذاري کرده ايد و خداوند هيچ حجّت و دليلي بر صحّت باور و مذهبتان نازل نکرده است و هر آن چه که خداوند درباره صحّت آن دليلي نازل نکرده باشد باطل و فاسد است و به عنوان دين و آيين برگرفته نمي شود.
هم چنين آن ها پيش خودشان از دليلي پيروي نمي کنند تا به راهي که در پيش گرفته اند يقين داشته باشند، بلکه آن چه که آن ها را بر اين سخنشان ياري کرده است گمان فاسد و پوچ ، و جهالت بي ارزش و شرک و بدعت هايي است که اميال نفساني شان آن ها را به سوي آن مي کشاند. آنان چز پيروي از گمان، انگيزه اي براي کارشان ندارند چرا که فاقد دانش و هدايت اند. بنابراين فرمود:« وَلَقَدْ جَاءهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى» حال آن که از سوي پروردگارشان براي آنان هدايت آمده است . يعني چيزي آمده که آن ها را به سوي توحيد و نبّوت و همه  مطالبي که بندگان بدان نياز دارند راهنمايي مي نمايد.
و همه اين موارد را خداوند به کامل ترين و روشن ترين صورت بيان کرده و چنان بيان نموده است که بيش از هر چيزي انسان را به سوي هدف راهنمايي مي کند. و دلايل و حجّت هايي بر آن اقامه نموده که باعث مي شود تا آن ها و ديگران از آن پيروي نمايند. پس بعد از بيان روشنگر و ارائه دليل، براي هيچ کسي حجّت و عذري باقي نمانده است.
و از آن جا که آن چه آن ها بر آن هستند پيروي از گمان است و سرانجام آن شقاوت و عذاب هميشگي است، باقي ماندن بر اين حالت  کمال بي خردي و نهايت ستمگري است، با وجود اين آن ها خيالات و آرزوهايي در سر مي پرورانند و فريب مي خورند.
بنابراين خداوند بر کسي که ادعا مي کند هر آن چه آرزو کند بدان مي رسد اعتراض نمود و بيان داشت که چنين  فردي دروغ مي گويد: پس فرمود:« أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى؛ فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى» آيا انسان هر آن چه را که آرزو کند بدان مي رسد؟آري! آخرت و دنيا از آن خداست پس به هرکس بخواهد مي دهد و به هرکس که بخواهد نمي دهد، و اين امر پيرو آرزوهاي آنان نيست و طبق ميل آن ها انجام نمي شود.وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى؛ و چه  بسيار فرشتگان  در آسمانند که  شفاعتشان  هيچ  سود ندهد ، مگر از آن   پس  که  خدا براي  هر که  خواهد رخصت  دهد و خشنود باشد.
خداوند با اعتراض بر کسي که فرشتگان و  غير از الله را پرستش مي کند و گمان مي برد که به او سود مي بخشد و روز قيامت نزد خداوند برايش شفاعت مي کند، مي فرمايد:« وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ» چه بسيار فرشتگان مقّرب و بزرگواري در آسمان ها هستند که « لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا» که براي کسي که آن ها را به فرياد خوانده و دست به دامانشان شده و به آن ها اميد بسته سودي نمي بخشند و فايده اي نمي رسانند.
« إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى» بعد از آن که خداوند براي هرکسي که بخواهد و بپسندد اجازه دهد. يعني حتما بايد دو شرط وجود داشته باشد: يکي اين که خداوند متعال اجازه شفاعت بدهد، و از کسي که براي او شفاعت مي شود راضي و خشنود باشد. و معلوم است که فقط عملي پذيرفته مي شود که خالصانه براي خدا  انجام بگيرد و کسي که آن را  انجام مي دهد آن را مطابق شريعت انجام دهد. پس مشرکان هيچ بهره اي از شفاعتِ شفاعت  کنندگان ندارند چرا که آن ها درِ رحمت مهربان ترين مهربانان را به روي خود بسته اند.إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى آنان  که  به  آخرت  ايمان  ندارند فرشتگان  را به  نامهاي  زنان  مي  نامند.
وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا، اينان  را بدانچه  مي  گويند هيچ  دانشي  نيست   تنها از پندار خود پيروي   مي کنند و پندار براي  شناخت  حقيقت  کافي  نيست.
فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا پس  تو نيز از کسي  که  از سخن  ما رويگردان  مي  شود و جز زندگي  دنيوي  را  نمي  جويد اعراض  کن.
ذَلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى منتهاي  دانششان  همين  است   پروردگار تو به  آن  که  از طريق  او گمراه  مي   شود يا به  راه  هدايت  مي  افتد داناتر است.
کساني که براي خدا شريک قرار مي دهند و پيامبرانش را تکذيب مي نمايند و به آخرت ايمان نمي آورند به سبب آن که به خدا ايمان نياورده اند گفته ها و کارهايي از آن ها سر مي زند که