ه سوي آن دعوت کنند. و اين هدف پرستش و بندگي خداوند است که بايد همراه با شناخت و محبّت او و روي آوردن به وي و روي برگرداند از غير او باشد. واين متوقّف بر معرفت خداوند متعال باشد. و کمال عبادت بستگي به شناخت خداوند دارد بلکه هر اندازه بنده شناخت خداوند دارد بلکه هر اندازه بنده شناخت بيش تري نسبت به پروردگارش داشته باشد عبادت او کامل تر خواهد بود. و  عبادت چيزي است که خداوند بندگان را به خاطر آن آفريده است . پس آن ها را براي اين نيافريده که به آنان نيازي داشته باشد.
« مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ» از آنان هيچ روزي اي نمي خواهم، و نمي خواهم که مرا خوراک بدهند! پاک و بسي برتر است خداوندِ توانگر بي نياز از اين که نيازمند کسي باشد، بلکه همه در همه نيازها و خواسته هاي ضروري وغير ضروري خويش نيازمند او هستند.
« إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ» بي گمان خداوند روزي فراوان دارد و هيچ  جنبنده اي در آسمان ها و زمين نيست مگر اين که روزي اش بر خداوند است و قرارگاه و آرامگاه آن را مي داند.« ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ» و خداوند داراي قدرت و توانمندي کامل است و اجرام بزرگ بالا و پايين را آفريده است و با قدرت کامل خويش در ظاهر و باطن تصرف مي نمايد و مشّيت و خواست او در همه آفريده ها نافذ است. پس هر آنچه خدا بخواهد مي شود، و هرچه نخواهد نمي شود و هيچ فرار کننده اي از دست او درنمي رود و در برابر فرمانروايي او هيچ کس نمي تواند سرِ نافرماني بلند کند. و ازقدرت و توانايي او اين  است که رزق خود را به تمام جهان رسنده است، و از قدرت و توانمندي اوست که مردگان را پس از آن که استخوان هايشان از هم پاشيده شد و هم بادهاي تند آن ها را با خود به جاهاي دور برد يا پرندگان و درندگان آن ها را فرو بلعيد و در بيابان هاي خشک و صحراها پراکنده گشتند و يا دراعماق امواج دريا ناپديد شدند ، زنده مي گرداند و هيچ يک از اين ها از او گم نمي شوند و مي داند که زمين چه اندازه از اجسادشان را مي کاهد. پس پاک است خداوند قوي و نيرومند.فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوبًا مِّثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَابِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِ اين  ستمکاران  را، از عذاب  بهره  اي  است  همانند بهره  اي  که  يارانشان   داشتند  پس  به  شتاب  چيزي  از من  نخواهند
فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن يَوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُونَ واي  بر کافران  ، از آن  روز که  آنها را وعده  داده  اند.
« فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا» همانا کساني که با تکذيب محمّد(ص) ستم کرده اند « ذَنُوبًا» بهره و سهمي از عذاب و شکنجه دارند هم چنانکه ياران ستمگر و تکذيب  کنندشان چنين بهره اي داشته اند.« فَلَا يَسْتَعْجِلُونِ» پس نبايد به شتاب وقوع  عذاب را از من بخواهند . چون سنّت خداوند درباره امّت ها يکي است . پس هر تکذيب کننده اي که به تکذيب خود ادامه دهد بدون آن که توبه نمايد و به سوي خدا برگردد قطعا عذاب بر او واقع خواهد شد گرچه مدّتي دير شود. بنابراين خداوند آن ها را از روي قيامت برحذر داشت و فرمود:« فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن يَوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُونَ» پس واي به حال آنان که کفر ورزيده اند از روزي که به آن وعده داده شده اند! و آن روز قيامت است که در آن روز به انواع عذاب و شکنجه ها گرفتار مي شوند و به زنجيرها بسته خواهند شد. پس هيچ فريادرسي ندارند و هيچ کسي نيست که آن ها را از عذاب خدا نجات دهد از اين عذاب به خداوند پناه مي جوئيم.
پايان تفسير سوره ي ذاريات<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1728.txt">آيه 16-1</a><a class="text" href="w:text:1729.txt">آيه 20-17</a><a class="text" href="w:text:1730.txt">آيه 28-21</a><a class="text" href="w:text:1731.txt">آيه 43-29</a><a class="text" href="w:text:1732.txt">آيه 46-44</a><a class="text" href="w:text:1733.txt">آيه 49-47</a></body></html>مکي و 49 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 16-1:
وَالطُّورِ قسم  به  کوه  طور ،
وَكِتَابٍ مَّسْطُورٍ و قسم  به  کتاب ، نوشته  شده  ،
فِي رَقٍّ مَّنشُورٍ در صفحه  اي  گشاده  ،
وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ و قسم  به  بيت  المعمور ،
وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ و قسم  به  اين  سقف  بر افراشته  ،
وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ و قسم  به ، درياي  مالامال  ،
إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَاقِعٌ که  عذاب  پروردگارت  واقع  شدني  است.
مَا لَهُ مِن دَافِعٍ و آن  را دفع  کننده  اي  نيست
يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاء مَوْرًا روزي  که  آسمان  سخت  بچرخد ،
وَتَسِيرُ الْجِبَالُ سَيْرًا و کوهها به  شتاب  روان  شوند ،
فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ پس  در آن  روز ، واي  بر تکذيب  کنندگان  :
الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ آنان  که  سرگرم  کارهاي  باطل  خويشند.
يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا روزي  که  آنها را به  قهر به  جانب  جهنم  کشند :
هَذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ اين  است  آن  آتشي  که  دروغش  مي  انگاشتيد
أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ أَنتُمْ لَا تُبْصِرُونَ آيا اين  جادوست  يا شما نمي  بينيد ?
اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لَا تَصْبِرُوا سَوَاء عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ به  آتش  در آييد  خواه  بر آن  صبر، کنيد يا صبر نکنيد ، تفاوتي  نکند  شما را در برابر کارهايي  که  مي  کرده  ايد ، کيفر مي  دهند.
خداوند بزرگ به اين امور بزرگ که دربرگيرنده ي حکمت هاي گران قدر است براي اثبات حقّانيت رستاخيز و پاداش پرهيزگاران و سزاي تکذيب کنندگان سوگند مي خورد. پس به «طور» سوگند خورد و آن کوهي است که خداوند بر بالاي آن با موسي بن عمران عليه الصلاة و السلام سخن گفت و به او احکامي را وحي کرد. و اين احکام منّتي بر او وامّتش بود و از آيات بزرگ خدا و از نعمت هايش بودند که بندگان نمي توانند ارزش آن را برشمارند.
« وَكِتَابٍ مَّسْطُورٍ» و سوگند به کتاب نوشته شده . احتمال دارد که منظور از آن لوح محفوظ باشدکه خداوند در آن همه چيز را نوشته است. و احتمال دارد که منظور از کتاب نوشته شده قرآن کريم باشد که برترين کتاب هاست و خداوند آن را نازل فرموده در حالي که خبر و حکايت پيشنيان و پسينيان را در بردارد و مشتمل بر دانش هاي گذشتگان و آيندگان است. 
« فِي رَقٍّ مَّنشُورٍ» در ورقي نوشته شده که آشکار است و بر هيچ عاقل و بيننده اي پوشيده نيست.
« وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ» و قسم به خانه آباد و آن خانه ايست که بر بالاي آسمان هفتم است و همواره به وسيله فرشتگان بزرگوار آباد مي باشد و هر روز هفتاد هزار فرشته وارد آن مي شوند و در آن پروردگارشان را بندگي مي کنند، هرگاه از آن خارج شود تا روز قيامت نوبت بازگشت به آن ها نمي رسد. و گفته شده که «بيت المعمور» بيت الحرام= کعبه است که با طواف کنندگان و نمازگزاران و با زايراني که به قصد انجام حج و عمره مي ايند در هر وقت آباد است. همان طور که خداوند در آيه اي ديگر به بيت الحرام قسم خورده و مي فرمايد:« وَهَذا البَلَدِ الأَمينِ» و سوگند به اين شهر