 امين.
و خانه اي که برترين خانه هاي زمين است و مردم به قصد انجام حج و عمره که يکي از ارکان اسلام و ارزش هاي بزرگ آن مي باشد به سوي آن مي آيند، خانه اي که ابراهيم و اسماعيل آن را ساخته اند و خداوند آن را مايه پاداش و ثواب مردم و محلّي امن قرار داده است. چنين خانه اي سزاوار است که خداوند به آن سوگند بخورد و عظمت شايسته آن را بيان نمايد و به حرمت آن سوگند بخورد.
« وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ» و سوگند به سقف برافراشته، يعني آسمان که خداوند آن را سقفي براي مخلوقات و زمين قرار داده که زمين روشنايي اش را از آن مي گيرد، و مردم با استفاده از علامت ها و نشانه هاي آن راهياب مي شوند و خداوند باران رحمت و انواع روزي را از آن نازل مي کند.
« وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ» و سوگند به درياي سرشار از آب که خداوند آن را پر کرده و از طغيان و جاري شدن بر روي زمين منع کرده است با اين که به اقتضاي طبيعت مي بايست روي زمين را بپوشاند، ولي حکمت خداوند اقتضا نموده است که دريا را از جاري شدن باز دارد تا انواع حيوانات بتوانند روي زمين زندگي نمايند. و گفته شده که «مسجور» به معني بر افروخته شده مي باشد که روز قيامت آب آن به آتش تبديل مي گردد و دريا سراپا آتش مي شود و سرشار از انواع عذاب مي گردد.
چيزهايي که خداوند به آن سوگند خورده است بر اين دلالت مي نمايند که اين ها از نشانه هاي خدا هستند و دلايل يگانگي و توانمندي او مي باشند. 
و دلايلي بر اين هستند که او مي تواند مردگان را زنده نمايد. پس فرمود:« إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَاقِعٌ» قطعا عذاب پروردگارت واقع مي شود و خداوند خلاف وعده نمي کند. « مَا لَهُ مِن دَافِعٍ» باز دارنده اي براي عذاب خدا و جود ندارد که از آن جلوگيري کند چون هيچ چيزي بر قدرت خداوند چيره نمي گردد و هيچ فرار کننده اي از  دست او در نمي رود. سپس وصف و حالت آن روز را بيان کرد که عذاب در آن واقع مي شود، پس فرمود:« يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاء مَوْرًا» روزي که آسمان به چرخش و تکان و جنبش در مي آيد و آشفتگي و لرزش آن  ادامه مي يابد.
« وَتَسِيرُ الْجِبَالُ سَيْرًا » و کوه ها از جاهايشان برکنده مي شوند و همانند ابرها به حرکت در آمده و مانند پنبه حلّاجي شده به رنگ هاي مختلف درمي آيند، سپس پراکنده مي گردند و همه اين ها به خاطر وحشت روز قيامت است. سپ انسان ضعيف در آن روز چگونه خواهد بود؟! 
« فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» ويل کلمه ايست که هر نوع عذاب و غم و اندوه و ترسي را شامل مي شود. در آن روز تکذيب کنندگان به همه اين ها گرفتار مي شوند. سپس حالت تکذيب کنندگان را بيان کرد؛ کساني که به سبب تکذيب حق سزاوار ويل گشته اند، پس فرمود:« الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ» کساني که سرگرم کارهاي باطل خود هستند و دانش و پژوهش آن ها علوم زيانباري است که تکذيب حق و تصديق باطل را در بردارد. و  اعمال و کارهايشان کارهاي جاهلان و بي خردان است. به خلاف آن چه اهل تصديق و ايمان بر آن ها هستند که علومشان مفيد و کارهايشان شايسته است. 
« يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا» روزي که با قهر و خشونت به سوي آتش جهنّم برده شده و بر چهره هايشان کشانده مي شوند و با لومه و سرزنش به آن ها گفته مي شود: 
« هَذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ» اين همان آتشي است که آن را دروغ مي پنداشتيد پس امروز بچشيد عذاب هميشگي را؛ عذابي که مقدار و حالت آن را کسي جز خدا نمي داند.
« أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ أَنتُمْ لَا تُبْصِرُونَ» آيا اين جادو است يا اين که شما نمي بينيد؟ احتمال دارد که اشاره به آتش و عذاب باشد. همان طور که سياق آيات بر همين دلالت مي کند. يعني وقتي آن ها آتش و عذاب را ببينند به صورت توبيخ به آن ها گفته مي شود: « آيا اين جادويي است که حقيقت ندارد حال آن که آن را ديده ايد، يا اين که در دنيا نمي توانستيد ببينيد؟» يعني بينش و دانش نداشتيد بلکه به اين چيز جاهل و ناآگاه بوديد و حجّت بر شما اقامه نشده است؟ و پاسخ منتفي بودن هر دو چيز است. امّا سحر و جادو آشکار است که قرآن راست ترين کلام سات و از همه جهات با جادو متضاد است. و امّا اين که آن ها بينش و دانش نداشتند مسئله برخلاف اين است بلکه خداوند حجّت را بر آن ها اقامه نمود و پيامبران آنها را فرا خواندند تا به اين روز ايمان بياورند . و دلايل و حجّت هايي بر آن اقامه شد که آن را از بزرگترين امور مدّلل و واضح قرار مي دهد.
و احتمال دارد که « اصْلَوْهَا» وارد آن شويد به صورتي که شما را از هر سو در بر مي گيرد و بدن هايتان را مي پوشاند و آتش به دل هايتان مي رسد. « فَاصْبِرُوا أَوْ لَا تَصْبِرُوا سَوَاء عَلَيْكُمْ» چه شکيبايي  کنيد چه بيتابي نماييد برايتان يکسان است. يعني شکيبايي ورزيدنتان در برابر آتش فايده اي ندارد و برخي از شما در کنار برخي ديگر احساس آرامش نخواهد کرد، و عذاب از شما کاسته نخواهد شد و اين عذاب از چيزهايي نيست که هرگاه بنده بر آن شکيبايي بورزد سختي و مشقّت آن آسان شود. و آن ها به سبب اعمال ناپاکشان به چنين عذابي گرفتار شده اند، بنابراين فرمود:« إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» تنها برابر کارهايي که خودتان کرده ايد کيفر داده مي شويد.إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَعِيمٍ پرهيزگاران  در بهشتها و نعمتند.
فَاكِهِينَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ؛ از آنچه  پروردگارشان  به  آنها داده  است  شادمانند ، و خدا آنها را از  عذاب  جهنم  نگه  داشته  است.
كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ به  پاداش  کارهايي  که  کرده  ايد بخوريد و بياشاميد  گوارايتان  باد.
مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَّصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ بر آن  تختهاي  کنار هم  چيده  ، تکيه  مي  زنند  حوريان  را همسرشان  مي ، گردانيم.
وقتي کيفر تکذيب کنندگان را بيان کرد، نعمت پرهيزگاران را نيزذکر نمود تا هم تشويق کرده باشد و هم بيم داده باشد و دل ها در ميان ترس و اميد به سر ببرند. پس فرمود:« إِنَّ الْمُتَّقِينَ» بي گمان کساني که با انجام دادن دستورات و پرهيز از منهّيات از خشم وناخشنودي و عذاب خداوند پروا داشته و پرهيز نموده اند، « فِي جَنَّاتٍ» در باغ هايي هستند که درختان پرشکوفه و نهرهاي خروشان و منظره هاي شگفت انگيز و منزل هاي آراسته آن باغ ها را فرا گرفته اند. « وَنَعِيمٍ» و در ناز و نعمت هستند. و اين شامل نعمت هاي قلبي و روحي و بدني مي باشد.
« فَاكِهِينَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ» از آن چه پروردگارشان به آنان داده شاد و خوشحالند و با شادي و لذّت از آن بهره مي برند و از نعمت هاي وصف ناپذيري که خداوند به آن ها داده خوشحالند و هيچ کس نمي داندکه چه نعمت هاي لذّت بخشي براي وي پنهان شده است. « وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ» و خداوند آنان را از عذاب دوزخ محفوظ داشته است. پس هر آن چه را که دوست داشتني 