 اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا) هيچ معبود راستيني جز او نيست، و جز او هيچ چيز نبايد به خدايي گرفته شود، و جز او نبايد کسي ديگر پرستش شود، و کسي ديگر را دوست داشت و به کسي ديگر اميدوار بود و از کسي ديگر ترسيد و کسي ديگر را فراخواند، چون او ذات کاملي است که نامهاي نيکو و صفات عالي دارد، و دانش او همه چيز را فرا گرفته است؛ خداوندي که بندگان هيچ نعمتي ندارند مگر اينکه از جانب اوست، و کسي جز او بدي و شر را دور نمي نمايد، پس هيچ خدايي جز او نيست و هيچ معبود راستيني غير از او وجود ندارد.وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِين، و در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند، بجنگید و تجاوز مکنید، همانا خداوند تجاوز کنندگان را دوست ندارد.
وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ، و هرجا آنان را یافتید آنها را بکشید، و بیرون کنید آنان را از همانجا که شما را بیرون کردند و فتنه «شرک» از کشتن بدتر است، و با آنها در کنار مسجدالحرام پیکار نکنید، مگر اینکه با شما در کنار مسجدالحرام پیکار  کنند، پس اگر با شما جنگیدند آنها را بکشید. این چنین است سزای کافران.
فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم، پس اگر باز آمدند، بی گمان خداوند آمرزگار و مهربان است.
وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ، و با آنها بجنگید تا فتنه ای باقی نماند و دین همه برای خدا باشد، پس اگر باز آمدند تجاوزی نیست مگر بر ستمکاران.
این آیات متضمن دستور به کار زار در راه خدا هستند، و این بعد از هجرت به مدینه بود، آنگاه که مسلمانان قدرت جنگیدن یافتند، پس خداوند به آنها دستور داد که با دشمن بجنگند، در حالیکه پیش تر به آنان دستور داده بود که از جنگیدن پرهیز نموده و خود را کنترل کنند. و جنگیدن را به راه خدا اختصاص داد و فرمود: « فِي سَبِيلِ اللّهِ» که با این عمل می  خواهد مسلمانان را برداشتن اخلاص تشویق، و آنها را از جنگیدن با یکدیگر برحذر دارد. « الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ» بجنگد یا کسانی که با شما می جنگند. و آنها مردان مکلف هستند، نه پیره مردانی که نه رای و نظری دارند، و نه با شما می جنگند. و نهی از تجاوز شامل انواع تجاوزات است از قبیل  کشتن کسی که با مسلمانان نمی جنگد، مانند زنان و دیوانگان و کودکان و راهبان، و مُثله کردن کشته شدگان و کشتن  حیوانات، و قطع  کردن درختان بدون اینکه این کار مصلحتی برای مسلمانان در برداشته باشد، ونیز جنگیدن با کسانی که حاضرند جزیه بپردازند.
« وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ» این دستورِ پیکار با محاربان مسلمانان است، هرجا و هر زمان یافت شوند. به جنگ تهاجمی و تدافعی دستور داده شده است. سپس خداوند پیکار با آنها در مسجدالحرام را از این امر کلّی مستثنی کرد و فرمود: « عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ» جنگیدن با آنها در کنار مسجدالحرام جایز نیست، مگر اینکه خودشان جنگ را آغاز کنند، پس اگر خود جنگ را آغاز کنند، با آنها بجنگید، و این سزای تجاوزشان است. و این یک حکم فراگیر است و همیشه ادامه دارد، مگر اینکه آنها از کفر خود دست بردارند و مسلمان شوند، آن گاه خداوند  توبه آنها را می پذیرد هرچند که از آنها در مسجدالحرام کفر و شرکی سر زده باشد . و پیامبر و مومنان را از مسجدالحرام منع کرده باشند، و این رحمت و احسان خداوند نسبت به بندگانش می باشد.
و از آن جا که گمان می رود جنگ در مسجدالحرام فساد انگیزی در این سرزمین است، خداوند خبر داد که فتنه ی شرک ورزیدن و بازداشتن مردم از دین خدا، از قتل بزرگتر و سخت تر است. پس ای مسلمانها! اشکالی نیستکه شما با آنان پیکار کنید. و از این آیه قاعده مشهوری بدست آمده است، و آن اینکه هنگام وجود دو فسا د، آنکه سبک تر است انجام شود تا فساد بزرگتر دفع گردد.
سپس خداوند هدف از جنگ در راه خدا را بیان کرد و فرمود: منظور از آن ریختن خون کافران و گرفتن مالهایشان نیست؛ بلکه منظور از آن این است که « وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ» دین خالصانه از آن خداوند گردد، و دین خداوند متعال بر همه ادیان چیره و غالب شود، و هر آنچه از قبیل شرک و غیره که با دین الهی در تضاد است، از میان برداشته شود. منظور از «فتنه» ، شرک است، پس چنانچه این منظور حاصل شد، نه کشتنی هست ونه پیکاری. « فَإِنِ انتَهَواْ» پس اگر آنها از جنگیدن با شما در مسجدالحرام باز آمدند، « فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ» شما به آنها تجاوز نکنید، به جز کسانی از آنها که ستم کرده اند، و هرکس که ستم کرده باشد به اندازه ستمی که روا داشته است مجازات می شود.كَذَلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء مَا قَدْ سَبَقَ وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِن لَّدُنَّا ذِكْرًا اين چنين اخبار گذشته را براي تو باز مي گوييم، و به راستي از نزد خويش پندي به تو داده ايم. 
مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وِزْرًا هر کس که از آن روي گردان شود در روز قيامت بار سنگيني از گناه بر دوش خواهد داشت. 
خَالِدِينَ فِيهِ وَسَاء لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِمْلًا جاودانه در آن خواهند ماند و در روز قيامت چه بد باري خواهند داشت .
خداوند متعال به سبب اينکه پيامبرش عليه السلام را براي پيشينيان بازگو مي کند، و جريانات گذشتگان را براي او تعريف مي نمايد، مانند اين داستان عظيم و احکام و چيزهاي ديگري که در آن است که هيچ يک از اهل کتاب آن را انکار نمي کند، و بر پيامبرش منت مي گذارد. پس تو اي پيامبر! اخبار پيشينيان را نخوانده اي و آن را از کسي ياد نگرفته اي. بنابراين اخبار يقيني و درستي که تو بازگو مي کني بيانگر آن است که تو پيامبر بر حق خداوند هستي و آنچه آورده اي راست و درست است .
پس فرمود: (وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِن لَّدُنَّا ذِكْرًا) و به راستي از نزد خويش پند و اندرزي به تو داده ايم. که ببخشي گرانبها و ارجمند است. (ذِكْرًا)وآن اين قرآن کريم است که  اخبار پيشينيان و پسينيان را بيان مي نمايد، و اسما و صفات کامل الهي و احکام وا وامر و نواهي و جزا را ذکر مي نمايد تا ازآن عبرت گرفته شود. و اين بيانگر آن است که قرآن بهترين احکام و فرمانها را دربردارد، که عقلها وس رشتها به نيکي و کمال آن گواهي مي دهند، و قرآن هر آنچه را خداوند در آن نهاده است بازگو مي نمايد. 
و قرآن پندي است براي پيامبر و امتش ، پس بايد آن را بپذيرند و در مقابل آن سر تسليم فرود آورند، و از آن اطاعت نمايند، و آن را تعظيم کنند